تحلیل طراحی مبلمان پیادهرو و ارائهی راهکارهای پیشنهادی برای ارتقا دسترسیپذیری افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی (مطالعه موردی: شهر پردیس، فاز ۲)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 83-102
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727099
سارا السادات کارگر، عارفه امانی شامکانی
چکیده دسترسیپذیری در فضاهای عمومی شهری، یکی از بنیانهای تحقق عدالت فضایی و شاخصی اساسی در ارزیابی کیفیت محیط برای همه اقشار جامعه بهویژه افراد دارای ناتوانی جسمی - حرکتی است. در بسیاری از شهرهای ایران، از جمله شهر پردیس، مبلمان پیادهرو به لحاظ جانمایی، طراحی و تطابق با نیازهای ویژه کاربران با نارساییهای جدی مواجه است. این نواقص باعث شکلگیری موانع کالبدی، حذف ناخواسته اجتماعی، و محدودشدن تعاملات اجتماعی و حضور فعال افراد دارای محدودیت در فضاهای شهری شده است. غفلت از اصول طراحی فراگیر و انسانمحور، در کنار عدم انطباق با استانداردهای جهانی دسترسیپذیری، موجب شده تا این فضاها از ایفای نقش فراگیر خود بازبمانند. پژوهش حاضر باهدف تحلیل وضعیت موجود مبلمان پیادهرو در شهر پردیس و ارائه راهکارهای طراحی کارآمد، متناسب با نیاز کاربران دارای محدودیت جسمی - حرکتی، انجام شده است. رویکرد تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و گردآوری دادهها با بهرهگیری از روشهای مشاهده میدانی سیستماتیک، مصاحبههای نیمهساختاریافته با کاربران و تحلیل محتوای اسناد شهری صورتگرفته است. یافتهها نشان میدهد نبود رمپ استاندارد، عدم پیشبینی فضای جانبی نیمکت برای استقرار ویلچر، کفپوشهای لغزنده، مسیرهای باریک، و نبود تابلوهای اطلاعرسانی در ارتفاع مناسب از جمله عوامل مؤثر در کاهش دسترسیپذیری و کیفیت تجربه کاربران بوده است. برایناساس، چارچوبی طراحی مبتنی بر اصول عدالت فضایی، طراحی جهانی و انسانمحور تدوین گردیده که ضمن ارتقای عملکرد مبلمان پیادهرو، میتواند در بازنگری سیاستهای مدیریت شهری و ارتقای شمولپذیری فضاهای عمومی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
ارزیابی مولفه های قابلیت های محیط در طراحی داخلی فضاهای عمومی با تکیه بر مبانی رفتار اجتماعی(مطالعه موردی: بررسی عمارت ارثیه قزوین)
دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 103-119
https://doi.org/10.22034/ats.2025.727100
حافظه پوردهقان، فاطمه حسنعلی
چکیده امروزه فضاهای عمومی و خدماتی مانند کافهها و رستورانها، صرفنظر از نقش عملکردی، بهعنوان بستری اجتماعی برای بروز تعاملات و کنشهای میانفردی ایفای نقش میکنند. کیفیت طراحی داخلی این فضاها میتواند بهطور مستقیم بر نحوه ادراک کاربران، حضورپذیری، مشارکت و رفتار اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفههای قابلیتهای محیطی مؤثر بر طراحی داخلی فضاهای عمومی نیمهخصوصی با تأکید بر مبانی رفتار اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی این تحقیق، عمارت تاریخی «ارثیه» در شهر قزوین است که امروزه به عنوان کافه و رستوران مورد استفاده قرار دارد.
روش تحقیق بهصورت ترکیبی (کمی–کیفی) بوده و گردآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. تحلیل دادهها بر اساس شاخصهای استخراجشده از مبانی نظری در زمینه کیفیت محیطی، ادراک فضایی و الگوهای رفتاری انجام شد. یافتهها نشان میدهد که ویژگیهای فضایی همچون خوانایی، تنوع عملکردی، انعطافپذیری در چیدمان، مقیاس انسانی و ادراک بصری، نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی، احساس تعلق و حضور فعال کاربران دارند. در این میان، فضاهایی که از ساختار فضایی مناسب، مرزبندی واضح و قابلیت استفاده چندمنظوره برخوردار بودند، بیشترین کارکرد اجتماعی را نشان دادند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی داخلی فضاهای عمومی باید مبتنی بر درک عمیق از نیازهای رفتاری، اجتماعی و روانشناختی کاربران باشد و استفاده از الگوهای رفتاری و تحلیل قابلیتهای محیطی میتواند در ارتقاء کیفیت تجربه کاربران و توسعه سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا کند.
تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 7-21
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725531
راضیه فتحی، علی عسگری
چکیده مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان میپردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی بهعنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامهریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا میکند. شهرک اکباتان بهعنوان یکی از نمونههای برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه میدهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگیهای جمعیتشناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویتهای مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیطهای انعطافپذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیلهای کمی و کیفی استفاده شده و دادهها از طریق پرسشنامه و مشاهدات میدانی جمعآوری گردیده است. یافتهها نشان میدهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمهعمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطافپذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگیهای جمعیتشناختی نظیر سن و مدتزمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. بهعنوان مثال، خانوادههای بزرگتر به فضاهای انعطافپذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان میدهند، در حالی که افراد جوانتر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمهعمومی اولویت میدهند. این پژوهش با ارائه تحلیلهای چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیطهای مسکونی متناسب با سبکهای زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه میکند.
تبیین اصول معماری مسکن هوشمند با هدف کاهش بهرهگیری از انرژیهای تجدید ناپذیر در جهت حفظ محیطزیست
دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 7-22
امیرحسین شیردل، جمال الدین مهدی نژاد
چکیده در دهههای اخیر، افزایش جمعیت کره زمین، گسترش شهرنشینی و توسعه صنعتی، بهرهبرداری غیراصولی و بیحد از منابع طبیعی بهشدت بر محیطزیست تأثیر گذاشته و منجر به بروز آسیبهای جدی زیستمحیطی شده است که تهدیدی جدی برای حیات آینده بشر و اکوسیستمهای طبیعی به شمار میروند. این وضعیت نشاندهنده ضرورت تغییر در رویکرد و نگرشها در معماری و لزوم حرکت بهسوی پایداری شده است. با افزایش چالشهای زیستمحیطی و نیاز به بهینهسازی مصرف منابع، ساختمانهای مسکونی هوشمند بهعنوان یک عاملی مهم برای ارتقاء معماری پایدار و حفظ محیطزیست مطرح شده است. این مقاله به بررسی راهکارهای نوین، جهت دستیابی به ساختمانهای مسکونی هوشمند میپردازد که میتواند به کاهش مصرف انرژی، بهینهسازی منابع طبیعی و بهبود کیفیت زندگی ساکنان منجر شود. ازاینرو این پژوهش که از نوع کیفی است، با بهرهگیری از روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانهای بهصورت هدفمند و همچنین جستوجوی منابع موجود در این حوزه اعم از مقالات، کتب و غیره نتایج مهمی حاصل گردیده است. نتایج پژوهش گویای آن است امروزه ساختمانهای هوشمند، در رسیدن به معماری و توسعه پایدار و در نتیجه حفظ محیطزیست نقش مؤثری را ایفا میکنند، ازاینرو، روشهایی همچون بهرهگیری از سیستمهای اتوماسیون خانگی، پیادهسازی فناوری اینترنت اشیاء (IOT)، استفاده از انرژیهای تجدید پذیر، طراحی فضاهای سبز و باغهای عمودی، توسعه مصالح ساختمانی پایدار، مدیریت هوشمند آب بهعنوان برجستهترین و مهمترین عوامل که در این حوزه مؤثر میباشند، پیشنهاد
عوامل کالبدی مؤثر بر ارتقای رضایتمندی از مکان آموزشی در جهت کیفیتبخشی به معماری مخصوص ناشنوایان
دوره 4، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 45-56
سید امیررضا قاضی میرسعید، مریم قاسمی سیچانی
چکیده پژوهش حاضر به بررسی نقش طراحی معماری در بهبود تجربه کاربری و افزایش رضایتمندی افراد ناشنوا و کمشنوا در فضاهای آموزشی پرداخته است. فضاهای آموزشی، بهعنوان یکی از اصلیترین بسترهای رشد و یادگیری، نیازمند طراحیهایی هستند که بتوانند به نیازهای خاص کاربران پاسخ دهند و تعامل مؤثر میان فرد و محیط را ارتقا بخشند. با وجود اهمیت این موضوع، نیازهای ناشنوایان در طراحی معماری ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با تکیه بر نیازهای خاص دانشجویان ناشنوا و کمشنوا و با تمرکز بر اهمیت طراحی انسانمحور، تلاش دارد محیطهای یادگیری را به گونهای متحول کند که نه تنها رضایتمندی این گروه را افزایش دهد، بلکه نقش مؤثری در بهبود کیفیت تجربه آموزشی و تقویت تعاملات اجتماعی آنان ایفا کند. همچنین، با ارائه پیشنهادات کاربردی، به دنبال ارائه الگویی عملی برای معماران و طراحان است که تأثیری ماندگار بر آموزش و توسعه اجتماعی پایدار داشته باشد. مطالعه حاضر با بهرهگیری از چارچوب مفهومی روانشناسی محیطی و استفاده از روشهای کیفی نظیر مشاهده و مصاحبههای عمیق، به شناسایی ترجیحات کالبدی در فضاهای آموزشی مناسب برای ناشنوایان پرداخته است. دادههای گردآوریشده با نرمافزار Atlas.ti تحلیل شده و نتایج نشان میدهد که طراحی مرکزگرا، چیدمانهای مدور و دایرهای شکل، استفاده از بافتهای متنوع، رنگهای مناسب و نورپردازی هوشمندانه از عوامل کلیدی در بهبود تجربه بصری و ارتباطی ناشنوایان هستند. علاوه بر این، فراهمسازی تجهیزات ارتباطی و امکانات محیطی، تأثیر قابلتوجهی در ارتقای کیفیت یادگیری و تعاملات اجتماعی این افراد داشته است.
