این نشریه به صورت میان‌رشته‌ای در حوزه علوم و تکنولوژی‌های نوین در معماری و عمران فعالیت می‌کند، لازم به ذکر است اعضای هیئت داوران و هیئت تحریریه از بین متخصصین و فعالان رشته معماری و عمران برگزیده شده‌اند.

پروانه انتشار رسانه غیر برخط پژوهش های معماری نوین در زمینه معماری (تخصصی) به زبان فارسی و ترتیب انتشار فصل نامه به نام مؤسسه آموزش عالی غیرانتفاعی غیر دولتی فاطمیه (س) در تاریخ 1400/02/27 به شماره ثبت 87995 صادر شده است.امید است با رعایت قانون مطبوعات در تحقق رسالت فرهنگی و مطبوعاتی خویش موفق باشیم.

 

این نشریه بر اساس آیین نامه ارزیابی نشریات موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام (ISC) در کمیته ارزیابی نشریات مورخ 1404/10/29 بررسی و برای ورود به فهرست نشریات لیست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام تایید شد. 

 

شماره شاپا: ISSN-2820-9818

 

متن مقالات به زبان فارسی و چکیده آن به زبان‌های فارسی و انگلیسی منتشر می‌شود.

در فرآیند داوری، فایل مقالات بدون ذکر نام نویسندگان برای داوران ارسال می‌گردد؛ بدین ترتیب، داوران از هویت و مشخصات نویسندگان مطلع نمی‌شوند و داوری به‌صورت ناشناس انجام می‌پذیرد. همچنین، نویسندگان نیز از هویت داوران خود آگاه نخواهند شد.

 

  • هزینه داوری 100 هزار تومان و هزینه انتشار مقاله بعد از پذیرش 250 هزار تومان است.
  • شماره کارت6063737005219280 به نام مؤسسه آموزش عالی فاطمیه (س) شیراز. 

 

این نشریه در اصول اخلاق نشرعلمی از cope پیروی می کند.

مقاله پژوهشی مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در معماری

هوشمندسازی مدیریت ساخت با تلفیق BIM و IoT برای کاهش هدررفت مصالح و بهینه‌سازی هزینه پروژه‌های عمرانی

صفحه 7-22

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2074645.1014

امیر اسگندری، مهدی صادقزاده تبریزی، بهنام حیدری پارام

چکیده در دهه‌های اخیر، فناوری‌های نوین دیجیتال، همچون مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و اینترنت اشیا (IoT)، به‌عنوان ابزارهای کلیدی در افزایش بهره‌وری و کاهش هدررفت منابع در پروژه‌های ساخت مطرح شده‌اند. این پژوهش با رویکردی میان‌رشته‌ای، به تحلیل اثرات هم‌زمان بهره‌گیری از BIM و حسگرهای IoT بر کارایی پروژه‌های ساختمانی می‌پردازد. هدف اصلی مطالعه، شناسایی نقاط قوت و محدودیت‌های پیاده‌سازی این فناوری‌ها در فرآیندهای طراحی، ساخت و نگهداری ساختمان‌های نوین و ارائه چارچوبی برای بهینه‌سازی منابع انسانی، مالی و مصالح است. روش تحقیق شامل مرور نظام‌مند ادبیات موضوعی، شبیه‌سازی پروژه‌های نمونه با ابزارهای BIM و تحلیل داده‌های لحظه‌ای جمع‌آوری‌شده از حسگرهای IoT است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادغام این فناوری‌ها موجب افزایش دقت زمان‌بندی، کاهش خطاهای ساخت، مدیریت بهینه مصرف انرژی و ارتقای کیفیت نهایی پروژه می‌گردد. همچنین، تحلیل اقتصادی-عملیاتی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری اولیه در زیرساخت‌های دیجیتال، با کاهش هزینه‌های اجرایی و نگهداری، بازدهی مناسبی برای مالکان و پیمانکاران فراهم می‌آورد. نتایج این مطالعه می‌تواند به‌عنوان الگویی برای طراحی و مدیریت پروژه‌های معماری نوین با تأکید بر بهره‌وری و پایداری ارائه شود.

