تأثیر معماری بیوفیلیک بر کاهش نشانه های افسردگی در شهروندان میانسال ( مطالعه موردی : مجتمع مسکونی جوان و رز در شهر تهران )
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 35-50
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2089375.1028
وحید میرزاِئی، راضیه لبیب زاده
چکیده در ایران، جمعیت میانسال رو به افزایش است و شیوع افسردگی در این گروه سنی بین ۲۵ تا ۵۰ درصد گزارش شده است. معماری بیوفیلیک با تأکید بر ارتباط انسان با طبیعت، پتانسیل تأثیرگذاری مثبت بر سلامت روان را دارد، اما تأثیر اختصاصی آن بر نشانههای افسردگی میانسالان در محیطهای مسکونی کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین معماری بیوفیلیک و کاهش نشانههای افسردگی در میانسالان و تعیین اولویت مؤلفههای مؤثر آن انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا، توصیفی-پیمایشی از نوع مقدماتی است. جامعه آماری شامل شهروندان میانسال (۴۵-۶۵ سال) ساکن در دو مجتمع مسکونی «جوان» و «رز» در شهر تهران بود. حجم نمونه بهصورت هدفمند به تعداد ۲۰ نفر (۱۰ نفر از هر مجتمع) انتخاب گردید. دادهها با استفاده از 2 پرسشنامه شامل پرسشنامه تست افسردگی بِک و پرسشنامه محقق ساخته سنجش مؤلفههای بیوفیلیک (۱۵ گویه با طیف لیکرت ۵ درجهای) جمعآوری و با بهرهگیری از آمار توصیفی (میانگین، فراوانی، جدول و نمودار) تحلیل شدند. یافتهها نشان داد مجتمع «جوان» با میانگین دسترسی بالاتر به عناصر بیوفیلیک (34/3 از ۵)، میانگین نشانههای افسردگی پایینتری (2/17) نسبت به مجتمع «رز» (میانگین بیوفیلیک 67/1 از 5 و میانگین افسردگی 7/42) دارد. مؤلفههای «گیاهان و فضای سبز» (میانگین 13/4) و «نور طبیعی» (میانگین 8/3) بیشترین نقش را در کاهش نشانههای افسردگی داشتند. در مجموع، بین دسترسی به عناصر بیوفیلیک و شدت نشانههای افسردگی رابطه معکوس وجود دارد. پژوهش حاضر نشان میدهد که معماری بیوفیلیک میتواند بهعنوان یک راهکار غیر دارویی و کمهزینه در کاهش نشانههای افسردگی میانسالان مؤثر باشد و طراحان باید به مؤلفههای «گیاهان و فضای سبز» و «نور طبیعی» اولویت دهند.
تحلیل مفاهیم سلامت در سند سازمان جهانی بهداشت و بازخوانی آن در معماری
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-64
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2085970.1027
طاها طینی، محمدرضا عطایی همدانی
چکیده مسکن بهعنوان بنیادیترین بستر زیست انسان، نقشی تعیینکننده در تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی ساکنان ایفا میکند. در سالهای اخیر، سازمان جهانی بهداشت با انتشار سند «راهنمای مسکن و سلامت»، چارچوبی جامع برای تبیین ارتباط میان کیفیت سکونت و پیامدهای سلامت ارائه کرده است. این سند، مسکن را نه صرفاً بهعنوان یک کالای کالبدی، بلکه بهمثابه عاملی ساختاری در نظام سلامت عمومی معرفی میکند. پژوهش حاضر با بهرهگیری از روش تحلیل محتوای کیفی، به استخراج مفاهیم بنیادین سلامت در این سند پرداخته و سپس این مفاهیم را در نسبت با ساختار معماری بازخوانی میکند. هدف این پژوهش، انتقال گفتمان سلامت از سطح توصیههای بهداشتی به سطح منطق سازماندهی فضا، ساختار کالبدی، کیفیتهای محیطی و نظام طراحی معماری است. یافتهها نشان میدهد که بسیاری از مفاهیم مطرحشده در سند WHO، دارای ریشههای عمیق در اصول بنیادین معماری نظیر نورگیری، تهویه طبیعی، سلسلهمراتب فضایی، مقیاس انسانی، ایمنی کالبدی و رعایت عدالت فضایی هستند؛ با این حال، در فرآیند طراحی و سیاستگذاری معماری، این پیوند بهصورت نظاممند بازتعریف نشده است. مقاله در نهایت پیشنهاد میکند که مفهوم «مسکن سالم» باید بهعنوان یک چارچوب طراحی و نه صرفاً یک معیار بهداشتی، در ساختار نظری و اجرایی معماری مورد بازاندیشی قرار گیرد.
