تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر
صفحه 7-21
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725531
راضیه فتحی، علی عسگری
چکیده مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان میپردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی بهعنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامهریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا میکند. شهرک اکباتان بهعنوان یکی از نمونههای برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه میدهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگیهای جمعیتشناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویتهای مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیطهای انعطافپذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیلهای کمی و کیفی استفاده شده و دادهها از طریق پرسشنامه و مشاهدات میدانی جمعآوری گردیده است. یافتهها نشان میدهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمهعمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطافپذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگیهای جمعیتشناختی نظیر سن و مدتزمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. بهعنوان مثال، خانوادههای بزرگتر به فضاهای انعطافپذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان میدهند، در حالی که افراد جوانتر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمهعمومی اولویت میدهند. این پژوهش با ارائه تحلیلهای چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیطهای مسکونی متناسب با سبکهای زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه میکند.
از حیاط مرکزی تا قاببندیهای فضایی: تغییرات توده و فضای تهی در معماری مسکونی تهران
صفحه 23-40
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725532
وحید فدایی مهربانی، مهدی بنیاسدی باغمیرانی
چکیده این پژوهش به بررسی تحول فضای تهی در معماری مسکونی تهران پرداخته و نقش آن را در ساختار فضایی بناها از گذشته تا معاصر تحلیل میکند. مسئله اصلی تحقیق، تغییر کارکرد و جایگاه فضای تهی در روند تکامل معماری مسکونی است؛ بهویژه در رابطه با تأثیر آن بر کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی و اصول طراحی معماری ایرانی. هدف اصلی پژوهش، شناسایی سیر تغییرات این فضاها و تطبیق آن با اصول سنتی معماری ایران است. روش تحقیق بهصورت کیفی و مبتنی بر تحلیل تاریخی و تطبیقی است که از مطالعات کتابخانهای، بررسی اسناد معماری و نمونههای منتخب بناهای تاریخی و معاصر بهره میگیرد. یافتههای تحقیق نشان میدهند که در گذشته، فضای تهی بهعنوان عنصر محوری در معماری مسکونی ایران، نهتنها از نظر اقلیمی و عملکردی بلکه بهعنوان بستری برای تعاملات اجتماعی و ایجاد هویت فضایی نقش کلیدی داشته است. با گذر زمان و افزایش تراکم شهری، این فضاها دستخوش تغییر شده و در بسیاری از ساختمانهای جدید، جایگاه خود را از دست دادهاند. در برخی موارد، تلاشهایی برای بازتعریف فضای تهی در معماری معاصر دیده میشود که این فضا را نهتنها بهعنوان عنصر عملکردی، بلکه بهعنوان عاملی زیباییشناختی و مفهومی در طراحی بناها مورد توجه قرار دادهاند.
تحلیل شیوههای برداشت از تاریخ در معماری ایران در دورههای پهلوی اول و دوم
صفحه 41-63
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725533
نسترن نصیری، مرضیه جعفری گرکانی، نسیم عسگری
چکیده معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گستردهای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبکهای مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد بهطوریکه همزمان تحت تأثیر سیاستهای ملیگرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوههای مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکلگیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینههای اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانهای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، دادههای اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافتهها نشان میدهد که شیوههای برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبکهای مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشتها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکلدهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلقشده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
واکاوی نقش نفوذپذیری فضا در افزایش تعاملات اجتماعی در مراکز فرهنگی و هنری
صفحه 65-77
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725534
پرستو عبادزاده، سارا دشت گرد، وحدانه فولادی
چکیده بهرهگیری از ﻃﺮاﺣﯽ نفوذپذیر، ﺗﺠﻬﯿﺰات ﻗﺎﺑﻞﺗﻨﻈﯿﻢ و تنوع کارکردی متنوع، تعاملات اجتماعی در اماکن فرهنگی هنری را ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﮐﻨﺪ. مراکز فرهنگی ﻓﺮﺻﺖﻫﺎی ﻣﻨﺤﺼﺮﺑﻪ ﻓﺮدی ﺑﺮای افراد ﻓﺮاﻫﻢ میکند ﺗﺎ در ﻣﺤﯿﻄﯽ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺗﺮ، جذابتر و نشاطآورتر ﺗﻌﺎﻣﻞ داﺷﺘﻪ و مهارتهای ﺧﻮد را بتواند پیدا، شکوفا و توسعه دﻫﻨﺪ. همچنین استفاده از آﯾﺘﻢﻫﺎی ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ و چندمنظوره و ﻓﻀﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪعملکردی در ﮐﻨﺎر ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺧﺎص، اﯾﻦ نفوذپذیری را ﺗﻘﻮﯾﺖ کرده و این روﯾﮑﺮد ﺑﻪ محیطهای فرهنگی ﮐﻤﮏ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺗﺎ با توجه ﺑﻪ شرایط فرهنگی، پاسخ گوی ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻨﻮع افراد باشد. بهرهگیری از ﺗﺠرﺑﯿﺎت ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﻃﺮاﺣﯽ مراکز فرهنگی ﺟﺪﯾﺪ و ﮐﺎرﺑﺮﻣﺤﻮر باعث شده تا در ایران بسیار مورد توجه و ﻣﻔﯿﺪ واﻗﻊ ﺷﻮد. ﻫﺪف از اﯾﻦ پژوهش، مطالعه مؤلفههای تأثیرگذار جهت دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻓﻀﺎﯾﯽ ﻣﻄﻠﻮب ﺑﻪ منظور طراحی مرکز فرهنگی نفوذپذیر میباشد. این تحقیق از نوع پژوهشی –کاربردی بوده و روش تحقیق آن بهصورت توصیفی و کیفی انجام شده و مطالب تحقیق بر مبنای مطالعات اسنادی، روش کتابخانهای، مرور متون، منابع و تحلیل آنها انجام شده. ﻣﺮور ﻣﻘﺎﻻت، ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺑﺮرﺳﯽ ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎی ﻣﻮﻓﻖ در داﺧﻞ و ﺧﺎرج از ایران ﻧﺸﺎن میدهد ﮐﻪ ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﺮم، ﺗﻮﺟﻪ، ﺣﺮﮐﺖ و ﺳﯿﺮﮐﻮﻻﺳﯿﻮن، اﯾﺠﺎد ارﺗﺒﺎط درون و ﺑﺮون، ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ تأثیرگذار در ﻃﺮاﺣﯽ ﻓﻀﺎﻫﺎی نفوذپذیر کمک کرده و ﺑﺎﻋﺚ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ، ﺧﻼﻗﯿﺖ و افزایش ﺗﻌﺎﻣﻼت اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺑﯿﻦ افراد، در مراکز فرهنگی هنری ﻣﯽﺷﻮد، علاوه بر این در مراکز فرهنگی موقعیتهای بسیاری جهت تعاملات اجتماعی وجود دارد.
