موضوعات = معماری (عمومی)
معماری (عمومی)

تحلیل نشانه‌شناسی نمادهای طبیعت در باغ فین کاشان بر اساس رویکرد پیرس

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2084453.1024

سارا چگینی

چکیده باغ فین کاشان به‌عنوان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های باغ ایرانی، واجد نظامی پیچیده از معناست که در تعامل میان عناصر طبیعی، سازمان فضایی و تجربه ادراکی مخاطب شکل می‌گیرد. با وجود مطالعات متعدد درباره فرم، هندسه و نمادپردازی باغ‌های ایرانی، سازوکار دقیق تولید معنا در این فضاها، به‌ویژه از منظر نشانه‌شناسی نظام‌مند، کمتر به‌صورت روشمند مورد تحلیل قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش تبیین چگونگی عملکرد عناصر طبیعی باغ فین کاشان به‌عنوان نشانه و بررسی نحوه تولید و تثبیت معنا در سازمان فضایی باغ بر اساس چارچوب سه‌گانه نشانه‌شناسی پیرس است. هدف پژوهش، تحلیل نقش آب، گیاه، زمین و کوشک به‌مثابه نشانه‌های شمایلی، نمایه‌ای و نمادین و واکاوی روابط دلالتی میان آن‌ها در شکل‌دهی به تجربه ادراکی مخاطب است. روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی–تحلیلی است و داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل منابع نظری، برداشت‌های میدانی، تصاویر و مدارک فضایی گردآوری و با کدگذاری نشانه‌ای تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که عناصر طبیعی باغ فین به‌طور هم‌زمان در سه سطح شمایلی، نمایه‌ای و نمادین عمل می‌کنند و معنا نه به‌صورت ایستا، بلکه به‌عنوان فرآیندی تدریجی و پویا در حین حرکت، مشاهده و تأمل مخاطب شکل می‌گیرد. آب و کوشک به‌عنوان نشانه‌های غالب، نقش محوری در تثبیت معنا دارند، درحالی‌که گیاه، زمین و مسیرها به‌عنوان نشانه‌های تقویتی، چارچوب ادراکی و فضایی معنا را فراهم می‌کنند. همچنین، روابط بین‌نشانه‌ای و بُعد زمانی عناصر، باغ فین را به متنی زنده و چندلایه تبدیل می‌کند که معنا در آن پیوسته بازتولید می‌شود. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که باغ فین کاشان نمونه‌ای برجسته از تجلی نشانه‌شناسی پیرسی در معماری منظر ایرانی است.

معماری (عمومی)

سنجش اثربخشی آموزش سازنده‌گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته‌ی معماری

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 71-82

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2067205.1008

مهسا حقانی، سحر مجیدی هتکه لویی، مریم فلاح

چکیده انگیزه تحصیلی به‌عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می‌تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این‌رو مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه‌ی تحصیلی دانشجویان رشته‌ی مهندسی حرفه‌ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه‌ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته‌ی مهندسی حرفه‌ای معماری مقطع کارشناسی‌پیوسته و رشته‌ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته‌ها حاکی از آن است که، روش سازنده‌گرایی به‌طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی‌انگیزگی را کاهش می‌دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌گردد سیاست‌گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده‌تر این روش را فراهم نمایند.

معماری (عمومی)

تحلیل مؤلفه‌های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ‌های تاریخی ایران(مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 83-102

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2073935.1013

سارا چگینی

چکیده با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه‌های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ‌های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه‌ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه‌ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان‌محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه‌های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده‌های حاصل از پرسشنامه‌ی پنج‌درجه‌ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که مؤلفه‌های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به‌صورت هم‌افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه‌اندازها نقش محوری در تجربه‌ی مستقیم از طبیعت ایفا می‌کنند، درحالی‌که هندسه‌ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه‌ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می‌نمایند. ساختار سلسله‌مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه‌ی انسان‌محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می‌دهد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تلفیق سه‌گانه‌ی تجربه‌های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل‌گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به‌طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می‌توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به‌عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان‌محور و پایدار بهره گرفت.