بررسی تاثیر شدت نور در فضای آموزشی بر میزان استرس دانشجویان
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 65-79
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2085292.1025
پری ناز کشتکاران
چکیده محیطی که آموزش در آن انجام میشود و عناصر فضای معماری یکی از مهمترین عواملی است که میتواند بر میزان استرس کاربران تأثیرگذار باشد. یادگیری تجربهای پر استرس است که میتواند باعث مشکلات جدی سلامت و عملکرد دانشجویان شود. بدین دلیل یافتن راهحلهایی در جهت کاهش استرس در فضاهای آموزشی اهمیت دارد و نیازمند پژوهش در این زمینه است. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا شاخص شدت نور در طراحی محیطی فضاهای آموزشی، میزان استرس دانشجویان و کاربران فضاهای آموزشی را کاهش خواهد داد؟ روش تحقیق این پژوهش کیفی - کمی است که بخش ادبیات موضوع و ضرورت پژوهش با استفاده از مرور متون و مطالعات کتابخانهای انجام پذیرفته است و میزان استرس دانشجویان در جلسه امتحان توسط ابزار پرسشنامه سنجش استرس DASS و شدت نور محیط بهوسیله دستگاه نورسنج مدل YK-10LX سنجیده شد. نتایج مستخرج از ابزار پژوهش در نرمافزار SPSS تحلیل گردید. نتایج بیانگر آن بود که شدت نور بر میزان استرس تأثیرگذار است. نتایج این تحقیق میتواند مورداستفاده مسئولان آموزش در راستای توجه به نور فضاهای برگزاری امتحانات و از جنبه دیگر طراحان فضاهای آموزشی در جهت خلق فضاهای مطلوبتر آموزشی و ارتقا بهداشت روانی دانشآموزان قرار گیرد.
بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیباییشناسی بصری تا هویت فضایی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 59-70
https://doi.org/10.22034/ats.2025.2078293.1020
محمد حسین خوشوقتی، حمیدرضا مختاریان
چکیده نقاشی در معماری معاصر صرفاً بهعنوان عنصری تزئینی بهکار نمیرود، بلکه در بسیاری از نمونهها به بخشی از منطق شکلگیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکلدهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیباییشناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونههای منتخب از آثار معماری معاصر است که در آنها عناصر نقاشانه بهصورت آگاهانه در سازماندهی فضا، سطوح و تجربه بصری بهکار گرفته شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که استفاده از خط، رنگ و فرمهای نقاشانه میتواند به ایجاد لایههای معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکلگیری ارتباط حسی عمیقتر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه بهعنوان عنصری الحاقی، بلکه بهمثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل میکند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر میتواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.
واکاوی نقش نفوذپذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 65-77
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725534
پرستو عبادزاده، سارا دشت گرد، وحدانه فولادی
چکیده بهرهگیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ میکند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذابتر و نشاطآورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارتهای ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیطهای فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهرهگیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفههای تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر میباشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن بهصورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانهای، مرور متون، منابع و تحلیل آنها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن میدهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیتهای بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
شناخت و ارزیابی عوامل مضر حاشیهنشینی و تأثیرات آن بر محرومیت کودکان از فضاهای کودک محور (نمونه موردی: شهر سنندج)
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 57-75
صلاح الدین مولانایی، مبین قادری، صبا کسانی، مهدی خسروی
چکیده حاشیهنشینی یکی از مسائل مهم در حیطه شهرسازی و معماری است و باید به نکات مهم تأثیرگذاری بر ساکنین و پیامدهای آن توجه ویژه داشت؛ نکاتی همچون کمبود فضاهای آمورشی و پرورشی مانند فضاهای کودک محور، مسائل امنیتی، فشارهای معیشتی و تربیتی میتواند پیامدهای بسیاری بر روی ساکنین خود بگذارد اما بزرگترین و حساسترین قربانیان آسیبهای اجتماعی کودکان هستند. در این راستا، محرومیت کودکان از فضاهای کودک محور باعث تخلیه انرژی کودکان در محیطهای نامناسب میشود که همین امر زیانهای مالی، جسمی، روحی و حتی جانی را میتواند به همراه داشته باشد. این پژوهش به شناسایی و بررسی عوامل تأثیرگذار بر شرایط نامناسب کودکان حاشیهنشین و کنکاش بر دلایل محرومیت کودکان از نبود یا کمبود فضاهای کودک محور و اثرات مخربی که بر کودکان در حال و آینده میگذارد، همچنین ارائه راهکارهایی برای بهبود این وضعیت میپردازد. پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی است و دادهها از طریق جمعآوری اسنادی و کتابخانهای اکتساب شدهاند، سپس با استفاده از تجارب سایر اساتید و محققین، با ذکر نمونهها و مقالات کار شده در زمینههای تخصصی متنوع، بررسی میدانی ازجمله بازدید، مصاحبه با ساکنین و پرسشنامه انجام شده است و در نهایت تحلیل و نتیجهگیری نویسندگان، صورت گرفته است. حاشیهنشینی اغلب همراه با تقابل فرهنگهای متفاوت و نامتجانس همراه است، این امر موجب بروز آسیبهایی ازجمله، افزایش جرم و جنایت و فروش مواد مخدر و کار کودکان، تهدید سلامت روانی ساکنان و بهویژه کودکان، توزیع نابرابر و نامتوازن امکانات رفاهی، بهداشتی، آموزشی و همچنین عدم کیفیت فضاهای باز شهری مانند پارک، فضای بازی کودکان است که با بررسی این عوامل در محلات (نایسر، اسلامآباد و فرجه)، کمیت و کیفیت آنها تعیینشده و به ارائه راهکار جهت رفع این عوامل پرداخته شده است.
