نقش مواد تغییر فاز دهنده در بهینهسازی بازشوهای دو و سه جداره نمونه موردی:فضای نشیمن یک ساختمان مسکونی در تبریز
دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 19-33
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2090253.1031
ماهرخ قلی زاده، محمدمهدی مولایی
چکیده در حوزه ساختمان، تلاش برای به حداقل رساندن تقاضای انرژی و بهبود مدیریت مصرف، موجب شده است که در سالهای اخیر فناوریهای نوین کاهش انرژی، بهویژه در بخش بازشوها، مورد توجه فراوان قرار گیرند. در این پژوهش یک پنجره در فضای نشیمن یک ساختمان مسکونی در نظر گرفته شده و عملکرد چندین تیپ از شیشههای دوجداره و سهجداره با گازهای میانجداره مختلف، از نظر مدیریت انرژی حرارتی داخلی مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین مواد تغییر فاز دهنده مبتنی بر پلیمر (PCM) که در سالهای اخیر به دلیل پایداری بالا و قابلیت انتقال فاز جامد به جامد برای کاربردهای ذخیرهسازی انرژی حرارتی (TES) اهمیت یافتهاند، در این مطالعه مدنظر قرار گرفتهاند. در این پژوهش، یک فضای نشیمن در اقلیم سرد تبریز شبیهسازی شده و با استفاده از یکی از پلاگینهای انرژی، تحلیلهای حرارتی برای تعیین بهترین حالت شیشهها از نظر نوع و تعداد جدارهها و تأثیر آنها بر میزان مصرف انرژی در شرایط اقلیمی سرد انجام شده است. در این مدلسازی، نسبت سطح شیشه به دیوار (WWR) برابر با 6/0 در نظر گرفته شده و نوع مصالح انتخابی برای سقف، دیوار و کف فضا نیز بهصورت یکسان تعریف شدهاند. نتایج حاصل نشان میدهد که افزایش تعداد جدارهها در پنجرهها لزوماً منجر به افزایش مقاومت حرارتی نمیشود و در برخی موارد، شیشههایی با تعداد لایه کمتر اما دارای لعاب کارآمدتر، میتوانند صرفهجویی انرژی بیشتری ایجاد کنند.
بررسی مؤلفههای بهکارگیری پایداری میراث معماری صنعتی ساختمان البرز
دوره 4، شماره 1، بهار 1403، صفحه 47-64
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725572
شیرین ستوده
چکیده پایداری یکی از جنبه مهم در کشورهای درحالتوسعه است که روزبهروز توجه به آن توسط گروههای سازنده به خاطر حفظ حیات کره زمین بیشتر شده است. پایداری دارای مؤلفههایی که در هریک از بناها نیاز به تدقیق سازی دارد که برای باززنده سازی آنها نیاز است اولویتبندی گردد و تمرکز توجه به ترتیب سهمبندی آنها به وجود آید. این پژوهش با هدف تدقیق سازی مؤلفههای پایداری منطبق بر نمونه موردی و بیان اولویتبندی آنها در باز زنده سازی ساختمان صنعتی البرز شکل گرفته است. روش تحقیق ترکیبی تودرتو کیفی در کمی است که در مرحله کیفی ابتدا مرور نظاممند نسبت به مقالات گذشته و تحقیقات درجهیک سعی میشود، مؤلفههای موجود در پایداری تدقیق سازی شود و در مرحله بعد دلفی آیندهپژوهی با سه فاز طوفان فکری، تحدید و انتخاب برای تدقیق سازی متغیری صورت میگیرد، سپس پرسشنامهای با طیف لیکرت تدوین و در اختیار افراد بازدیدکننده متخصص قرار میگیرد در این مرحله برای تحلیل آمارهای استنباطی اولویت مؤلفهها از نرمافزار JMP بهره گرفته میشود نتایج نشان میدهد که بهکارگیری مجدد این بناها در 4 رکن اصلی توسعه پایدار و 9 محور اصلی قرار دارد. همبستگی بین ابعاد موجود در پیامدهای پایداری بهکارگیری میراث معماری صنعتی نشان میدهد بیشترین همبستگی بین بعد اجتماعی و محیطی با مقدار(655/0) و کمترین مربوط به اقتصادی و فرهنگی با مقدار(199/0) است. درواقع میتوان با تقویت بعد اجتماعی و محیطی، عمر مفید ساختمان را افزایش داد. درنتیجه توجه صرف به افزایش سرمایه نمیتواند یک ساختمان را پایدار کند.
