بررسی ارتباط شبکههای شناختی مغز و خلاقیت در فرایند طراحی معماری با بهرهگیری از علوم اعصاب شناختی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 7-18
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2089835.1029
جمال اسمعیل زاده وفائی، معصومه بیاتی، سعید خاقانی
چکیده طراحی معماری فرایندی پیچیده و شناختی است. فرایندی که به عوامل محیطی و بیرونی و رفتار و عمل نهایی سیستم عصبشناختی وابسته است که این سیستم برای رسیدن به اثر نهایی، تعامل مداوم میان تفکر واگرا، تفکر همگرا و تجسم فضایی را میطلبد. با وجود توسعه نظریههای متعدد در مطالعات طراحی، سازوکارهای عصبشناختی زیربنای این فرایندها تا حد زیادی ناشناخته باقی ماندهاند. این مقاله با هدف تبیین مبانی عصبی خلاقیت در معماری، به بررسی ارتباط شبکههای مغزی با مراحل مختلف طراحی میپردازد. روش تحقیق در این پژوهش یک مرور نظاممند از مقالات اخیر و مدلسازی مفهومی مبتنی بر آزمایشهای الکتروانسفالوگرافی (EEG) و تصویربرداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) در پژوهشهای نورومعماری (2020–2025) است که به استخراج الگوهای مشترک عصبی در خلاقیت طراحی میپردازد. یافتهها نشان میدهند که فرایند طراحی ناشی از تعامل پویای سه سیستم اصلی است: سیستم تولیدی یا شبکه حالت پیشفرض (DMN)، سیستم ارزیابی یا شبکه کنترل اجرایی (ECN) و سیستم شبیهسازی فضایی مرتبط با هیپوکامپ. افزون بر این، پژوهش حاضر مدلی پنج مرحلهای برای طراحی معماری ارائه میدهد که نقش حیاتی شکنج گیجگاهی میانی (MTG) و هیپوکامپ را در شکلگیری مفاهیم نوآورانه و کارآمد اثبات میکند. نتایج این پژوهش با ارائه یک چارچوب مفهومی یکپارچه، نشان میدهد که طراحی معماری نتیجه یک سیستم حلقوی بین تولید، ارزیابی و شبیهسازی است که در بستر تعامل شبکههای مغزی شکل میگیرد. این یافتهها گامی اساسی در جهت گذار از مدلهای توصیفی به چارچوبهای عصبشناختی است و میتواند مبنایی برای توسعه رویکردهای طراحی مبتنی بر دادههای عصبی در معماری و آموزش طراحی باشد.
واکاوی مفهوم و ابعاد پایداری اجتماعی در فضاهای شهری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 43-58
https://doi.org/10.22034/ats.2025.2068676.1010
زهرا ارسیان، امیر قهرمان پوری، سپیده صداقت نیا
چکیده پایداری اجتماعی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، مفهومی چندبعدی، پویا و در حال تحول است که به روابط اجتماعی، انسجام جمعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان در فضاهای شهری میپردازد. این مفهوم، فراتر از تعامل میان انسانها، بر رابطهی متقابل شهروندان با محیط کالبدی و اجتماعی خود تأکید دارد و بر ضرورت پاسخگویی به نیازهای مادی، روانی، فرهنگی و اجتماعی ساکنان و تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی در شهر تأکید میکند. درواقع، پایداری اجتماعی زمانی تحقق مییابد که تمامی گروههای اجتماعی از فرصتهای برابر برای حضور، مشارکت و بهرهمندی از منابع و خدمات شهری برخوردار باشند. در دهههای اخیر، افزایش نابرابریهای اجتماعی، گسست ارتباطات محلی و کاهش حس تعلق به مکان، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی توسعه شهری را بیشازپیش آشکار کرده است. ازاینرو، برنامهریزی و طراحی شهری باید از تمرکز صرف بر جنبههای کالبدی و اقتصادی فاصله گرفته و به ابعاد انسانی و اجتماعی توجه کند. این مقاله با بهرهگیری از روش تحقیق کیفی-توصیفی و تحلیل محتوای بیش از ۱۵۰ منبع معتبر داخلی و بینالمللی، به بررسی ابعاد مفهومی پایداری اجتماعی و شناسایی شاخصهای مرتبط با آن پرداخته است. یافتهها نشان میدهد شاخصهایی نظیر ایجاد فضاهای عمومی فراگیر و ایمن، تحقق عدالت در توزیع منابع، تقویت مشارکت مدنی، افزایش امنیت روانی، ارتقاء کیفیت زندگی و حفظ هویت فرهنگی، از مؤلفههای کلیدی پایداری اجتماعی محسوب میشوند. دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری میان نهادهای دولتی، مدیریت شهری، طراحان فضا و مشارکت فعال شهروندان است تا شهری انسانیتر، عدالتمحورتر و پایدارتر شکل گیرد.