بررسی عملکرد بیونیکی موریانه و مورچه، در جهت بهینهسازی تهویه و انرژی
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 77-94
سارا حبیبی، سولماز حبیبی، کاوه شکوهی دهکردی
چکیده انسانها برای رسیدن به تعامل با طبیعت، باید انرژی و منابع طبیعی را حفظ کنند و در مصرف آنها صرفهجویی نمایند، هدف اصلی این پژوهش، بررسی عملکرد بیونیکی موریانه و مورچه، در جهت بهینهسازی تهویه و انرژی است و اهداف فرعی، بررسی لانه موریانه و مورچه و روشهای عملکردی آنها برای ایجاد تهویه طبیعی و نیز، بررسی لانه موریانه و مورچه و روشهای عملکردی آنها برای حفظ انرژی است، به نظر میرسد با استفاده از دستاوردهای مطالعه ساختارهای موجود در لانه موریانه و مورچه و با توجه به اینکه این حشرات اجتماعی پیچیده-ترین لانههای زیرزمینی را با عمق زیاد با سیستم شبکهای میسازند و در تمام نقاط لانه، دمای مناسب و ثابتی را با گردش هوای خوب و رطوبت نسبی، بهطور غریزی حفظ میکنند و عملکردهای بیونیکی مناسبی برای رسیدن به تهویه طبیعی و حفظ انرژی دارند، میتوانند الگوی مناسبی در جهت بهینهسازی تهویه و انرژی باشند، روش تحقیق بهطورکلی تحلیلی بوده و با بررسی لانه موریانه و مورچه و الگوهای عملکردی آنها و تلفیق تمام یافتهها، میتوان به هدف والای حفظ و بقای انرژی دست یافت، با گردآوری اطلاعات کتابخانهای و اینترنتی و با استفاده از کتابها و مقالات ترجمه شده معتبر و با بررسی عملکردهای، لانه موریانه و مورچه، در جهت تهویه طبیعی، با جمعبندی و ارزیابی یافتهها، میتوان نتایج مطلوبی در جهت بهینهسازی تهویه و انرژی در معماری به دست آورد، نتایج حاصل از این پژوهش، برای رسیدن به هدف والای تعامل و یکپارچگی با طبیعت و رسیدن به ایدههای بیونیکی با رویکرد بهینهسازی تهویه و انرژی، با بررسی عملکردهای مورچه و موریانه در لانهسازی در جهت حفظ انرژی و بهینهسازی تهویه و الگوبرداری از قوانین عملکردی آنها است.
تحلیل فرهنگ مصرفی و جذابیتهای مدرن: عوامل مؤثر بر پرسهزنی زنان در محیطهای تجاری
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 95-107
علیرضا پهلوان، کیوان احزن، مهدی فلاحی
چکیده رفتار پرسهزنی زنان در محیطهای تجاری، بهعنوان یک پدیده اجتماعی-فرهنگی، تحت تأثیر عوامل متعددی ازجمله فرهنگ مصرفی، جذابیتهای مدرن، امنیت روانی و تعاملات اجتماعی قرار دارد. فضاهای تجاری مدرن، به دلیل طراحیهای معمارانه خلاقانه و محیطهای امن، بستری برای تعاملات اجتماعی و بازتعریف هویت اجتماعی زنان فراهم میکنند. بااینحال، نقش عوامل ساختاری و روانی در این رفتار کمتر مورد تحلیل جامع قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر فرهنگ مصرفی و جذابیتهای مدرن بر رفتار پرسهزنی زنان در محیطهای تجاری انجام شده است. بهمنظور دستیابی به این هدف، سؤالاتی نظیر «کدام عوامل بیشترین تأثیر را بر رفتار پرسهزنی زنان دارند؟» و «نقش امنیت روانی و عدالت جنسیتی در تقویت تجربه زنان در این فضاها چیست؟» مورد بررسی قرار گرفتند. در این مطالعه، از روش تحقیق ترکیبی تودرتو استفاده شد. ابتدا مرور نظاممند منابع دستاول برای شناسایی متغیرها انجام شد. سپس، تکنیک دلفی به کار گرفته شد تا مؤلفههای کلیدی مرتبط با فرهنگ مصرفی و جذابیتهای مدرن استخراج و تدقیق شوند. در نهایت، دادههای کمی از طریق پرسشنامهای مبتنی بر طیف لیکرت جمعآوری و با استفاده از آزمونهای همبستگی اسپیرمن و رگرسیون چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که امنیت روانی و جذابیتهای مدرن، بهترتیب با ضرایب همبستگی 865/0 و 821/0، بیشترین تأثیر را در رفتار پرسهزنی زنان دارند. در مقابل، متغیر معنوی-فرهنگی کمترین تأثیر را بر این رفتار نشان داد. همچنین، عدالت جنسیتی با کاهش نابرابریها و تقویت دسترسی برابر، عاملی مهم در افزایش مشارکت زنان در این محیطها شناخته شد. یافتهها بیانگر آن است که طراحی محیطهای تجاری باید بر تقویت ابعاد امنیت، جذابیتهای بصری و تعاملات اجتماعی متمرکز باشد تا تجربهای مطلوب برای زنان فراهم شود.