معماری (عمومی)

بررسی اثر غلظت هوا ( CO2) معماری فضاهای درمانی بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 7-23

https://doi.org/10.22034/ats.2025.727102

کارن فتاحی، مریم بیگی، علی عمرانی پور

چکیده کیفیت پایین هوا و سطوح بالای CO₂ در فضاهای درمانی به دلیل تهویه ناکافی و شرایط نامناسب، آسایش حرارتی و سلامت کارکنان را تهدید می‌کند. معماری مناسب این فضاها با طراحی بهینه تهویه، نورگیری و چیدمان، می‌تواند از تجمع CO₂ جلوگیری کرده و خستگی و کاهش عملکرد کارکنان را کاهش دهد. از این‌رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش غلظت بالای CO2 بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است. مطالعه حاضر به روش آزمایشگاهی در یک درمانگاه تخصصی در شهر ایلام انجام گرفت، جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان فضاهای درمانی است که در یک آزمایشگاه در زیرزمین فعالیت داشتند. گروه‌های شرکت‌کننده پس از تقسیم به‌صورت تصادفی در معرض دو سطح CO2 با مقادیر 1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند، هم‌زمان مقادیر ضربان قلب، وضعیت آسایش حرارتی (بر اساس پرسشنامه استانداردهای ASHRAE آمریکا)، احساس خستگی (بر اساس پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت گردید. سپس داده‌ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره، مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد غلظت بالای CO2 (1800 PPM بدون تهویه در مقابل 1100 PPM با تهویه) بر احساس خستگی عمومی، جسمی و ذهنی و کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان تأثیر معنی‌داری دارد (05/0> p). همچنین عدم سازگاری حرارتی کارکنان حین فعالیت کاری، بر بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی تأثیری معنی‌داری دارد تأثیر معنی‌داری دارد (05/0> p). افزایش میزان ضربان قلب کارکنان بر خستگی عمومی کاهش فعالیت و انگیزه تأثیر معنی‌داری دارد (05/0> p). همچنین اثر متقابل این فاکتورها معنادار نیست (05/0< p)؛ بنابراین مهم‌ترین عامل بین سطوح خستگی متغیر خستگی عمومی است و پس از آن خستگی جسمی و ذهنی هستند. با استناد به مقادیر CO2 در استاندارد اشری امریکا و نتایج حاصل از این پژوهش، غلظت بالای CO2 (1800 PPM در مقابل 1100 PPM) در محیط‌های درمانی می‌تواند بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی افراد اثرگذار باشد و در بلند مدت سبب بروز آسیب جدی به سلامت افراد در فضاهای درمانی گردد، همچنین نتایج نشان داد غلظت بالای CO2 سبب عدم سازگاری حرارتی، افزایش ضربان قلب و بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی است و باعث کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان می‌شود. ایجاد تهویه مطبوع و کنترل مداوم کیفیت هوا در محل کار افراد جهت ارتقاء عملکرد افراد و حفظ سلامت کارکنان فضاهای درمانی ضروری است.

معماری (عمومی)

از حیاط مرکزی تا قاب‌بندی‌های فضایی: تغییرات توده و فضای تهی در معماری مسکونی تهران

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 23-40

https://doi.org/10.22034/ats.2025.725532

وحید فدایی مهربانی، مهدی بنی‌اسدی باغمیرانی

چکیده این پژوهش به بررسی تحول فضای تهی در معماری مسکونی تهران پرداخته و نقش آن را در ساختار فضایی بناها از گذشته تا معاصر تحلیل می‌کند. مسئله اصلی تحقیق، تغییر کارکرد و جایگاه فضای تهی در روند تکامل معماری مسکونی است؛ به‌ویژه در رابطه با تأثیر آن بر کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی و اصول طراحی معماری ایرانی. هدف اصلی پژوهش، شناسایی سیر تغییرات این فضاها و تطبیق آن با اصول سنتی معماری ایران است. روش تحقیق به‌صورت کیفی و مبتنی بر تحلیل تاریخی و تطبیقی است که از مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی اسناد معماری و نمونه‌های منتخب بناهای تاریخی و معاصر بهره می‌گیرد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهند که در گذشته، فضای تهی به‌عنوان عنصر محوری در معماری مسکونی ایران، نه‌تنها از نظر اقلیمی و عملکردی بلکه به‌عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی و ایجاد هویت فضایی نقش کلیدی داشته است. با گذر زمان و افزایش تراکم شهری، این فضاها دستخوش تغییر شده و در بسیاری از ساختمان‌های جدید، جایگاه خود را از دست داده‌اند. در برخی موارد، تلاش‌هایی برای بازتعریف فضای تهی در معماری معاصر دیده می‌شود که این فضا را نه‌تنها به‌عنوان عنصر عملکردی، بلکه به‌عنوان عاملی زیبایی‌شناختی و مفهومی در طراحی بناها مورد توجه قرار داده‌اند.

