بررسی اثر غلظت هوا ( CO2) معماری فضاهای درمانی بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان
صفحه 7-23
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727102
کارن فتاحی، مریم بیگی، علی عمرانی پور
چکیده کیفیت پایین هوا و سطوح بالای CO₂ در فضاهای درمانی به دلیل تهویه ناکافی و شرایط نامناسب، آسایش حرارتی و سلامت کارکنان را تهدید میکند. معماری مناسب این فضاها با طراحی بهینه تهویه، نورگیری و چیدمان، میتواند از تجمع CO₂ جلوگیری کرده و خستگی و کاهش عملکرد کارکنان را کاهش دهد. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش غلظت بالای CO2 بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است. مطالعه حاضر به روش آزمایشگاهی در یک درمانگاه تخصصی در شهر ایلام انجام گرفت، جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان فضاهای درمانی است که در یک آزمایشگاه در زیرزمین فعالیت داشتند. گروههای شرکتکننده پس از تقسیم بهصورت تصادفی در معرض دو سطح CO2 با مقادیر 1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند، همزمان مقادیر ضربان قلب، وضعیت آسایش حرارتی (بر اساس پرسشنامه استانداردهای ASHRAE آمریکا)، احساس خستگی (بر اساس پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت گردید. سپس دادهها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد غلظت بالای CO2 (1800 PPM بدون تهویه در مقابل 1100 PPM با تهویه) بر احساس خستگی عمومی، جسمی و ذهنی و کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان تأثیر معنیداری دارد (05/0> p). همچنین عدم سازگاری حرارتی کارکنان حین فعالیت کاری، بر بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی تأثیری معنیداری دارد تأثیر معنیداری دارد (05/0> p). افزایش میزان ضربان قلب کارکنان بر خستگی عمومی کاهش فعالیت و انگیزه تأثیر معنیداری دارد (05/0> p). همچنین اثر متقابل این فاکتورها معنادار نیست (05/0< p)؛ بنابراین مهمترین عامل بین سطوح خستگی متغیر خستگی عمومی است و پس از آن خستگی جسمی و ذهنی هستند. با استناد به مقادیر CO2 در استاندارد اشری امریکا و نتایج حاصل از این پژوهش، غلظت بالای CO2 (1800 PPM در مقابل 1100 PPM) در محیطهای درمانی میتواند بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی افراد اثرگذار باشد و در بلند مدت سبب بروز آسیب جدی به سلامت افراد در فضاهای درمانی گردد، همچنین نتایج نشان داد غلظت بالای CO2 سبب عدم سازگاری حرارتی، افزایش ضربان قلب و بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی است و باعث کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان میشود. ایجاد تهویه مطبوع و کنترل مداوم کیفیت هوا در محل کار افراد جهت ارتقاء عملکرد افراد و حفظ سلامت کارکنان فضاهای درمانی ضروری است.
تجلی آموزه های اسلامی در طراحی خانه های آرامش بخش (نمونه موردی: خانه الداغی ها و جعفرزاده سبزوار)
صفحه 25-41
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727103
امیرحسین شیردل، فائزه اسدپور، امید رهایی
چکیده معماری خانههای ایرانی، بهویژه با تأثیرپذیری از آموزههای اسلامی، نقش مهمی در پاسخگویی به نیازهای معنوی و مادی ساکنان دارد. این پژوهش به بررسی تجلی آموزههای اسلامی در طراحی خانههای سنتی منطقه سبزوار، با تمرکز بر خانههای الداغیها و جعفرزاده از دوره قاجار، میپردازد. هدف پژوهش، استخراج معیارهای اسلامی برای طراحی خانههایی آرامشبخش است که با بهرهگیری از اصول قرآنی و روایات اسلامی، قادر به ایجاد محیطی هماهنگ با نیازهای انسان و فرهنگ ایرانی باشند. این پژوهش از نوع کیفی بوده که با جمعآوری اطلاعات از طریق روش اسنادی-کتابخانهای به تجزیهوتحلیل اسناد و متون اسلامی پرداخته شده و با استدلال منطقی، تجلی اصول و ارزشهای اسلامی در خانههای تاریخی الداغیها و جعفرزاده از دوره قاجار مورد بررسی قرار گرفته شده است. بررسی خانهها نشان میدهد که معماران ایرانی اصولی مانند حریم و محرمیت، تعادل و تناسب، زیباییشناسی، بهرهبرداری از هندسه و سلسلهمراتب فضایی و اهتمام به خلوت و آرامش را رعایت میکردند، همچنین توجه و استفاده از مصالح طبیعی و سبک زندگی متناسب با فرهنگ مردمان این منطقه، از ویژگیهای بارز این خانهها است. یافتههای پژوهش گویای آن است که با بازگشت به این آموزههای حکیمانه، میتوان کیفیت و معنویت مسکن معاصر را ارتقاء داد و با پیروی از این ارزشهای اسلامی نهتنها پایداری و دوام ساختارها فراهم میشود، بلکه آرامش روانشناختی و اجتماعی ساکنان نیز تأمین میگردد.