مقاله مروری نظریه و نقد معماری

ادراک زمان در قلمرو فضا و مکان(بر مبنای مطالعه تطبیقی اندیشه‌های نظریه‌پردازان فلسفه زمان)

صفحه 23-42

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2080182.1022

امیرداود مصلحت جو، سینا رزاقی اصل

چکیده زمان، یکی از ویژگی‌های اساسی فرآیندهای رفتاری و تفسیر الگوهای شنیداری یا دیداری است. به گونه‌ای که درک فرآیند زمان‌بندی می‌تواند آگاهی ما را از دیگر پدیده‌های رفتاری افزایش دهد. پیشرفت در توضیح روابط تجربی و توسعه نظریه‌های زمان‌بندی رفتاری، بیان‌گر اهمیت تأثیرات زمان در قلمرو معماری است. مطالعات یافته‌های زمان تحت تأثیر احساسات، بر مبنای ادراک زمان در مدت گذر محدود قرار گرفته است. داده‌ها در ادبیات ادراک زمان، ماهیت ذهنی و متضاد یافته‌های مختلف را نشان می‌دهند. توجه به درک فواصل منفصل و مستمر، اثرات محرک، نگرش و شرایط فیزیولوژیکی، نشان می‌دهد که چگونه تحریک و غلبه هیجانی بر ایجاد تمرکز در تقاطع زمان و احساسات تعامل می‌کنند، بر قضاوت زمان تأثیر می‌گذارند، در حافظه محرک ثبت می‌گردند و عناصر متمایز ادراک زمان را در یک تجربه زمانی در تفاوت بین فضاهای پر و خالی پدیـد می‌آورند. این پژوهش، با هدف بازخوانی تطبیقی اندیشه‌های متفکرین مؤلفه زمان و شناخت نقاط مشترک نظریات آنان، ضمن مطالعه مروری ادبیات تحقیق به روش هدفمند و با گردآوری داده‌ها به صورت کیفی و از طریق مشاهدات و دسته‌بندی و بازنمایی پیشینه تحقیق بر اساس مطالعات صرف کتابخانه‌ای و مستندات اسنادی و استنادی و با تمرکز بر پرسش اولیه تحقیق و اتخاذ پیش‌فرض‌های مبتنی بر اطلاعات زمینه‌ای و توصیف و تطبیق راهکارها با نتایج به‌دست‌آمده، با بررسی مقایسه‌ای به روش توصیفی، به دنبال پاسخ این پرسش است که ادراک و احساس، چگونه تصویر ما را از زمان رنگ می‌کند؟ به نظر می‌رسد تغییرات، در تخمین و بازتولید فواصل و بر گذر زمان در رویکرد ذهنی جریان زمان، از زمانی به زمان دیگر رخ می‌دهد و آن‌چه محل اختلاف نظر است، در احساس ذهنی از زمان است؛ و نه در درک آن.