بررسی رابطه عوامل کالبدی با حس رضایت و تعلق کاربران به سرای سالمندان (نمونه موردی: شهر اردبیل)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 7-21
سالمه قربانی، مرضیه شاهرودی کلور، حجت الله رشیدکلویر
چکیده سالمندی، دوران برخورد با محدودیتهای جسمی و روانی خاص است و توجه به نیازهای روحی، در کنار نیازهای کالبدی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. افزایش روزافزونِ جمعیت سالمندان و تغییرات شیوه زندگی فردی و خانوادگی، باعث افزایش تعداد مؤسسات نگهداری سالمندان شده است؛ اما ازلحاظ روانی، این نوع خانهها در نظر سالمندان، سمبل انزوا و تمایل جامعه به طرد آنها تلقی میشود؛ بنابراین، آنچه مستلزم توجه است، خلق فضایی است که ضمن حمایت فیزیکی، مادی و عاطفی، با شرایط سنی و بحرانهایی که منجر به محدودیت و جدایی سالمند از جامعه عمومی گشته، مطابقت داشته باشد. این مطالعه بر آن است تا راهکارهایی جهت ارتقای سطح رضایتمندی و افزایش حس تعلق سالمندان به محیط سرای سالمندان ارائه دهد. برای این منظور، پس از بررسی متون موجود و طراحی پرسشنامهای ترکیبی از نمونههای استاندارد رضایت از زندگی و حس تعلق و محقق ساخت مربوط به عوامل کالبدی، به سنجش نظرات 123 نفر از سالمندان ساکن در مجموعه سرای سالمندان شهر اردبیل، پرداخته شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS v.24 تحلیل شدند. نتیجه آزمون همبستگی نشان میدهد که میان عوامل محیطی_کالبدی و رضایتمندی و احساس تعلق سالمندان، ارتباط مثبتی وجود دارد. همچنین، نتیجه آزمون رگرسیون نیز نشان میدهد که از میان عوامل محیطی_کالبدی، سرزندگی محیطی بیشترین تأثیر را در تأمین رضایتمندی و احساس تعلق آنان داشته و پسازآن، فضای سبز و نور مناسب، جذابیت بصری، قابلیت محیطی و آزادی عمل دارای تأثیر مثبت میباشند. نتایج همچنین نشان میدهد که با افزایش سن، میزان رضایتمندی و احساس تعلق سالمندان، کاهش مییابد.
نقش مستند نگاری فرهنگی به کمک عکاسی خیابانی بر پایه خوانش تجربیات گردشگران
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 7-19
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725562
مهدی قدیری ابیانه، وحید فدایی مهربانی، فرزین نگارستان
چکیده گردشگری فرهنگی بهعنوان یکی از محبوبترین انواع گردشگری معاصر، با هدف کشف و تجربه فرهنگهای متنوع صورت میگیرد. در این میان، عکاسی خیابانی نقش بسزایی در ثبت و مستندسازی تجربیات گردشگران فرهنگی دارد و بهعنوان ابزاری جهت حفظ و انتقال فرهنگها و لحظات منحصربهفرد عمل میکند. این پژوهش به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه عکاسی خیابانی میتواند تجربه گردشگران فرهنگی را مستند کرده و فرهنگ و حال و هوای محیطهای مختلف را به تصویر بکشد. هدف اصلی این تحقیق، بررسی نقش عکاسی خیابانی در ثبت و انتقال فرهنگها و تجربیات گردشگران فرهنگی است. علاوه بر این، پژوهش به تحلیل تکنیکها و سبکهای مختلف عکاسی خیابانی در مستندسازی تجربیات گردشگران فرهنگی میپردازد تا به درکی جامعتر از تعاملات بین گردشگری فرهنگی و عکاسی خیابانی دست یابد. این تحقیق از روشهای کیفی و تحلیل محتوای تصاویر استفاده میکند. ابتدا پیشینه نظری و مطالعات انجامشده در زمینه عکاسی خیابانی و تأثیر آن بر ثبت تجربیات فرهنگی بررسی شده و سپس با تحلیل تصاویر عکاسی خیابانی، نقش و تأثیر این نوع عکاسی در مستندسازی تجربیات گردشگران فرهنگی تحلیل میشود. تصاویر از منابع مختلف و دورههای زمانی متفاوت انتخاب شده و از تکنیکهای مختلفی جهت ثبت لحظات استفاده گردیده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که عکاسی خیابانی میتواند جزئیات ظریفی از فرهنگها و محیطهای مختلف را به تصویر بکشد که کلمات قادر به بیان آنها نیستند. این تصاویر، علاوه بر اینکه بهعنوان یادگاریهای شخصی عمل کنند، نقش مهمی در به اشتراکگذاری تجربیات گردشگران با دیگران و نیز درک عمیقتر از فرهنگها و جوامع مختلف دارند. همچنین، تکنیکهای مختلف عکاسی خیابانی به تنوع و غنای بصری آثار کمک کرده و هر یک میتواند تأثیر متفاوتی بر نحوه نمایش فرهنگها و تجربیات گردشگران داشته باشد. این تحقیق میتواند بهعنوان یک منبع ارزشمند برای محققان، عکاسان و علاقهمندان به گردشگری فرهنگی و عکاسی خیابانی عمل کند و دیدگاههای جدید و کاربردیتری پیرامون طراحی فضاهای شهری و افزایش تعامل و ارتباط میان مردم و محیطهای ساختهشده فراهم آورد.