راهکارهای مؤثر بر رشد انگیزشی کودکان کمتوان ذهنی بر پایه روانشناسی محیطِ فضاهای آموزشی
دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 41-53
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725720
سارا محمدزاده اکبری، مهدی حمزه نژاد، راضیه فتحی
چکیده کودکان کمتوان ذهنی بهواسطه تفاوت در ویژگیهای جسمانی، عقلانی، رفتاری و اجتماعی تمایز بسیار چشمگیری با سایر کودکان دارند. ازآنجاییکه این قبیل از اختلالات، منجر به بروز مشکلات عدیدهای در زمینۀ رشد فردی و اجتماعی این کودکان میشود، در سالهای اخیر، طراحی معماری فضاهای آموزشی بهعنوان یکی از اصلیترین و تأثیرگذارترین فضاها در بهرهوری حداکثری از توانایی این کودکان محور توجه بسیاری از معماران قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناخت و ارائه راهکارهایی در راستای بهبود کیفیت فضاهای آموزشی کودکان کمتوان ذهنی جامعه با تکیه بر دانش روانشناسی محیط سعی در ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان دارد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در راستای شناخت و پاسخگویی به این پرسش بوده که «در فرآیند بهبود حالات و اختلالات کودکان کمتوان ذهنی چه مؤلفهها و راهکارهایی در زمینۀ روانشناسی محیطی فضاهای آموزشی میتواند منجر به ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان شود؟». روش تحقیق حاضر دارای ماهیت کیفی و وابسته به راهبرد توصیفی-تحلیلی است. پردازش این موضوع در ابتدا بر پایۀ مطالعات اسنادی و کتابخانهای در راستای شناخت و تحلیل مولفههای محیطی مؤثر بر روان این کودکان بوده و در ادامه از بررسیهای میدانی و مشاهده جهت تقویت روایی تحقیق بهره برده است. نتایج نشان میدهد که کودکان کمتوان ذهنی به جهت برخورداری از ذهنی مضطرب و آشفتهتر نسبت به سایر کودکان حساسیت بیشتری در برخورد با محیطهای گوناگون از خود بروز میدهند. در این راستا بهرهگیری از عناصر معماری نظیر رنگ و فرم مناسب، جنس مصالح و تناسبات و همچنین ایجاد فضاهای اجتماعپذیر و فعالیتهای مشارکتی در کنار بازیسازیهای مطلوب در فضای آموزشی، تأثیر بهسزایی در بهبود عملکرد ذهنی آنان داشته و منجر به افزایش آرامش ذهنی، استقلال فردی، ارتباطات اجتماعی و درنهایت ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان در فضاهای آموزشی میگردد.