معماری (عمومی)

خوانش تحولات تاریخی جداره شمالی خیابان طالقانی (از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 23-41

مرضیه اختری، علی عسگری

چکیده خیابان طالقانی تهران، یکی از محورهای مهم شهری، به دلیل موقعیت مکانی و نقش تاریخی خود، شاهد تغییرات معماری و اجتماعی متعددی بوده است. این خیابان به‌عنوان فضایی اداری و دولتی، از سبک‌های رایج و سیاست‌گذاری‌های کلان حکومتی در زمان شکل‌گیری تأثیرپذیر بوده است. بررسی تحولات نمای ساختمان‌های این خیابان، فرصتی برای تحلیل چگونگی تأثیرگذاری عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر شکل‌گیری هویت معماری شهری در طول سده گذشته فراهم می‌کند. هدف این پژوهش، بازخوانی تحولات جداره شمالی خیابان طالقانی با تأکید بر ساختمان‌های اداری و دولتی، از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر نمای این ساختمان‌ها در سه دوره تاریخی است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا علاوه بر شناسایی سبک‌های معماری رایج در هر دوره، ارتباط میان معماری و سیاست‌گذاری‌های حکومتی را نیز بررسی کند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات تاریخی و مشاهده میدانی انجام شده است. در این راستا، 8 ساختمان شاخص در جداره شمالی خیابان طالقانی به‌عنوان نمونه انتخاب و ویژگی‌های نمای آن‌ها با تأکید بر تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل شده‌اند. همچنین، داده‌های به‌دست‌آمده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی، با نتایج مشاهده‌های میدانی تلفیق گردیدند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در دوره پهلوی اول، سیاست‌های ملی‌گرایانه منجر به ایجاد نماهایی با تأکید بر خطوط افقی و استفاده از مصالح بومی شده است. در دوره پهلوی دوم، تأثیرات غرب‌گرایانه و شرایط اقتصادی مناسب، به طراحی نماهایی با سبک بین‌الملل و استفاده از فناوری‌های مدرن انجامید. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، سیاست‌های ایدئولوژیک و شرایط اقتصادی دشوار، نماهایی ساده‌تر با تأکید بر مصالح بومی و کارکردگرایی را شکل داده است. یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده آن است که نمای ساختمان‌ها در خیابان طالقانی نه‌تنها بیانگر تحولات معماری هستند، بلکه به‌عنوان رسانه‌ای برای بازتاب سیاست‌های حکومتی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی هر دوره عمل کرده‌اند.

معماری (عمومی)

سنجش عوامل محرک محیطی بر ادراک حسی دانش‌آموزان دختر پایه دوم دبستان (مطالعه موردی: دبستان دخترانه فلاح زاده و رازی منطقه دو شهر تهران

دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 57-72

محمد بهزادپور، سعید عظمتی، آمنه اکبری، کیمیا جمشیدزاده

چکیده کودکان حساس‌ترین و تأثیرپذیرترین گروه سنی جامعه را تشکیل می‌دهند که نقش به سزایی در تجدید حیات هر نسل دارند و بدون توجه به رشد کودک و ذهن و آموزش او، پیشرفت جامعه بشری ممکن نیست. معماران و روانشناسان، نقش نور و رنگ و بازی را در محیط ساخته شده در یادگیری و رفتارهای موفق اجتماع موردتوجه قراردادند. مطالعات، همچنین بر تأثیرات منفی سروصدای زیاد در محیط‌های یادگیری تأکید می‌کنند. هدف پژوهش حاضر سنجش عوامل مؤثر محرک‌های توسعه محیطی بر ادراک حسی کودکان به‌منظور بهره‌وری بیشتر از فضا در محیط‌های آموزشی پایه دوم دبستان است. با در نظر گرفتن راهبردهای مختلف، پژوهش حاضر به‌صورت ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شده است. ازاین‌رو در ابتدا به گردآوری و مطالعه اسنادی بر اساس، بیان تحلیل و توصیف عوامل مختلف تأثیرگذار بر توسعه محیطی پرداخته شده است. در ادامه به کمک نرم‌افزار دپث مپ به بررسی کلی پلان مدرسه پرداخته شد. سپس، با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته از دانش آموزان و معلمان مقطع دوم ابتدایی اطلاعات خود را با ارجاع به عقاید ارزش‌ها و رفتارهای دانش آموزان در بستر محیط آموزشی آن‌ها به صورتی دست‌نخورده به دست آمده است. با استفاده از داده‌های پرسشنامه و نرم‌افزار spss26 جهت بررسی داده‌ها و رابطه موجود بین متغیرها اقدام به تحلیل آماری شد. در ادامه با توجه به ضرایب به دست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف‌ها پرداخته می‌شود. دیدگاه افراد از شاخص‌های اثرگذار بر محرک‌های توسعه محیطی بر ادراک حسی کودکان در محیط‌های آموزشی نشان می‌دهد مهم‌ترین شاخص‌های مؤثر بر ارتقا ادراک حسی کودکان به ترتیب عبارتند از: فضای منعطف (93/14)، تنوع فضایی (32/15)، فضاهای چند عملکردی (66/14) و بازی‌سازی (71/14) است.