مقاله مروری طراحی معماری

واکاوی مفهوم و ابعاد پایداری اجتماعی در فضاهای شهری

صفحه 43-58

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2068676.1010

زهرا ارسیان، امیر قهرمان پوری، سپیده صداقت نیا

چکیده پایداری اجتماعی، به‌عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، مفهومی چندبعدی، پویا و در حال تحول است که به روابط اجتماعی، انسجام جمعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان در فضاهای شهری می‌پردازد. این مفهوم، فراتر از تعامل میان انسان‌ها، بر رابطه‌ی متقابل شهروندان با محیط کالبدی و اجتماعی خود تأکید دارد و بر ضرورت پاسخ‌گویی به نیازهای مادی، روانی، فرهنگی و اجتماعی ساکنان و تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی در شهر تأکید می‌کند. درواقع، پایداری اجتماعی زمانی تحقق می‌یابد که تمامی گروه‌های اجتماعی از فرصت‌های برابر برای حضور، مشارکت و بهره‌مندی از منابع و خدمات شهری برخوردار باشند. در دهه‌های اخیر، افزایش نابرابری‌های اجتماعی، گسست ارتباطات محلی و کاهش حس تعلق به مکان، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی توسعه شهری را بیش‌ازپیش آشکار کرده است. ازاین‌رو، برنامه‌ریزی و طراحی شهری باید از تمرکز صرف بر جنبه‌های کالبدی و اقتصادی فاصله گرفته و به ابعاد انسانی و اجتماعی توجه کند. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی-توصیفی و تحلیل محتوای بیش از ۱۵۰ منبع معتبر داخلی و بین‌المللی، به بررسی ابعاد مفهومی پایداری اجتماعی و شناسایی شاخص‌های مرتبط با آن پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص‌هایی نظیر ایجاد فضاهای عمومی فراگیر و ایمن، تحقق عدالت در توزیع منابع، تقویت مشارکت مدنی، افزایش امنیت روانی، ارتقاء کیفیت زندگی و حفظ هویت فرهنگی، از مؤلفه‌های کلیدی پایداری اجتماعی محسوب می‌شوند. دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری میان نهادهای دولتی، مدیریت شهری، طراحان فضا و مشارکت فعال شهروندان است تا شهری انسانی‌تر، عدالت‌محورتر و پایدارتر شکل گیرد.

مقاله پژوهشی مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی‌شناسی بصری تا هویت فضایی

صفحه 59-70

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2078293.1020

محمد حسین خوشوقتی، حمیدرضا مختاریان

چکیده نقاشی در معماری معاصر صرفاً به‌عنوان عنصری تزئینی به‌کار نمی‌رود، بلکه در بسیاری از نمونه‌ها به بخشی از منطق شکل‌گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل‌دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی‌شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه‌های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن‌ها عناصر نقاشانه به‌صورت آگاهانه در سازمان‌دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به‌کار گرفته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم‌های نقاشانه می‌تواند به ایجاد لایه‌های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل‌گیری ارتباط حسی عمیق‌تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به‌عنوان عنصری الحاقی، بلکه به‌مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می‌کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می‌تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.

مقاله پژوهشی معماری (عمومی)

سنجش اثربخشی آموزش سازنده‌گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته‌ی معماری

صفحه 71-82

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2067205.1008

مهسا حقانی، سحر مجیدی هتکه لویی، مریم فلاح

چکیده انگیزه تحصیلی به‌عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می‌تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این‌رو مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه‌ی تحصیلی دانشجویان رشته‌ی مهندسی حرفه‌ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه‌ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته‌ی مهندسی حرفه‌ای معماری مقطع کارشناسی‌پیوسته و رشته‌ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته‌ها حاکی از آن است که، روش سازنده‌گرایی به‌طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی‌انگیزگی را کاهش می‌دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌گردد سیاست‌گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده‌تر این روش را فراهم نمایند.

مقاله پژوهشی معماری (عمومی)

تحلیل مؤلفه‌های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ‌های تاریخی ایران(مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

صفحه 83-102

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2073935.1013

سارا چگینی

چکیده با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه‌های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ‌های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه‌ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه‌ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان‌محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه‌های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده‌های حاصل از پرسشنامه‌ی پنج‌درجه‌ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که مؤلفه‌های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به‌صورت هم‌افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه‌اندازها نقش محوری در تجربه‌ی مستقیم از طبیعت ایفا می‌کنند، درحالی‌که هندسه‌ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه‌ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می‌نمایند. ساختار سلسله‌مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه‌ی انسان‌محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می‌دهد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تلفیق سه‌گانه‌ی تجربه‌های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل‌گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به‌طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می‌توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به‌عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان‌محور و پایدار بهره گرفت.