بررسی مؤلفههای مؤثر در شکلگیری معماری معاصر ایران مبتنی بر تغییرات اجتماعی (نمونه موردی: بنای فرهنگسرای نیاوران و موزه هنرهای معاصر تهران)
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 69-83
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725736
رضا نقدبیشی، سعید عظمتی، کیمیا جمشیدزاده
چکیده همواره جامعه تحت تأثیر عوامل مختلف در حال تغییر است و این تغییرات بر همه ابعاد زندگی ازجمله فرهنگ اثر میگذارد؛ بنابراین زمانی که تغییری ایجاد میشود نیاز به منطبق شدن و هماهنگی هست. شکلگیری کالبد معماری در ایران، علاوه بر سابقه طولانی با آثار قابلتوجه، متأثر از تحولات، سریع و چندبعدی قرن بیستم بوده است. به شکلی که گاهاً تقابل میان آنچه بوده است و آن سویی که میخواهد برود باعث شده است تا در دورههایی سردرگمی در جهت حرکت به وجود بیاید. هدف از این مقاله بررسی مؤلفههای مؤثر در شکلگیری معماری معاصر ایران مبتنی بر تغییرات اجتماعی است. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و بنا به هدف تحلیلی- تاریخی است. تحقیق تحلیل محتوا شامل سه مرحله است: مرحله اول آمادهسازی و سازماندهی است. مرحله دوم بررسی مواد و پیامها است. این مرحله شامل رمزگذاری دادهها و دستهبندی آنها است. مرحله سوم پردازش دادههای استخراجشده و درنهایت نتیجهگیری میباشد. این مراحل توسط نرمافزار MAXQDA انجام شده است. در مرحله آخر با توجه مؤلفهها پژوهش به تولید گرافها پرداخته میشود. در این خصوص، گفی یکی از نمونه برنامههای قابلتوجه است. نتایج پژوهش نشان میدهد تغییرات اجتماعی، در طول زمان بر شکلگیری معماری معاصر ایران بسیار مؤثر بوده است. معیارهایی چون: سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اقلیمی و محیطزیست در هر دوره زمانی بهصورت مشخصی در شکلگیری معماری معاصر ایران نقشآفرینی کرده است.