سنجش شاخصههای تأثیرگذار بر منازعات و ادعاهای پیمانکاران در شهرداری تهران در سالهای ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 63-87
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725743
سامان صحرایی، حمیدرضا ربیع فرد
چکیده پروژه های عمرانی بخش عظیمی از اعتبارات و منابع مالی یک کشور را به خود اختصاص میدهند. ادعاها و در پی آن اختلافات به ویژگیهای ذاتی در پروژه های تبـدیل شـده انـد کـه بسـیاری از ذینفعـان پروژهها، آن را از مخربترین اتفاقات این صنعت میدانند. در بیشتر پروژهها بـا سیسـتمهـای مختلـف انجـام پروژه، امکان بروز ادعاهایی از سوی طرفین، به خصـوص پیمانکـاران وجـود دارد. اگرچـه در هـیچ پـروژه ای نمیتوان احتمال بروز این ادعاها را از میان برد، اما میتوان با شناسایی علل و منشـأ اصـلی بـروز ادعاهـا، تا حد زیادی از وقوع آنها در پروژه جلوگیری کرد. پژوهش حاضر با بررسی علل منازعات و ادعاهای پیمانکاران در شهرداری ها صورت پذیرفته است. در تحقیق حاضر با بررسی ادبیات تحقیق عوامل احتمالی موثر بر علل منازعات و ادعاهای پیمانکاران با شهرداری ها شناسایی شده و سپس در قالب پرسشنامه در اختیار 20 نفر از خبرگان و متخصصان قرار گرفته است. در گام اول احتمال وقوع این موارد بین پیمانکاران و شهرداریها، سپس میانگین احتمال تبدیل به اختلاف موارد بین پیمانکاران و شهرداری با استفاده از آزمونهای آماری سنجیده شد و در مرحله بعد با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی عوامل اختلاف زا طبقه بندی و میزان احتمال تبدیل هر گروه به اختلاف بررسی شد، در گام سوم، عوامل تاثیر گذار بر اختلاف با استفاده از روش AHP رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد شاخص های مربوط به ضعف و نواقص مشاور و ضعف و نواقص کارفرما در بروز اختلاف بین شهرداری و پیمانکاران سهم بیشتری را به خود اختصاص می دهند، در زمینه ضعف و نواقص کارفرما، دخالت کارفرما در اموری مانند طراحی و جزئیات، نحوه ی اجرا و زمان بندی پروژه باعث دو باره کاری و افت راندمان در فعالیتها می شود، همچنین تعلل در تصمیم گری توسط کارفرما مانند تاخیر در بازبینی، تصویب یا ابلاغ تغییرات و سستی در پیشرفت پروژه ها تاثیرگذار است، تعلل در پیش پرداخت برای آماده سازی یا تجهیز کارگاه نیز سبب متضرر شدن پیمانکار و ایجاد اختلاف خواهد شد، تاخیر در اخذ مجوز از سازمانها نیز برعهده کارفرما می باشد که تاخیر در آن سبب کند شدن فعالیت های پروژه می شود و ادعاهای پیمانکاران را در پی خواهد داشت.
مطالعه تطبیقی ویژگیهای کالبدی مؤثر بر اجتماعپذیری در مراکز تجاری
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 101-112
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725745
سید امیررضا قاضی میرسعید
چکیده تهران بهعنوان پایتخت سرآغاز و نمادی از تغییرات مدرن همراه با توسعه گسترده در بخش طراحی فضاهای عمومی شناخته شده است. این بناها نقش مهمی در بهبود ارتباطات و تعاملات اجتماعی افراد داشته و بررسیها نشان میدهند که لازم است تحلیلهای اجتماعی در فرآیند طراحی موردتوجه قرار گیرد. در این خصوص، کاربری تجاری بهعنوان قلمروهای مشترک برای تعاملات اجتماعی، ارتباطات و معرفت اجتماعی بازتاب شهری مؤثری دارند. عدم توجه به این مهم ممکن است منجر به از بین رفتن زنجیره ارتباط بین انسانها و فضاهایی عمومی شود. جایگاهی که میتواند ریشه تعاملات اجتماعی را شکل دهد، امکان دارد بهمرور آثار اجتماعی نامطلوبی ازجمله انزوا، ناراحتهای روحی و روانی را در جامعه انعکاس دهد. در این موضوع، طراحی و معماری مراکز تجاری نقشی بسیار برجسته دارد و ضرورت دارد پژوهشهای بیشتری در باب اجتماعپذیری مراکز انجام شود. هدف اصلی این پژوهش تطبیقی، بررسی و مقایسه مؤلفههای تأثیرگذار بر اجتماعپذیری مبتنی بر ویژگیهای معماری در عملکرد تجاری در دو کالبد متفاوت، یعنی بازارهای سنتی و پاساژهای مدرن است. نمونههای موردی این مطالعه شامل، بازار بزرگ پانزده خرداد تهران و مرکز تجاری کوروش میباشند. این پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانهای، پرسشنامه و مصاحبه عمیق و مشاهده از روش تحقیق آمیخته بهصورت کمی و کیفی به بررسی موضوع میپردازد. از تحلیل نتایج میتوان بیان ساخت که مجتمعهای تجاری چند کاربردی، بهواسطه عوامل ساختاری محیطی، با ایجاد ابعادی از امنیت فراگیرتر از اجتماعپذیری بیشتری در مقایسه با بازارهای سنتی برخوردار هستند.