بررسی تأثیر نمای دو پوسته و هندسه آن بر کنترل نور روز در فضاهای اداری (مدلسازی و تحلیل نور روز بهوسیله نرمافزار دیوا)
دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 73-94
نوید جلائیان قانع، سجاد آئینی
چکیده نور روز علاوه بر بهینه کردن مصرف انرژی بر کیفیت سلامت فضاهای داخلی، تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا مؤثر است. استفاده از یک سامانه کنترل نور روز، علاوه بر افزایش کیفیت روشنایی طبیعی فضا، مصرف انرژی الکتریکی ساختمان را بهطور قابل ملاحظهای کاهش میدهد. مسئله این پژوهش تلاش برای پاسخ به میزان و نحوه تأثیر کیفیت بازشوهای جدارههای ساختمان بر کیفیت نور روز دریافتی است. به همین جهت به بررسی تأثیر میزان بازشو گره ایرانی طراحی شده بر کارایی روشنایی طبیعی در فضای اداری بر اساس استانداردهای بینالمللی، با استفاده از نرمافزارهای شبیهسازی نور روز و آنالیزهای سالانه منطبق بر اطلاعات آب و هوایی شهر مشهد، در ساعات اشغال فضا میپردازد. در گام نخست تلاش شده است تا مفاهیم اساسی پژوهش مورد مطالعه قرار گیرد. در گام دوم با ابزار تحلیلی دست به مورد پژوهی زده شده است و نحوه تأثیر کیفیت بازشوها بر کیفیت دریافت نور مورد واکاوی قرار گرفته است و در گام آخر با استدلال منطقی و مبتنی بر ابزار تحلیلی نتیجه نهایی صورتبندی شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ضریب بازشو در توزیع روشنایی طبیعی و آسایش بصری در جهتگیریهای مختلف بهخصوص در جبهه جنوبی تأثیر بسیاری دارد. اهمیت نور روز در بهینه کردن مقدار مصرف انرژی، کیفیت سلامت فضاهای داخلی و همینطور تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا از طریق طراحی نظاممند که قابلیت کنترل نور روز را با توجه به نیازها و ضروریات فضای زیست داشته باشد مؤثر میگردد.
خواندن «روایت» پیشینههای معماری؛ راهکاری برای ارتقاء توان طراحی دانشجویان معماری
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 47-59
هانیه بصیری، زهیر متکی
چکیده روایت گویی در تمامی تمدن های شناخته شده انسانی به عنوان یک سنت وجود دارد و به عنوان ساختاری که دانسته ها و عقاید بشری و دستاورد تجارب زیسته آن ها را منتقل می نماید، همواره مورد توجه بوده است. امروزه بهره گیری از شیوه روایت گویی در آموزش فعال مورد توجه بسیار قرار گرفته است. این نوشتار برین اساس خواندن روایت معمارانه فضا، در مواجهه با آثار و پیشینه های معماری را به عنوان پیشنهادی برای کاربست محیط یادگیری سازنده گرا در آتلیه های طراحی معرفی می کند و برین باور است که این روش می تواند ارتقای توان طراحی دانشجویان را به دنبال داشته باشد. برای این منظور این نوشتار با راهبرد تحقیق کیفی و با رویکرد تفسیرگرایی و با رجوع به مطالعات اسنادی و کتابخانه ای در تلاش است تا از طریق تبیین مفهوم روایت و محیط های یادگیری سازنده گرا، چگونگی خواندن روایت معمارانه فضا از پیشینه ها و آثار معماری در اتلیه های طراحی را شرح داده و چگونگی تاثیر آن بر توانایی طراحی دانشجویان را مورد مطالعه قرار دهد و درین مسیر درمی یابد که چنین رویکردی می تواند با تقویت تصویرسازی ذهنی، تجسم تجربه جانشینی و توسعه راه حل های خلاق، ارتقای توان طراحی دانشجویان را در پی داشته باشد.
بررسی تأثیر عایقکاری حرارتی دیوارها در مسکن روستایی اقلیم سرد (نمونه موردی: روستای نظم آباد شهرستان اراک)
دوره 1، شماره 2، زمستان 1400 شناسه مقاله:Dor:20.1001.1.28209818.1400.1.2.2.2
میلاد حدادی، یوسف نیکزاد ثمرین، سید امیرحسین گرکانی
چکیده مسکن روستایی تحت تأثیر معیشت دارای ویژگیهایی است که آن را از مسکن شهری متمایز میکند. مهمترین نکته در معماری جدید، استفاده بیشازحد از انرژیهای تجدیدناپذیر است که علت اصلی آن عدم طراحی مطلوب بدون توجه به شرایط اقلیمی میباشد. ازاینرو با استفاده صحیح از مصالح بومی در مناطق روستایی میتوان از انرژیهای تجدیدپذیر جهت بهبود شرایط آسایش حرارتی بهره برد. از مسائلی که صرفهجویی مصرف انرژی در روستاها را امری مهم قلمداد میکند این است که سکونتگاههای روستایی با مشکلات مضاعفی همچون عدم دسترسی بسیاری از روستاها به شبکه گاز، هزینههای تأمین سوخت موردنیاز، مخاطرات حمل و نگهداری سوخت (غالباً نفت سفید و گازوئیل در اقلیم سرد)، هزینههای برق مصرفی روبرو هستند. در این پژوهش بناست در خصوص میزان تأثیر عایقکاری در دیوارها در اقلیم سرد مسکن روستایی استان مرکزی بررسی شود. در این میان با توجه به وضعیت معیشت، بناست عایقکاری دیوارهای در معرض تبادل حرارت به عنوان گامی ابتدایی، بررسی گردد. بنابراین هدف این پژوهش ضمن بهینهسازی دیوارهای خارجی، آسایش حرارتی نیز میباشد. در این پژوهش اصل بر این اساس است که بدون تحمیل هزینه گزاف، مصرف انرژی مسکن روستایی در پهنه موردنظر با ابتداییترین راهکارها بررسی شود.