تأثیر کیفیت فضاهای پشتیبانی مجتمعهای بلندمرتبه بر میزان سطح رضایت-مندی ساکنین (نمونه مورد مطالعه: مجتمع مسکونی پردیس چمران، شیراز)
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 25-40
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725719
محمد کاظمی، هادی کشمیری، زینب برزگری جیحونی
چکیده مسکن همانطور که بهعنوان یک سرپناه مورد استفاده قرار میگیرد، دارای اهداف دیگری از قبیل ارائه خدمات متعدد و تأمین نیازهای افراد ساکن در آن مکان نیز است. زمانی که تصمیم به تعیین یک محل مشخص برای سکونت گرفته میشود، تأمین سطح قابلقبولی از رضایتمندی، دارای اهمیت ویژهای است. افراد زمانی از محل سکونت خود رضایت دارند که جوابگوی نیازهای آنها باشد. مردم اصلیترین عامل مؤثر در معماری هستند؛ بنابراین، طراحان و معماران باید نسبت به تأمین و ارتقاء سطح رضایتمندی ساکنین مجموعههای مسکونی، نهایت سعی خود را بکار گیرند. در این مقاله، بهمنظور بررسی ارتقاء رضایتمندی و عوامل تأثیرگذار بر آن در مجتمعهای مسکونی بلندمرتبه، عامل فضاهای پشتیبانی موردتوجه قرار گرفته است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی و بر اساس هدف کاربردی است. روش گردآوری دادهها، روش کتابخانهای و برای دادههای اصلی پژوهش، روش میدانی در نظر گرفته شده است. ابزار گردآوری دادهها، مصاحبه با ساکنان مجتمع مسکونی پردیس چمران و استفاده از پرسشنامه است. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار 25SPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان میدهد اولین اولویت فضای پشتیبان مربوط به فضاهای خدماتی همچون وجود آسانسور باربر ... است، پس از آن وجود فضاهای جمعآوری و شوتینگ زبالهها در مجتمع، وجود فضای بازی با ایمنی و امنیت کامل برای کودکان و وجود فضاهای فروشگاهی در جهت تأمین نیازهای مجموعه برای ساکنین دارای اهمیت بودند.
ابعاد و دلایل رشد اجتماعات مسکونی دروازهدار نمونه موردی؛ شهر یزد
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 57-71
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725714
سلمان مرادی، عطیه عسگری
چکیده در حال حاضر، یکی از روندهای اصلی توسعه مسکونی در بخشهای وسیعی از شهرها و جوامع، توسعه اجتماعات دروازهدار است. اجتماعات دروازهدار با انواع و اندازههای مختلفی ساخته میشوند که دلایل شکلگیری آنها از کشوری به کشور دیگر، از شهری به شهر دیگر و از یک اجتماع دروازهدار به دیگری متغیر است؛ اما آنچه بین همه این اجتماعات دروازهدار به نظر میرسد مشترک باشد، تأثیرات سوء آنها بر شکل معمول زندگی شهری، فضاهای عمومی، یکپارچگی اجتماعی و فرهنگی و حکمروایی محلی و منطقهای است. پژوهش حاضر بهطورکلی به دو بخش قابلتقسیم است؛ بخش اول این نوشته به بررسی مبانی نظری با روش تحقیق اکتشافی و با استفاده از ابزار مطالعه کتابخانهای و بررسی مقالات علمی معتبر بینالمللی انجام شده و بخش دوم به بررسی دلایل شکلگیری اجتماعات مسکونی دروازهدار شهری در شهر یزد با کمک گرفتن از ابزار پرسشنامه نیمه ساختاریافته و مصاحبه نیمه عمیق با ساکنان 80 واحد مسکونی در اجتماعات دروازهدار شهر یزد مورد پرداخته شده است. بر اساس یافتههای این پژوهش در مورد توسعههای مسکونی دروازهدار در شهر یزد میتوان گفت غالب ساکنان، این اجتماعات را بهعنوان سبک زندگی طولانیمدت در مقایسه با توسعه مسکونی معمول در سطح شهر ترجیح نمیدهند و عامل اصلی تأثیرگذار بر این افراد برای انتخاب این اجتماعات غالباً انگیزههای اقتصادی و استفاده از وامهای خرید مسکن اعطایی از طرف بانکها و تأمین مسکن ارزانقیمت در این پروژهها است.