معماری (عمومی)

فضاهای مشاع و کیفیت زندگی: بررسی تأثیرات اجتماعی در محیط‌های اشتراکی

دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 63-75

https://doi.org/10.22034/ats.2024.725566

محمد امین طاهری، الهه نوری سقرلو

چکیده این مقاله به بررسی تأثیر روابط اجتماعی ساکنان بر کیفیت زندگی در محیط‌های مسکونی اشتراکی می‌پردازد. خانه، به‌عنوان مکانی برای آرامش و امنیت، نیازمند فراهم کردن نیازهای زیستی و اجتماعی افراد است. در این راستا، روابط اجتماعی در محله‌ها نقشی کلیدی در ارتقاء رضایت از زندگی ایفا می‌کند. فضاهای مشاع مانند حیاط‌ها و فضاهای سبز می‌توانند به تقویت این روابط کمک کنند و طراحی مناسب این فضاها، به‌ویژه در مجتمع‌های مسکونی بزرگ، می‌تواند به کاهش احساس انزوا و افزایش تعاملات اجتماعی منجر شود. مطالعات نشان داده‌اند که فضاهای مشاع، در صورت طراحی و مدیریت صحیح، می‌توانند موجب تشویق ساکنان به برقراری تعاملات بیشتر شوند. این فضاها نه‌تنها برای فعالیت‌های فراغتی مفید هستند بلکه فرصت‌هایی برای برقراری روابط اجتماعی فراهم می‌آورند. همچنین، حفظ حریم خصوصی در کنار فراهم کردن فضاهای مناسب برای تعاملات اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. یافته‌های پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تعاملات اجتماعی تأثیر مثبتی بر کیفیت زندگی دارند. طراحی فضاهای عمومی باید به‌گونه‌ای باشد که احساس امنیت و راحتی را برای ساکنان فراهم کند تا آن‌ها بتوانند به‌راحتی با یکدیگر تعامل کنند. محیط‌های مسکونی اشتراکی که تسهیلات اجتماعی، فضای سبز و امکانات تفریحی مناسبی را ارائه می‌دهند، به‌طور مستقیم بر کیفیت زندگی ساکنان تأثیر می‌گذارند. درنهایت، این مقاله پیشنهاد‌هایی برای مدیران مجتمع‌های مسکونی ارائه می‌دهد تا با برگزاری برنامه‌های اجتماعی منظم و طراحی فضاهای عمومی مناسب، تعاملات اجتماعی را تقویت کرده و کیفیت زندگی ساکنان را ارتقاء دهند. به‌طورکلی، مقاله بر اهمیت طراحی محیط‌های مسکونی که پاسخگوی نیازهای اجتماعی ساکنان باشد، تأکید کرده و راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی در این محیط‌ها ارائه می‌دهد.