مقاله مروری مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

تحلیل مفاهیم سلامت در سند سازمان جهانی بهداشت و بازخوانی آن در معماری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2085970.1027

طاها طینی، محمدرضا عطایی همدانی

چکیده مسکن به‌عنوان بنیادی‌ترین بستر زیست انسان، نقشی تعیین‌کننده در تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی ساکنان ایفا می‌کند. در سال‌های اخیر، سازمان جهانی بهداشت با انتشار سند «راهنمای مسکن و سلامت»، چارچوبی جامع برای تبیین ارتباط میان کیفیت سکونت و پیامدهای سلامت ارائه کرده است. این سند، مسکن را نه صرفاً به‌عنوان یک کالای کالبدی، بلکه به‌مثابه عاملی ساختاری در نظام سلامت عمومی معرفی می‌کند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، به استخراج مفاهیم بنیادین سلامت در این سند پرداخته و سپس این مفاهیم را در نسبت با ساختار معماری بازخوانی می‌کند. هدف این پژوهش، انتقال گفتمان سلامت از سطح توصیه‌های بهداشتی به سطح منطق سازماندهی فضا، ساختار کالبدی، کیفیت‌های محیطی و نظام طراحی معماری است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از مفاهیم مطرح‌شده در سند WHO، دارای ریشه‌های عمیق در اصول بنیادین معماری نظیر نورگیری، تهویه طبیعی، سلسله‌مراتب فضایی، مقیاس انسانی، ایمنی کالبدی و رعایت عدالت فضایی هستند؛ با این حال، در فرآیند طراحی و سیاست‌گذاری معماری، این پیوند به‌صورت نظام‌مند بازتعریف نشده است. مقاله در نهایت پیشنهاد می‌کند که مفهوم «مسکن سالم» باید به‌عنوان یک چارچوب طراحی و نه صرفاً یک معیار بهداشتی، در ساختار نظری و اجرایی معماری مورد بازاندیشی قرار گیرد.

مقاله پژوهشی معماری اقلیمی / انرژی در معماری

نقش مواد تغییرفازدهنده دربهینه سازی بازشوهای دو و سه جداره در فضای نشیمن یک ساختمان مسکونی در تبریز

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2073551.1012

ماهرخ قلی زاده، محمدمهدی مولایی

چکیده در حوزه ساختمان برای به حداقل رساندن تقاضای انرژی و بهبود مدیریت انرژی ساختمان ها با توسعه فناوری های کاهش انرژی مرتبط با بازشوها در سال های اخیر موورد توجه بسیار قرار گرفته است.در این پژوهش یک پنجره در فضای نشیمن یک ساختمان مسکونی در نظر گرفته شده است که با چندین تیپ از انواع شیشه های دو جداره و سه جداره و گازهای میانی متفاوت از لحاظ مدیریت انرژی حرارتی داخلی مورد بررسی قرار گرفته است.(نتایج بهینه ترین حالت) مواد تغییر فاز مبتنی بر پلیمر (PCM) برای کاربردهای ذخیره‌سازی انرژی حرارتی (TES) اخیراً به دلیل پایداری بالا و انتقال فاز جامد به جامد بالقوه مورد توجه قرار گرفته‌اند.در این پژوهش یک فضای نشیمن در اقلیم سرد تبریز شبیه سازی شده است که توسط یکی از پلاگین های انرژی آنالیزهای حرارتی برای بهترین حالت شیشه ها از نظر نوع و تعداد جداره ها میزان مصرف انرژی در یک اقلیم سرد را نشان میدهد.در این نمونه میزان سطح اشغال سطح شیشهWWR)) به میزان 0.6 سطح دیوار در نظر گرفته شده است و نوع مصالح انتخابی برای سقف,دیوار و کف فضا بصورت یکسان انتخاب شده است.بعضی از نتایج نشان می دهد که لزوما با افزایش تعداد جداره در پنجره ها مقاومت حرارتی حاصل نخواهد شد و در برخی از پنجره ها با تعداد جداره پایین تر اما لعاب کاراتر میزان صرفه جویی در انرژی بیشتر خواهد بود.