مقایسۀ سامانه های رتبه بندی ساختمان های پایدار در راستای تدوین شاخصهای ارزیابی پایداری در اقلیم سرد و خشک ایران
دوره 1، شماره 2، زمستان 1400 شناسه مقاله:Dor:20.1001.1.28209818.1400.1.2.3.3
الهه نوری سقرلو، وحید قبادیان
چکیده امروزه با شاخصهای پرشمار و متنوعی در بحث پایداری برخورد میکنیم. این شاخصها پایداری را به مفاهیم دیگری مانند رفاه، سلامتی، انسجام اجتماعی و ... مرتبط میکنند و در زمان طراحی، برنامهریزی، ساختوساز و بهرهبرداری مد نظر قرار میگیرند؛ ازاینرو طراحی سامانۀ ارزیابی پایداری برای مناطق مختلف ایران امری ضروری و مفید در راستای توسعۀ پایدار این مرز و بوم است. هدف از این پژوهش نشاندادن «تعمیمناپذیری سامانههای بینالمللی برای استفاده در مناطق و اقلیمهای مختلف» و «الزام بومیسازی سامانههای ارزیابی» و همچنین تأکید بر لزوم طراحی سامانۀ ارزیابی باتوجهبه معضلات و امکانات بستر، توجه به ظرفیتهای مکانی، الگوگیری از معماری سنتی پایدار اقلیم و همچنین مطالعات بومشناسی اقلیم سرد و خشک ایران است. این پژوهش سعی دارد ابتدا با تحلیل مبنای تولید سیستمهای ارزیابی پایداری و ریشههای وزندهی سیستمهای بینالمللی، بومی و منطقهای بودن این سیستمها را اثبات کند و سپس باتوجهبه شاخصهای اساسی پایداری، ساختار و عناصر معماری اقلیم سرد و خشک و نیز شاخصهای ارزیابی ساختمانهای پایدار اقلیم سرد و خشک ایران را تدوین کند. ابتدا با مطالعۀ سیستمهای ارزیابی موجود بهعنوان مطالعۀ موردی این نتیجه به دست آمد که در تمامی سامانهها (حتی سامانههای بینالمللی) ضرایب منطقهای در وزندهی شاخصها تأثیرگذار بوده و عملا ً با بستر منطقهای طراحی شدهاند. با اتکا بر یافتههای پژوهش و باتوجهبه سامانههای ارزیابی بررسیشده، ضرایب سرفصلها و شاخصها عمدتاً بر مبنای شاخصهای منطقهای محاسبه شدهاند؛ بنابراین این سیستمها با وجود ادعای طراحی بینالمللی، قابل تعمیم به مناطق دیگر نیستند و الزام بومیسازی و طراحی جداگانۀ سیستم ارزیابی برای هر منطقه دیده میشود. با تحلیل یافتهها از نتایج تکنیک دلفی و بررسی موقعیت اجتماعی و اقلیمی محدودۀ مورد مطالعه، شاخصهای پیشنهادی برای اقلیم سرد و خشک ارائه گردیده است.