معماری (عمومی)

سبک‌های یادگیری کُلب در آموزش معماری؛ مطالعه‌ی تطبیقی شیوه‌های آموزشی معماری و سبک‌های یادگیری در ارتقای خلاقیت دانشجویان

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 7-25

https://doi.org/10.22034/ats.2024.725740

احسان ملاجعفری، اسماعیل ضرغامی

چکیده استفاده از شیوه‌های آموزشی متناسب با ویژگی‌های فردی دانشجویان رشته‌ی معماری در سال‌های اخیر مورد توجه محققان این حوزه بوده است. توجه به سبک یادگیری دانشجویان به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های تفاوت‌های فردی حائز اهمیت است. پژوهش حاضر مطالعه‌ای است توصیفی-تحلیلی که به بررسی ارتباط سبک‌های یادگیری دانشجویان معماری با خلاقیت و عملکرد تحصیلی آن‌ها می‌پردازد. همچنین در فاز دوم پژوهش به بررسی تأثیر مدل‌های آموزش معماری پیشنهادی مطالعات گذشته در ارتقای خلاقیت یادگیرندگان پرداخته شده است. نمونه‌های آماری به تعداد ۱۰۷ نفر شامل هنرجویان مقطع هنرستان و دانشجویان مقطع کارشناسی و کارشناسی‌ارشد می‌باشند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ی سبک‌های یادگیری کلب است. همچنین نمرات دروس کارگاه طراحی یادگیرندگان قبل و بعد از اجرای مدل‌های آموزشی متناسب با هر یک از سبک‌های یادگیری ثبت گردیده است. اطلاعات جمع‌آوری شده با روش پیمایشی تحلیل واریانس (ANOVA) جهت بررسی معناداری تفاوت سطوح خلاقیت سبک‌های یادگیری در نرم‌افزار ۲۷SPSS تجزیه‌وتحلیل شد. جهت بررسی تأثیر مدل‌های آموزشی اجرا شده در ارتقای خلاقیت یادگیرندگان از آزمون t مستقل استفاده شده است. مطابق نتایج سبک واگرا بهترین عملکرد را در خلاقیت طراحی و سبک انطباق‌دهنده بیشترین پیشرفت را در مواجهه با مدل‌های آموزشی ثبت کردند. در آخر چگونگی ترکیب افراد دارای سبک‌های یادگیری مختلف در گروه‌ها برای انجام پروژه‌های طراحی بیان شد.

معماری (عمومی)

معماری بومی در طراحی پایدار سکونتگاه‌های روستایی (نمونه موردی روستاهای وِنان و کهندان قم)

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 25-38

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725734

محسن گلریز، سید احسان موسوی

چکیده هنوز در روستاهای ایران با توجه به قدمت بالای آن و دارا بودن بافت باارزش می‌توان مجموعه‌ای متناسب و همگن را دید که در آن ارتباطات، عملکردها و کارکردهای فضاها در مسکن یک نظام اجتماعی اقتصادی و فرهنگی متناسب را در برگرفته باشد. روستاهای ونان و کهندان بافت نسبتاً ارزشمند ازنظر معماری بومی و درخور مطالعه هستند که گونه‌های موجود مسکن روستایی در این مقاله ازجمله نمونه‌های بررسی‌شده در این پژوهش محسوب می‌شوند. در این تحقیق ازآنجاکه می‌بایست به بررسی ویژگی‌های روستا پرداخته شود، روش کیفی برای توصیف داده‌ها و بررسی نمونه موردی و روش تحلیلی برای نتیجه‌گیری از داده‌های گردآوری‌شده است. در این بررسی روستاها ازنظر استقرار و سیما و منظر و بافت و مسکن موردمطالعه قرارگرفته‌اند و از دو دیدگاه ارزیابی الگوی اقلیمی و ارزیابی الگوی فضایی-عملکردی مورد تحلیل قرارگرفته‌اند. همچنین بررسی‌ها نشان می‌دهد ویژگی‌های برجسته معماری بومی این روستاها شامل هماهنگی بافت با شیب زمین، تنظیم فضاهای مسکونی روستایی بر اساس نیازهای خانواده، توجه به عوامل اقلیمی و فرهنگ مردم روستا است. علاوه بر این، ثبت و مستندسازی این سکونتگاه‌ها باعث شده تا اسناد و مدارک مربوط به آن‌ها تهیه شود و در حفاظت از روستا و توسعه ساخت‌وسازهای آینده کمک کند.