ارزیابی و بررسی نقش مؤلفههای کالبدی محیطی بر سلامت روان ساکنان مجتمعهای مسکونی
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 7-21
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725710
وحیده رزم آهنگ، هادی کشمیری
چکیده در سالهای اخیر، زندگی در مجتمعهای مسکونی را میتوان یکی از مهمترین تحولات در رابطه با سکونت برشمرد که به شکلی فراگیر تبدیل به فرم زیست و مسکن معاصر در شهرها شده است. در این راستا بحرانهای برآمده از آپارتماننشینی مجموعه وسیعی از اختلالات روانی همچون: استرس، اضطراب، افسردگی و... را به وجود آورده است. پژوهش حاضر بر پایه ارزیابی و تحلیل میزان تأثیر مؤلفههای کالبدی محیطى بر سلامت روان انجام گرفته تا شاید نتایج آن راهگشایى براى طراحى فضاهای مسکونى سالم و رو به رشد باشد. قابل ذکر است جهت سنجش سلامت روان افراد، از پرسشنامه استاندارد GHQ-12 استفاده شده و برای بررسى المانهای محیطى، مؤلفههای کالبدى محیطی مدنظر قرارگرفته است. همچنین یک پرسشنامه محقق ساخت بر مبنای مؤلفههای مؤثر کالبدی محیطی تهیه شده که 340 نفر از ساکنین مجتمعهای مسکونی مختلف شیراز به آن پاسخ دادهاند و نیز جهت انجام تحلیل و پردازش اطلاعات از نرمافزار SPSS استفاده شده است. یافتههاى پژوهش حاضر نشان میدهد که، محیط کالبدى مجتمعهای مسکونی نقشی اساسی در کیفیت زندگی ساکنین و درنتیجه بیشترین تأثیر منفى بر سلامت روان ساکنان دارد؛ درنتیجه مشخص شده که رابطه قابل استنادی بین سلامت انسان و محیط کالبدی اطرافش وجود دارد و برای تأمین سلامت روان ساکنین باید مؤلفههای کالبدی محیطهای مسکونى مدنظر قرار گرفته و برای ارتقاء و رفع نقص آنها طراحان تلاش نمایند.
نقش شهرهای مصرفی در زندگی شهروندان با رویکرد مردمنگارانه (مورد مطالعه: شهر کرمانشاه)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 7-22
محمد جواد سامانی نژاد، ندا خداکرمیان گیلان، اسدالله بابایی فرد
چکیده امروزه تمامی شهرها در تکاپوی ایجاد امکانات برای مصرف هستند. درواقع شهرها بهواسطه امکاناتی که برای مصرف فراهم میکنند تعریف میشوند. مصرف انبوه از یکسو باعث تغییر شهری ازجمله رشد قارچ گونه مراکز خرید، فروشگاهها، مراکز فراغتی و ... شده است و از سوی دیگر، شهر نیز با طراحی فضاهای مصرفی خاص، شیوههای گوناگون مصرف را برای شهروندان به وجود آورده است. شهرنشینی در شهر کرمانشاه نیز بهطور فزاینده بهسوی مصرفی شدن پیش رفته است. با این وجود، بیشتر مطالعاتی که به بررسی شهر و کلانشهرها پرداختند مسائلی مانند تغییرات جمعیت، مهاجرت، بیکاری، ناامنی، حاشیهنشینی، انباشت ثروت، اقتصاد و خدمات اجتماعی را در بر میگیرند؛ با توجه به این موضوع، انجام دادن پژوهشهای مختلف در این زمینه حکم زیربنا برای مطالعات بینرشتهای در زمینه شهرها و مصرف دارد. البته رشد تغییرات و دگرگونیهایی که در مصرف شهرها به وجود آمده؛ باعث توجه بیشتر به این موضوع شده است. این پژوهش، فرایند مصرف در شهرهای مدرن را بررسی کرده و نقش آن در زندگی شهروندان مورد بحث قرار داده است. در این پژوهش از روش تحقیق مردمنگاری استفاده شده و تکنیک گردآوری دادهها شامل: مشاهده مشارکتی و مصاحبه عمیق است. یافتههای پژوهش نشان میدهند که فضاهای تجاری، طراحی خاصی را در معماری شهر به وجود آوردند. معیارهایی در طراحی شهر وجود دارد که منجر به خلق فضایی دلنشین و تحریککنندهای برای مصرف میشود، رنگهایی که در فضاهای تجاری به کار گرفته میشوند در درخشندگی فضاها نقش حیاتی دارند و کمک بهسزایی در خلق زیبایی کالاها دارند. ورودیهای متعدد، راهروهای عریض، نورگیرهای فراوان و چشماندازها مرکزی زیبا در مراکز خرید امکان تشویق بیشتر افراد به داخل پاساژ را فراهم میآورند. پرسهزنان با قدم زدن در شهر هویت خود را تغییر میدهند. همچنین مراکز خرید خود شامل: فضای خردهفروشی، هتلها، رستورانها، تسهیلات تفریحی هستند که با امکانات متفاوتی که در اختیار افراد میگذارند باعث خرید هر چه بیشتر افراد و مصرفگرایی میشوند. از سوی دیگر، مراکز خرید به عنوان یکی از اشکال جدید خرید، نقش مؤثری در اعتیاد افراد به خرید دارند. اعتیاد به خرید گاهی افراد را وسوسه به خرید بیش از اندازه میکند در پی آن اضطراب و نگرانی برای افراد به وجود میآید. بر این اساس، افراد در هنگام مصرف و خرید کالاها هویت خود را از دست داده و یا آن را بازنمایی میکنند و هویت جدیدی را به وجود میآورند.