تبیین چالشهای نظری کیفیت هوای داخلی ساختمانهای سبز و فرصتهای بهبود آن
صفحه 43-58
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727098
فاطمه رجبی
چکیده ساختمانهای سبز که امروزه جهت بهرهوری انرژی طراحی میشوند، بر کارآمدی انرژی و منابع تمرکز داشته و کمتر به کیفیت هوای محیط داخلی میپردازند؛ فقدان کیفیت مطلوب هوای داخل بسیاری از این ساختمانها سلامت ساکنین را مختل میکند و آسیبهای جبران ناپذیری در پی خواهد داشت. این مقاله با هدف کاربردیِ تبیین فرصتهای بهبود کیفیت هوای داخلی به بررسی چالشهای کیفیت هوای محیط داخلی در ساختمانهای سبز میپردازد. در این راستا ابتدا مروری بر تعاریف ساختمان سبز و کیفیت هوای محیط داخلی میشود و نحوه پرداختن ساختمانهای سبز به کیفیت هوای محیط داخلی ساختمان به روش اسنادی و کتابخانهای بررسی خواهد شد. در ادامه به روش توصیفی تحلیلی با مقایسه کیفیت هوای محیط داخلی ساختمانهای سبز و معمولی، اقدامات به اصطلاح سبزی که تاثیرات نامطلوبی روی کیفیت هوای محیط داخلی دارند شناسایی شده و با تحلیل محتوای کیفی مجموعهای از راهکارهای بهبود کیفیت هوای محیط داخلی پیشنهاد میشود. یافتههای به دست آمده نشان میدهند علی رغم اینکه عموما کیفیت هوای محیط داخلی درک شده در ساختمانهای سبز، بالاتر از ساختمانهای معمولی بوده، اما سبز بودنِ ساختمان، لزوماً کیفیت هوای محیط داخلی مطلوبتری را تضمین نمیکند. بر اساس جمع بندی دادههای نظری، علاوه بر تهویه، باید بر راهبردهای دیگری نظیر کنترل منابع و کاهش مواجهه ساکنین با آلایندهها تمرکز نمود. از جمله راهکارهای بهبود کیفیت هوای محیط داخلی میتوان به الزام رعایت دستورالعملهای کیفیت هوای محیط داخلی برای آلایندههای کلیدی و اعطای امتیاز در گواهی ساختمان سبز برای کاهش و به حداقل رساندن آلایندهها، توسعه شاخصها و معیارهای کیفیت هوای محیط داخلی، اعطای امتیاز برای تست آلایندگی محصولات مورد استفاده در ساختمان، نظارت منظم بر کیفیت هوای محیط داخلی، بررسی تأثیرات متقابل راهحلها در سایر معیارهای تولید ساختمانهای سبز بر کیفیت هوای محیط داخلی اشاره کرد.
تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی
صفحه 59-82
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727101
محجوبه اریش، احمد میرزاکوچک خوشنویس، ندا ضیاءبخش، محمد معرفت
چکیده مدارس از دیرباز جزء مهمترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکلگیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانشآموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهشهای بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانشآموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها میباشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمانهای آموزشی طراحی شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به دست آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزشها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهدهای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجهگیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافتهها نشان میدهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ها به همراه حوض در آن میتواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.
تحلیل طراحی مبلمان پیادهرو و ارائهی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسیپذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)
صفحه 83-102
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727099
سارا السادات کارگر، عارفه امانی شامکانی
چکیده دسترسیپذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیانهای تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه بهویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیادهرو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارساییهای جدی مواجه است. این نواقص باعث شکلگیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسانمحور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسیپذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیادهرو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری دادهها با بهرهگیری از روشهای مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبههای نیمهساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورتگرفته است. یافتهها نشان میدهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیشبینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کفپوشهای لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاعرسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسیپذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. برایناساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسانمحور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیادهرو، میتواند در بازنگری سیاستهای مدیریت شهری و ارتقای شمولپذیری فضاهای عمومی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
ارزیابی مولفه های قابلیت های محیط در طراحی داخلی فضاهای عمومی با تکیه بر مبانی رفتار اجتماعی(مطالعه موردی: بررسی عمارت ارثیه قزوین)
صفحه 103-119
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727100
حافظه پوردهقان، فاطمه حسنعلی
چکیده امروزه فضاهای عمومی و خدماتی مانند کافهها و رستورانها، صرفنظر از نقش عملکردی، بهعنوان بستری اجتماعی برای بروز تعاملات و کنشهای میانفردی ایفای نقش میکنند. کیفیت طراحی داخلی این فضاها میتواند بهطور مستقیم بر نحوه ادراک کاربران، حضورپذیری، مشارکت و رفتار اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفههای قابلیتهای محیطی مؤثر بر طراحی داخلی فضاهای عمومی نیمهخصوصی با تأکید بر مبانی رفتار اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی این تحقیق، عمارت تاریخی «ارثیه» در شهر قزوین است که امروزه به عنوان کافه و رستوران مورد استفاده قرار دارد.
روش تحقیق بهصورت ترکیبی (کمی–کیفی) بوده و گردآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. تحلیل دادهها بر اساس شاخصهای استخراجشده از مبانی نظری در زمینه کیفیت محیطی، ادراک فضایی و الگوهای رفتاری انجام شد. یافتهها نشان میدهد که ویژگیهای فضایی همچون خوانایی، تنوع عملکردی، انعطافپذیری در چیدمان، مقیاس انسانی و ادراک بصری، نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی، احساس تعلق و حضور فعال کاربران دارند. در این میان، فضاهایی که از ساختار فضایی مناسب، مرزبندی واضح و قابلیت استفاده چندمنظوره برخوردار بودند، بیشترین کارکرد اجتماعی را نشان دادند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی داخلی فضاهای عمومی باید مبتنی بر درک عمیق از نیازهای رفتاری، اجتماعی و روانشناختی کاربران باشد و استفاده از الگوهای رفتاری و تحلیل قابلیتهای محیطی میتواند در ارتقاء کیفیت تجربه کاربران و توسعه سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا کند.