مقاله پژوهشی مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

بررسی تاثیر شدت نور در فضای آموزشی بر میزان استرس دانشجویان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2085292.1025

پری ناز کشتکاران

چکیده انسانها مانند مظروفی که شکل ظرف را می گیرد تحت تاثیر بسیار زیاد محیط زندگی نیز هستند و از آنجا که :یادگیری تجربه ای پر استرس است ،که می تواند باعث مشکلات جدی سلامت و عملکرد دانشجویان شود، لذا محیطی که آموزش در آن انجام می شود و عناصر فضای معماری یکی از مهمترین عواملی است که میتواند بر میزان استرس ساکنان تاثیر گذار باشد. بدین جهت یافتن راه حلهایی در جهت کاهش استرس در فضاهای آموزشی حایز اهمیت و نیازمند پژوهش در این زمینه می باشد. این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا شاخص شدت نوردر طراحی محیطی فضاهای آموزشی، میزان استرس دانش جویان و کاربران فضاهای آموزشی را کاهش خواهد داد ؟ روش تحقیق این پژوهش کیفی- کمی است که بخش ادبیات موضوع و ضرورت پژوهش با استفاده از مرور متون و مطالعات کتابخانه ای انجام پذیرفته است ، و میزان استرس دانشجویان در جلسه امتحان توسط ابزار پرسشنامه سنجش استرس DASS و شدت نور محیط بوسیله دستگاه نور سنج مدل YK-10LX سنجیده شد . نتایج مستخرج از ابزار پژوهش در نرم افزار SPSS تحلیل گردید . نتایج بیانگر آن بود که شدت نور با میزان استرس رابطه دارد. یعنی هر چه شدت نور بیشتر باشد استرس دانشجویان کمتر است. نتایج این تحقیق می تواند مورد استفاده مسوولان آموزش و پرورش در راستای توجه به نور فضاهای برگزاری امتحانات و از جنبه دیگر طراحان فضاهای آموزشی در جهت خلق فضاهای مطلوب تر آموزشی و ارتقا بهداشت روانی دانش آموزان قرار گیرد .

مقاله پژوهشی معماری (عمومی)

تحلیل نشانه‌شناسی نمادهای طبیعت در باغ فین کاشان بر اساس رویکرد پیرس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2084453.1024

سارا چگینی

چکیده باغ فین کاشان به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های باغ ایرانی، واجد نظامی پیچیده از معناست که در تعامل میان عناصر طبیعی، سازمان فضایی و تجربه ادراکی مخاطب شکل می‌گیرد. با وجود مطالعات متعدد درباره فرم، هندسه و نمادپردازی باغ‌های ایرانی، سازوکار دقیق تولید معنا در این فضاها، به‌ویژه از منظر نشانه‌شناسی نظام‌مند، کمتر به‌صورت روشمند مورد تحلیل قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش تبیین چگونگی عملکرد عناصر طبیعی باغ فین کاشان به‌عنوان نشانه و بررسی نحوه تولید و تثبیت معنا در سازمان فضایی باغ بر اساس چارچوب سه‌گانه نشانه‌شناسی پیرس است. هدف پژوهش، تحلیل نقش آب، گیاه، زمین و کوشک به‌مثابه نشانه‌های شمایلی، نمایه‌ای و نمادین و واکاوی روابط دلالتی میان آن‌ها در شکل‌دهی به تجربه ادراکی مخاطب می‌باشد. روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی–تحلیلی است و داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل منابع نظری، برداشت‌های میدانی، تصاویر و مدارک فضایی گردآوری و با کدگذاری نشانه‌ای تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که عناصر طبیعی باغ فین به‌طور هم‌زمان در سه سطح شمایلی، نمایه‌ای و نمادین عمل می‌کنند و معنا نه به‌صورت ایستا، بلکه به‌عنوان فرآیندی تدریجی و پویا در حین حرکت، مشاهده و تأمل مخاطب شکل می‌گیرد. آب و کوشک به‌عنوان نشانه‌های غالب، نقش محوری در تثبیت معنا دارند، در حالی که گیاه، زمین و مسیرها به‌عنوان نشانه‌های تقویتی، چارچوب ادراکی و فضایی معنا را فراهم می‌کنند. همچنین، روابط بین‌نشانه‌ای و بُعد زمانی عناصر، باغ فین را به متنی زنده و چندلایه تبدیل می‌کند که معنا در آن پیوسته بازتولید می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که باغ فین کاشان نمونه‌ای برجسته از تجلی نشانه‌شناسی پیرسی در معماری منظر ایرانی است.