بررسی تاثیر مولفههای ادراکات محیطی فضاهای آموزشی بر ارتقای یادگیری دانشآموزان
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 57-71
نازنین یارمحمدیان، سعید عظمتی، سارا طاهرسیما
چکیده هر کودک در مدرسه بخش مهمی از عمر خود را میگذراند که هدف از این حضور در مدارس آموختن و پرورش توانایی و مهارت کودک و رفتارهای فردی و اجتماعی است. طراحی نامناسب محیط مدرسه سبب نارضایتی ، خستگی و کاهش یادگیری آنها میشود. اهمیت به ویژگی های روحی دانشآموزان و الگوهای رفتاری آنها در طراحی محیط های آموزشی و مدارس ، میتواند به یادگیری آنان و شکوفایی استعدادهای آنها کمک کند. درنتیجه، طراحی مدرسه و فضای آموزشی با توجه به نیازهای ویژه کودکان، از اهمیتی ویژه برخوردار است. آنچه که این مقاله به آن پرداخته جنبه های متفاوت تاثیر فضای آموزشی و مولفههای ادراکات محیطی این فضاها بر یادگیری کودکان با رویکرد ارتقای یادگیری دانشآموزان میباشد. پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش انجام تحقیق، تحقیق پیمایشی- تحلیلی میباشد. پژوهشگر به منظور سنجش دیدگاه دانشآموزان ، با مطالعه و دستهبندی پژوهش های پیشین به تدوین جدول هدف- محتوا پرداخته است و با توجه به این جدول پرسشنامهای طراحی کرده است، و همچنین از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده است.برای بررسی روایی سازه 40 پرسشنامه بین متخصصان توزیع گردید و از تحلیل عاملی تأییدی و نرمافزار SPSS بهمنظور بررسی روایی سازه استفاده شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش بیان میکند که مولفههایی برگرفته از ادراک محیطی، نظیر: تنوع چیدمان مبلمان و مبلمان انعطافپذیر و متحرک، فضاهایی با امکان تعاملات مشارکتی، ترکیب متناسب رنگ در فضا، ورودی و مسیرهای خوانا و دعوت کننده، زمین شنبازی، حضور آب، تراس هایی در امتداد کلاسها در طبقات، پارک مشارکتی، گودال باغچه، پنجره های قدی و نورگیر و... در ارتقای یادگیری دانشآموزان موثر عمل می نمایند.
الگوگیری از بازارهای سنتی ایران در طراحی مجتمعهای تجاری با رویکرد ارتقای تعاملات اجتماعی
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 47-63
فرزین توکلی، سعید عظمتی، سارا زهری
چکیده بازارهای سنتی از دیرباز تاکنون هسته اصلی تشکل و تعامل در فضای اجتماعی و اقتصادی شهرها به شمار میروند. امروزه مجتمعهای تجاری بستر و فضای مناسبی جهت برقراری روابط اجتماعی هستند. در این مجموعهها فعالیت اصناف و همگانی بودن، میتواند منجر به حضور مردم در فضا و زمینه ساز محیطی برای ارتقای تعاملات و نشاط و پویایی و رشد اجتماعی شهر میگردد. مقاله حاضر قصد دارد با توجه به الگوی بازارهای سنتی در راستای ارتقای تعاملات اجتماعی در مجتمعهای تجاری به راهکارهایی دست یابد. روش تحقیق مقاله حاضر ترکیبی است که در بخش اول با استفاده از مطالعات کتابخانهای و مشاهده و بررسی نمونه موردی بازار اصفهان مؤلفههای کالبدی بازار استخراج و در بخش دوم از طریق مصاحبه باز با دوازده نفر از متخصصین حوزه معماری به روش گلوله برفی مؤلفههای مؤثر مشخص گردید. در مرحله بعد به روش کمی با استفاده از پرسشنامه که میان کاربران فضاهای تجاری منطقه ۵ توزیع شده، دادههای به دست آمده از نمونه موردی مورد تحلیل قرار گرفت تا مؤلفههای قابل استفاده در مجتمعهای تجاری امروزی شناسایی شود. نتایج به دست آمده نشان میدهد که استفاده از مؤلفههای حس مکان، سرزندگی، و نفوذپذیری و تنوع فضایی در طراحی مجتمعهای تجاری میتواند موجب ارتقای تعاملات اجتماعی در کاربران از این فضاها گردد
چیدمان فضایی در طراحی معماری ساختمانهای مسکونی میانمرتبه با استفاده از الگوریتم بهینه یابی
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 87-102
صهبا حسیبی، علی اندجی گرمارودی
چکیده نحوه ی چیدمان فضایی و هندسی نقشه ها به عنوان یکی از اولین مراحل در طراحی معماری می باشد که تحت تاثیر متغیرهای پیدا و پنهان شکل می گیرد و سبب ایجاد جواب های متعددی می گردد. استفاده از قدرت محاسباتی کامپیوترها برای کمک در پیش بینی انواع چیدمان فضایی و چگونگی تعریف مسئله به زبان الگوریتمیک3 یکی از چالش های اصلی این موضوع می باشد. هدف پژوهش حاضر این است که به منظور شکل گیری پیوند میان ساکن و مسکن و فراهم کردن زمینة مشارکت کاربر در طراحی مسکن، الگوریتمی جهت یافتن چیدمانی فضایی متناسب با نیاز و سلیقه او ارائه شود. در پژوهش پیش رو از روش بهینه سازی چند معیاره به دنبال یافتن چیدمانی بر اساس چند معیار مختلف استفاده کرده ایم. برای این امر حدود 200 پلان جانمایی که به صورت دستی طراحی شده به عنوان ورودی به الگوریتم داده شده است؛ الگوریتم با استفاده از معیار هایی چون: مساحت فضای باز و بسته، الزامات جهت گیری فضاها، تعداد اتاق های خواب و ... اساس کار جانمایی را شکل می دهد. در ادامه انواع حالات ممکن قرارگیری فضاها در کنار هم بررسی می شود و با توجه به داده ها بهترین حالت چیدمان فضایی پیشنهاد می گردد. در پایان کل فرآیند ترکیبی الگوریتم به وسیله تعدادی نمونه مورد آزمایش قرار گرفته است که نتایج حاصل گویای ظرفیت بالای روش پیشنهادی در تهیه، تنوع، سرعت و دقت تولید نقشه های چیدمان فضایی ساختمان های مسکونی میان مرتبه به دور از محدودیت های ذهن انسان می باشد.