معماری (عمومی)

بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت عمومی کاربران و نظارت‌پذیری فضاها در پارک‌های شهری به منظور ارتقا سطح امنیت کودکان با استناد بر نظریه گراف‌ها (مطالعه موردی: پارک شفق تهران)

دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 45-56

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725713

سعید عظمتی، کیمیا جمشیدزاده

چکیده نیاز به امنیت، همواره از بنیادی‌ترین نیازهای انسان در جامعه بشری به شمار می‌رود. در این میان، ایمنی و امنیت گروه‌های آسیب‌پذیر و به‌ویژه کودکان به‌عنوان یکی از آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه، از اهمیت خاصی برخوردار است. حضور فعال مردم در شهر از عوامل افزایش امنیت در فضای شهری است تسلط و دیدن فضا و دیده شدن توسط مردم موجب ایجاد حس امنیت است. پژوهش حاضر با روش ترکیبی کمی و کیفی با جامعه تحقیق متشکل از 25 نفر متخصص است که در چارچوب مصاحبه‌ای باز و به روش نمونه‌گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انتخاب شد و به تحلیل دیدگاه‌ها در نرم‌افزار اس پی اس اس پرداخته شده است. در ادامه با توجه به ضرایب به‌دست‌آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف‌ها توسط نرم‌افزار گفی پرداخته شد. در نهایت به کمک نرم‌افزار دپث مپ شاخص‌های استخراج‌شده مرحله اول و دوم نظرسنجی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت و به کمک نرم‌افزار آی گراف به انطباق تحلیل پلان‌ها با گراف‌های تولیدشده در مرحله قبل پرداخته شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان‌دهنده آن است که کاربران در انتخاب پارک‌های شهری جهت امنیت کودکان خود، بیشتر به دنبال فضاهایی هستند که در جذب افراد خصوصاً بزرگ‌سالان کارآمد بوده و به والدین اجازه نظارت‌پذیری بر فضا را می‌دهد هستند. همچنین با توجه به مطالعات صورت گرفته، فضاهای فرهنگی از بعد عملکرد با رتبه 4.46 در پارک‌های شهری عامل اصلی در جذب افراد جهت مشارکت عمومی می‌باشد.

معماری (عمومی)

ارائه مدل کاربردی طراحی فضاهای شهری زیست‌پذیر شاد با رویکرد ارتقای کیفیت زندگی در محله تجریش

دوره 1، شماره 2، زمستان 1400 شناسه مقاله:Dor:20.1001.1.28209818.1400.1.2.4.4

هما رمضانی، کیانوش حسنی

چکیده امروزه در اکثر کشورهای توسعه‌یافته زیست پذیری به‌عنوان یک اصل در چهارچوب پایداری موردبحث قرار می‌گیرد. همچنین استدلال می‌شود که ارزیابی زیست‌پذیری، می‌تواند با ارائه یک روش قابل توصیف، برای ارزیابی محیط‌های شهری و کیفیت آن‌ها، با رویکردهای گوناگون به اجرای برخی از برنامه‌های جدید شهری کمک کرد. ﮐﯿﻔﯿﺖ ﯾﮑﯽ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﺤﻮری ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی ﺑﻮده که از اﻫﻤﯿﺖ ﻧﻈﺮی و عملی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار است در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ تحقق‌پذیری ﺷﻬﺮ ﺷﺎد و ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻟﮕﻮی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ آن‌ که دارای ماهیت توسعه‌ای-کاربردی است، تلاش بر این بود با تجزیه‌وتحلیل فضای مکانی یعنی محدوده تجریش و قرار دادن خط‌مشی برای ایجاد محیط‌های شاد به تدوین یک چهارچوب نظری جهت تبیین مفهوم شادی در محیط پرداخته و با معرفی و بازشناسی مؤلفه‌های سازنده آن مدلی ارائه گردد تا به‌واسطه از آن راهکارهایی با عنوان سیاست‌های طراحی استخراج شود. لذا پس از مرور شاخص‌های کیفیت و از طریق معیارهای برگزیده مرتبط با شادی، به بررسی شاخصه‌ها در چهار بعد تأثیرگذار پرداخته‌شده است که با تکیه‌بر فن تهران (فنون چشم‌انداز سازی) به‌صورت قرار دادن چکیده‌ای از مطالعات، در چهارچوب مفهومی پیشنهادی فن مذکور، ساماندهی شده و پس از سنجش وضعیت استخراج‌شده نتایج حاکی از آن بود که علاوه بر سه مرحله اصلی شناخت وضعیت موجود، شناخت آینده پیش رو، اتصال میان گذشته و آینده که در فرهنگ شهرسازی با عنوان زیست پذیری یاد می‌شود، فاز پنجم تحلیل با سه مؤلفه اصلی، هویت، ساختار و معنا به میان آمده که پاسخگو به سیاست‌های چهار بعد اصلی خواهد بود.