فناوری معماری

بررسی تأثیر نمای دو پوسته و هندسه آن بر کنترل نور روز در فضاهای اداری (مدل‌سازی و تحلیل نور روز به‌وسیله نرم‌افزار دیوا)

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 73-94

نوید جلائیان قانع، سجاد آئینی

چکیده نور روز علاوه بر بهینه کردن مصرف انرژی بر کیفیت سلامت فضاهای داخلی، تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا مؤثر است. استفاده از یک سامانه کنترل نور روز، علاوه بر افزایش کیفیت روشنایی طبیعی فضا، مصرف انرژی الکتریکی ساختمان را به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد. مسئله این پژوهش تلاش برای پاسخ به میزان و نحوه تأثیر کیفیت بازشوهای جداره‌های ساختمان بر کیفیت نور روز دریافتی است. به همین جهت به بررسی تأثیر میزان بازشو گره ایرانی طراحی شده بر کارایی روشنایی طبیعی در فضای اداری بر اساس استاندارد‌های بین‌المللی، با استفاده از نرم‌افزارهای شبیه‌سازی نور روز و آنالیزهای سالانه منطبق بر اطلاعات آب و هوایی شهر مشهد، در ساعات اشغال فضا می‌پردازد. در گام نخست تلاش شده است تا مفاهیم اساسی پژوهش مورد مطالعه قرار گیرد. در گام دوم با ابزار تحلیلی دست به مورد پژوهی زده شده است و نحوه تأثیر کیفیت بازشو‌ها بر کیفیت دریافت نور مورد واکاوی قرار گرفته است و در گام آخر با استدلال منطقی و مبتنی بر ابزار تحلیلی نتیجه نهایی صورت‌بندی شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ضریب بازشو در توزیع روشنایی طبیعی و آسایش بصری در جهت‌گیری‌های مختلف به‌خصوص در جبهه جنوبی تأثیر بسیاری دارد. اهمیت نور روز در بهینه کردن مقدار مصرف انرژی، کیفیت سلامت فضاهای داخلی و همین‌طور تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا از طریق طراحی نظام‌مند که قابلیت کنترل نور روز را با توجه به نیازها و ضروریات فضای زیست داشته باشد مؤثر می‌گردد.

معماری داخلی

تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 59-82

https://doi.org/10.22034/ats.2025.727101

محجوبه اریش، احمد میرزاکوچک خوشنویس، ندا ضیاءبخش، محمد معرفت

چکیده مدارس از دیرباز جزء مهم‌ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل‌گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت‌ ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش‌آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش‌های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش‌آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می‌باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان‌های آموزشی طراحی‌ شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به ‌دست ‌آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش‌ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده‌ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه‌گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ‌ها به همراه حوض در آن می‌تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.

معماری اسلامی / معماری ایران

تحلیل شیوه‌های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره‌های پهلوی اول و دوم

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 41-63

https://doi.org/10.22034/ats.2025.725533

نسترن نصیری، مرضیه جعفری گرکانی، نسیم عسگری

چکیده معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده‌ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک‌های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به‌طوری‌که هم‌زمان تحت تأثیر سیاست‌های ملی‌گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه‌های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل‌گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه‌های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه‌ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده‌های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که شیوه‌های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک‌های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت‌ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل‌دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق‌شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.