تبیین همپیوندی حس مکان و روابط اجتماعی در بازار تاریخی تبریز؛ رویکردی انسان محور
صفحه 79-96
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725535
مینا سروری مهرآباد، پریسا آبرومند آذر
چکیده حس مکان و روابط اجتماعی از عناصر کلیدی در فهم تعاملات انسانی و کارکردهای فضاهای عمومی بهشمار میروند. بازار تاریخی تبریز، بهعنوان یکیای نمادهای برجستۀ معماری و فرهنگی ایران، بستری است که در آن حس مکان و ارتباطات اجتماعی نقشی بیبدیل ایفاء میکنند. هدف این پژوهش، واکاوی همپیوندی حس مکان و روابط اجتماعی در این فضای تاریخی با رویکردی انسانمحور است. این مطالعه بهروش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از ابزارهای کمی و کیفی انجام شده است. در بخش کمی، جامعۀ آماری پژوهش شامل کسبه و مراجعان بازار تاریخی تبریز است که با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی و توزیع پرسشنامه در میان 400 نفر بر اساس «فرمول کوکران»، دادههای موردنیاز گردآوری شد. در بخش کیفی، مصاحبههای نیمهساختاریافته با کارشناسان حوزههای مرتبط انجام گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری «اسپیاساس»، «ضریب همبستگی پیرسون» و تحلیل مسیر در نرمافزار «ایاماواس»، پردازش شدند. نتایج پژوهش نشان میدهد که میان حسمکان و کیفیت روابط اجتماعی در این بازار ارتباطی معنادار و متقابل وجود دارد. فضای کالبدی، عناصر فرهنگی و فعالیتهای روزمره، بهعنوان اجزاء مؤثر بر تقویت حس مکان، نقش مهمی در شکلگیری و تداوم روابط اجتماعی ایفاء میکنند. این پژوهش با تأکید بر رویکرد انسانمحور، راهکارهایی برای تقویت تعاملات اجتماعی و حفظ حس مکان در بازارهای تاریخی ارائه میدهد که میتواند به ارتقای کیفیت زندگی شهری و پایداری فرهنگی در چنین فضاهایی منجر شود
شناسایی لایههای معنایی با رویکرد منظر در مواجهه با پدیده راه
صفحه 97-108
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725536
سعید غلامپور، آذین هادی زاده
چکیده در برداشت سطحیتر و البته نگاه متداولِ امروز به پدیده راه، تنها بر نقش ارتباطی آن تأکید میشود. این در حالی است که راهها زمانی پیوند عمیقی با زندگی انسان برقرار مینمایند؛ و میتوانند به عنوان مقصد مسافران انتخاب شوند. خلأ موجود در بحث مطالعه راه همین عدم توجه به ابعادی است که با زندگی انسان در گذر زمان پیوند عمیقی برقرار کرده است. مطالعات انجام شده در دوران مدرن، حاکی از آن است که با سرعت گرفتن جریان زندگی، سرعت حرکت و به تبع آن ایمنی مسیر در اولویت اول برنامهریزان، طراحان و مهندسان راه قرار گرفته است. این نوع نگاه تکبعدی و کالبدی به مقوله راه از مشخصههای اصلی علوم مهندسی است. گذشته از آسیبشناسی اقدامات انجام گرفته توسط علوم مهندسی در جهت تسهیل و تسریع هرچه بیشتر، هدف از مطالعه راه میتواند فراتر رود. دانش منظر به کمک فنون مهندسی آمده و با نگاهی کلنگر به مفهوم پدیده راه و توجه همزمان به تمام ابعاد ملموس و ناملموس راه، گامهای مؤثری در جهت ارتقاء کیفیت آن بهوسیله احیاء معانی نهفته در راه و با هدف تبدیل آن به مقصد گردشگران بردارد. اگرچه با این زاویه نگاه و در رویکرد منظر، سیاستگذاری راه متفاوت از وضع موجود خواهد شد. این پژوهش از نوع کیفی و بر پایه تحلیل محتوای کیفی بوده که سعی دارد تا با بررسی اسناد کتابخانهای، مرور نظریات پیشینِ اهل فن، همچنین مشاهده و تحلیل شرایط ضمن تأکید بر ضرورت کیفیت راهها، به بررسی تأثیر و نقش بسزای رویکرد منظر در سطوح مختلف مطالعاتی پدیده راه بپردازد.