شناسایی مؤلفههای اثرگذار بر طراحی آپارتمان مسکونی معاصر در ایران جهت پاسخگویی به نیاز کودک برای تحرک (مطالعه موردی مجتمعهای مسکونی هرمزان در تهران)
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 7-21
احمد اخلاصی، مهدی آروم
چکیده پاسخگویی به نیاز کودک جهت تحرک و بازی هم از بعد ارتقا سلامت روانی و جسمی و هم بهعنوان پاسخ به نیاز یکی از ساکنین آپارتمان مسکونی موضوعی حائز اهمیت است. اما باتوجهبه محدودیتهای موجود در ساخت مجتمعهای مسکونی؛ در بسیاری از خانهها فضای باز (حیاط) که پیشازاین مناسبترین فضای خصوصی جهت پاسخگویی به این نیاز زیستی کودک (تحرک) بوده است حذف و نهایتاً فضای نیمهباز کوچک (تراس) جایگزین آن شد. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفههای تأثیرگذار در طراحی کالبد آپارتمان مسکونی در ارتقا کیفیت فضا جهت پاسخگویی به تحرک کودک است. این پژوهش بر اساس روش کمی (با کمک ابزار پرسشنامه محقق ساخت) انجام شده است. جمعآوری دادهها با ارائه پرسشنامه به ساکنین مجتمع مسکونی هرمزان در تهران صورت پذیرفته و دادههای بهدستآمده بهوسیله نرمافزار Spss-26 و استفاده از تحلیل عاملی، آزمون فریدمن، آزمون همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفته و نتایج استخراج و ارائه گردیده است. بر اساس تحلیل یافتههای پژوهش، استفاده از فضای باز (حیاط در ارتفاع) یا نیمهباز (تراس)، فضای سبز، انعطافپذیری در مبلمان و کالبد آپارتمان و استفاده از نور طبیعی مهمترین مؤلفههایی است که بایستی بهعنوان معیارهای طراحی کالبد آپارتمان مسکونی جهت پاسخ به نیاز کودک برای تحرک مدنظر قرار گیرد.
بررسی مؤلفههای مؤثر بر طراحی فضاهای مجتمعهای مسکونی مبتنی بر ارتقاء سلامت عمومی ساکنین (مطالعه موردی: مجتمعهای مسکونی گلستان و زنبق در شیراز)
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 27-46
ملیحه تقی پور، سعید عظمتی، الهه مهاجر
چکیده در عصر حاضر در جوامع شهری و صنعتی، تأثیرات منفی محیط بر افراد و شیوع اختلالات روانی ضرورت توجه به سلامت در محیط را بیش از پیش آشکار میسازد. باتوجه به این موضوع، فضاهای شفابخش را میتوان نیاز زندگی پرتنش امروز دانست. فضای مسکونی در بین فضاهایی که انسان در طول روز با آن سروکار دارد بیشترین سهم را دارا میباشد و به بیشترین میزان بر فرد تأثیرگذار است، بنابراین بهتراست به گونهای طراحی شود که متضمن سلامت عمومی ساکنین باشد. هدف پژوهش حاضر ارائهی مؤلفههای تأثیرگذار بر ارتقاء سلامت عمومی ساکنین در مجتمعهای مسکونی میباشد. این پژوهش به روش ترکیبی (کمی- کیفی) انجام شده است، در مرحلهی نخست پس از معرفی مفاهیم اولیه، شاخصههای شفابخش معماری از پیشینهی پژوهش استخراج شده که مبنایی برای پرسشنامهی محقق ساخت خواهد بود. جمع آوری دادهها با ارائهی پرسشنامهی محقق ساخت و پرسشنامهی استاندارد سلامت عمومی (GHQ) و سلامت اجتماعی کییز (KSWBQ) به ساکنین مجتمعهای مسکونی زنبق و گلستان در شیراز صورت پذیرفته است و دادههای بدست آمده به وسیلهی نرمافزار Spss-23 و با استفاده از تحلیلعاملی، آزمون همبستگی پیرسون و آزمون فریدمن مورد تحلیل قرار گرفته و در نهایت مؤلفهها مورد بحث و بررسی قرار گرفتهاند. باتوجه به نتایج حاصله مؤلفههای مؤثر بر طراحی مجتمعهای مسکونی مبتنی بر ارتقاء سلامت عمومی ساکنین شامل: فضاها و فعالیتهای متنوع، ایمنی و امنیت محیط، خلوت و محرمیت، آسایش محیطی، لذتبخشی و جذابیت محیط و تعاملات اجتماعی میباشد. از بین این مؤلفهها بالاترین میانگین رتبه به مؤلفهی تعاملات اجتماعی و پایینترین رتبه نیز به مؤلفهی فضاها و فعالیتهای متنوع اختصاص دارد.