معماری و تکنولوژی‌های نوین

ارزیابی مولفه های قابلیت های محیط در طراحی داخلی فضاهای عمومی با تکیه بر مبانی رفتار اجتماعی(مطالعه موردی: بررسی عمارت ارثیه قزوین)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 103-119

https://doi.org/10.22034/ats.2025.727100

حافظه پوردهقان، فاطمه حسنعلی

چکیده امروزه فضاهای عمومی و خدماتی مانند کافه‌ها و رستوران‌ها، صرف‌نظر از نقش عملکردی، به‌عنوان بستری اجتماعی برای بروز تعاملات و کنش‌های میان‌فردی ایفای نقش می‌کنند. کیفیت طراحی داخلی این فضاها می‌تواند به‌طور مستقیم بر نحوه ادراک کاربران، حضورپذیری، مشارکت و رفتار اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه‌های قابلیت‌های محیطی مؤثر بر طراحی داخلی فضاهای عمومی نیمه‌خصوصی با تأکید بر مبانی رفتار اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی این تحقیق، عمارت تاریخی «ارثیه» در شهر قزوین است که امروزه به عنوان کافه و رستوران مورد استفاده قرار دارد.
روش تحقیق به‌صورت ترکیبی (کمی–کیفی) بوده و گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. تحلیل داده‌ها بر اساس شاخص‌های استخراج‌شده از مبانی نظری در زمینه کیفیت محیطی، ادراک فضایی و الگوهای رفتاری انجام شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که ویژگی‌های فضایی همچون خوانایی، تنوع عملکردی، انعطاف‌پذیری در چیدمان، مقیاس انسانی و ادراک بصری، نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی، احساس تعلق و حضور فعال کاربران دارند. در این میان، فضاهایی که از ساختار فضایی مناسب، مرزبندی واضح و قابلیت استفاده چندمنظوره برخوردار بودند، بیشترین کارکرد اجتماعی را نشان دادند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی داخلی فضاهای عمومی باید مبتنی بر درک عمیق از نیازهای رفتاری، اجتماعی و روان‌شناختی کاربران باشد و استفاده از الگوهای رفتاری و تحلیل قابلیت‌های محیطی می‌تواند در ارتقاء کیفیت تجربه کاربران و توسعه سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا کند.

معماری و تکنولوژی‌های نوین

تحلیل طراحی مبلمان پیاده‌رو و ارائه‌ی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسی‌پذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 83-102

https://doi.org/10.22034/ats.2025.727099

سارا السادات کارگر، عارفه امانی شامکانی

چکیده دسترسی‌پذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیان‌های تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه به‌ویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیاده‌رو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارسایی‌های جدی مواجه است. این نواقص باعث شکل‌گیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسان‌محور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسی‌پذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیاده‌رو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری داده‌ها با بهره‌گیری از روش‌های مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورت‌گرفته است. یافته‌ها نشان می‌دهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیش‌بینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کف‌پوش‌های لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاع‌رسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسی‌پذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. براین‌اساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسان‌محور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیاده‌رو، می‌تواند در بازنگری سیاست‌های مدیریت شهری و ارتقای شمول‌پذیری فضاهای عمومی مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

مرمت و احیای بناهای تاریخی

تجلی آموزه های اسلامی در طراحی خانه های آرامش بخش (نمونه موردی: خانه الداغی ها و جعفرزاده سبزوار)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 25-41