جایگاه رفتار قلمروپایی در محیط های دانشگاهی جهت مطلوبیت تعاملات اجتماعی دانشجویان (بررسی نمونه موردی دانشگاه رجایی)
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 27-41
https://doi.org/10.52547/arch.1.1.27
منا محمدی، حمید رضا عظمتی
چکیده مطلوبیت تعاملات اجتماعی دانشجویان در کیفیت مندی فضاهای رسمی و غیررسمی دانشگاه شرطی اساسی است. هدف پژوهش حاضر پرداختن به رفتار قلمروپایی در فضای دانشگاه باتوجه به مفهوم مرزها جهت بهبود تعاملات اجتماعی دانشجویان می باشد.پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها ترکیبی (کمی و کیفی)، و روش تحقیق پیمایشی شامل دو قسمت الف) به منظور سنجش دیدگاه افراد، تدوین جدول هدف و محتوا با گردآوری داده ها ازمنابع مکتوب و مصاحبه نیمه ساختار یافته با اساتید روان شناسی و معماری ب) طراحی پرسش نامه تصویری باتوجه به این جدول و توزیع میان جامعه. متخصصان شامل 17 نفر از اساتید و جامعه آماری 45 نفر از دانشجویان معماری دانشگاه رجایی می باشند. داده ها به صورت ترکیبی از سه روش مصاحبه، مشاهده و پرسش نامه گردآوری شدند. جامعه آماری شامل دانشجویان معماری دانشگاه رجایی با نمونه گیری تصادفی خوشه ای است. پس از طبقه بندی اطلاعات بدست آمده با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس، به بررسی و تحلیل آنها پرداخته شده و مرزهای مطلوب از نظر دانشجویان با آزمون تی تست استخراج گردید. یافته های این پژوهش نشان می دهد که دانشجویان مرزهای میانه را برای محرمیت فضایی در حضور فردی و گردهمایی های دوستانه مطلوب تر می دانند.
بهرهگیری از دیوارنگاری در جهـت ارتقـای کیفی فضاهای عمومی شهری بر پایه ترجیحات مردمی (نمونه موردی: شهر قزوین)
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 85-108
https://doi.org/10.52547/arch.1.1.85
ابوالفضل طغرایی، کیا مسعودی، عرفان طغرایی
چکیده هنرهای عمومی یکی از کمهزینهترین، و در عین حال مؤثرترین ابزارها برای خلق و ارتقای کیفی فضاهای شهری است. همچنین در جوامع دموکراتیک امروز هنرهای عمومی از جنبه سفارشی و زیباییشناختی صرف فاصله گرفته است و در کنار تحولات فناورانه موجود، به عنوان ابزاری مهم برای ارتقای کیفیت فضاهای شهری مود توجه قرار دارند. در این بین، دیوارنگارهها یکی از ملموسترین انواع هنری عمومی است که در چرخهای دیالکتیکی، از تمایلات و ترجیحات مردمی، یا حداقل قشر روشنفکر، اثر گرفته و در طول زمان بر ادراک و ارزشهای فرهنگی آنها اثر میگذارد. هدف این پژوهش که کشف ترجیحات مردمی در حوزه دیوارنگارههای شهری و استفاده از آن برای تدوین یک چارچوب اولیه طراحی شهری برای دیوارنگاریها در شهر قزوین است؛ را میتوان ذیل رویکردهای قدرتمند مشارکتی به طراحی و ساماندهی فضاهای عمومی در شهرسازی امروز قلمداد کرد. مقاله حاضر مبتنی بر رویکردی تحلیلی-تجویزی، از روشهای جمعآوری اطلاعات بر پایه مطالعات اسنادی، پیمایش میدانی و مصاحبه بهره میگیرد و میکوشد در سه گام به مرور مبانی نظری متأخر پیرامون دیوارنگاری، اخذ ترجیحات شهروندان قزوینی و در نهایت تفسیر دادهها و ارائه تجویزی راهبردی بپردازد. یافتههای پژوهش بر مبنای ترجیحات مردمی نشان میدهد شهروندان قزوینی از حیث موضوع و محتوا، به گونههای طبیعتمحور و حماسی-اساطیری و از حیث سبک و طرح به کاشینگاری و دیوارنگاریهای نورپردازانه تمایل دارند. هم چنین بر پایه توجه توأمان به کاستیها و قابلیتهای موجود چارچوبی راهبردی برای اقدام تدوین شده که مشتمل بر اهداف کلان سهگانه، شاخصهای یازدهگانه و راهبردهایی برای خلق فضاهای شهری مطلوبتر با استفاده از دیوارنگاری در قزوین است.