https://doi.org/10.22034/ats.2025.727103

امیرحسین شیردل، فائزه اسدپور، امید رهایی

چکیده معماری خانه‌های ایرانی، به‌ویژه با تأثیرپذیری از آموزه‌های اسلامی، نقش مهمی در پاسخگویی به نیازهای معنوی و مادی ساکنان دارد. این پژوهش به بررسی تجلی آموزه‌های اسلامی در طراحی خانه‌های سنتی منطقه سبزوار، با تمرکز بر خانه‌های الداغی‌ها و جعفرزاده از دوره قاجار، می‌پردازد. هدف پژوهش، استخراج معیارهای اسلامی برای طراحی خانه‌هایی آرامش‌بخش است که با بهره‌گیری از اصول قرآنی و روایات اسلامی، قادر به ایجاد محیطی هماهنگ با نیازهای انسان و فرهنگ ایرانی باشند. این پژوهش از نوع کیفی بوده که با جمع‌آوری اطلاعات از طریق روش اسنادی-کتابخانه‌ای به تجزیه‌وتحلیل اسناد و متون اسلامی پرداخته شده و با استدلال منطقی، تجلی اصول و ارزش‌های اسلامی در خانه‌های تاریخی الداغی‌ها و جعفرزاده از دوره قاجار مورد بررسی قرار گرفته شده است. بررسی خانه‌ها نشان می‌دهد که معماران ایرانی اصولی مانند حریم و محرمیت، تعادل و تناسب، زیبایی‌شناسی، بهره‌برداری از هندسه و سلسله‌مراتب فضایی و اهتمام به خلوت و آرامش را رعایت می‌کردند، همچنین توجه و استفاده از مصالح طبیعی و سبک زندگی متناسب با فرهنگ مردمان این منطقه، از ویژگی‌های بارز این خانه‌ها است. یافته‌های پژوهش گویای آن است که با بازگشت به این آموزه‌های حکیمانه، می‌توان کیفیت و معنویت مسکن معاصر را ارتقاء داد و با پیروی از این ارزش‌های اسلامی نه‌تنها پایداری و دوام ساختارها فراهم می‌شود، بلکه آرامش روان‌شناختی و اجتماعی ساکنان نیز تأمین می‌گردد.

مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

واکاوی نقش نفوذ‌پذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 65-77

https://doi.org/10.22034/ats.2025.725534

پرستو عبادزاده، سارا دشت گرد، وحدانه فولادی

چکیده بهره‌گیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ می‌کند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذاب‌تر و نشاط‌آورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارت‌های ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیط‌های فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهره‌گیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفه‌های تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر می‌باشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن به‌صورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانه‌ای، مرور متون، منابع و تحلیل آن‌ها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن می‌دهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیت‌های بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.

مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در معماری

هوشمندسازی مدیریت ساخت با تلفیق BIM و IoT برای کاهش هدررفت مصالح و بهینه‌سازی هزینه پروژه‌های عمرانی

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 7-22

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2074645.1014

امیر اسگندری، مهدی صادقزاده تبریزی، بهنام حیدری پارام

چکیده در دهه‌های اخیر، فناوری‌های نوین دیجیتال، همچون مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و اینترنت اشیا (IoT)، به‌عنوان ابزارهای کلیدی در افزایش بهره‌وری و کاهش هدررفت منابع در پروژه‌های ساخت مطرح شده‌اند. این پژوهش با رویکردی میان‌رشته‌ای، به تحلیل اثرات هم‌زمان بهره‌گیری از BIM و حسگرهای IoT بر کارایی پروژه‌های ساختمانی می‌پردازد. هدف اصلی مطالعه، شناسایی نقاط قوت و محدودیت‌های پیاده‌سازی این فناوری‌ها در فرآیندهای طراحی، ساخت و نگهداری ساختمان‌های نوین و ارائه چارچوبی برای بهینه‌سازی منابع انسانی، مالی و مصالح است. روش تحقیق شامل مرور نظام‌مند ادبیات موضوعی، شبیه‌سازی پروژه‌های نمونه با ابزارهای BIM و تحلیل داده‌های لحظه‌ای جمع‌آوری‌شده از حسگرهای IoT است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادغام این فناوری‌ها موجب افزایش دقت زمان‌بندی، کاهش خطاهای ساخت، مدیریت بهینه مصرف انرژی و ارتقای کیفیت نهایی پروژه می‌گردد. همچنین، تحلیل اقتصادی-عملیاتی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری اولیه در زیرساخت‌های دیجیتال، با کاهش هزینه‌های اجرایی و نگهداری، بازدهی مناسبی برای مالکان و پیمانکاران فراهم می‌آورد. نتایج این مطالعه می‌تواند به‌عنوان الگویی برای طراحی و مدیریت پروژه‌های معماری نوین با تأکید بر بهره‌وری و پایداری ارائه شود.

ابر واژگان

نشریات مرتبط