ارزیابی مقایسهای ادراک بصری محیطهای معماری در فناوریهای رابط کاربری انسان و رایانه
دوره 4، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 21-38
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725563
شاهین بهادری، عاصم شعرباف
چکیده ادراک بصری محیطهای معماری، نیازمند درک عمیقی از مفاهیمی است که کسب آن تنها با روشهای سنتی، چالشبرانگیز است. ازاینرو، فناوری رابط کاربری انسان و رایانه، میتواند تسهیلگری کارا در این زمینه باشد. ازجمله مهمترین روشهای تجربه فضای معماری، میتوان به محیط مجازی درون رایانه، واقعیت مجازی و واقعیت افزوده، اشاره نمود. هدف از این مقاله، سنجش کیفیت ادراک بصری محیط معماری با استفاده از روشهای نوین دیجیتالی - رایانهای است. برای دستیابی به اهداف موردنظر، از روش تحقیق توصیفی - تحلیلی استفاده شده است. بر اساس روش کتابخانهای، در فرایند ادراک بصری محیط معماری، شاخصهای تأثیرگذار در دو سطح مؤلفه شناختی و تفسیری و هر مؤلفه دارای پنج زیرمؤلفه استخراج گردید. طراحی پرسشنامه از نوع مقیاس لیکرت پنجگزینهای با جامعه آماری 100 نفر است. از نرمافزار اس.پی.اس.اس جهت تحلیل دادههای پرسشنامه استفاده گردیده و پایایی سؤالات پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 854/0 تأیید میگردد. بر اساس نتایج بهدستآمده، واقعیت مجازی بیشترین تأثیر را بر درک بصری محیط معماری در مؤلفه تفسیری دارد. واقعیت افزوده و فضای درون رایانهای از نظر مقبولیت مخاطبان در رتبه بعدی هستند. فضای درون رایانهای و واقعیت مجازی عملکرد برتر را در بخش شناختی نشان دادند، درحالیکه مخاطبان، از واقعیت افزوده استقبال کمتری کردند.
بررسی مفهوم شهر هوشمند: ادغام فناوری اطلاعات برای بهبود کیفیت زندگی و خدمات شهری
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 45-62
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725742
منا وزیری، نگین بنی خلیفی، سید مجید مفیدی شمیرانی
چکیده عصری که با شهرنشینی شتابان و سرعت بالای فناوری اطلاعات و ارتباطات همراه است، شهری را میطلبد که توانایی بروز مفاهیم نوین در حوزه شهرسازی، تطبیق و هماهنگی لازم را از خود نشان دهد. به همین منظور شهرها با الهام از فناوریهای جدید، خدمات شهری را در جهت بهبود کیفیت خدمات دولتی در جامعه به مردم ارائه میدهند. این نگرش نوین نسبت به شهرها، میتواند منجر به بهبود شرایط زندگی ساکنان آن شود. لذا نیاز به نگاهی متفاوت و مفهومی نوین در شهر هوشمند برای این منظور ایجاد شده که به آن چارچوبی نوین بدهد. اهداف اصلی شهر هوشمند دربرگیرنده بهینهسازی فعالیتهای شهری، ارتقاء رشد اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان است. این تحقیق با محوریت مفهوم شهر هوشمند، اهداف و شاخصهای آن صورت گرفته. روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی از نوع کاربردی است که جمعآوری دادههای موردنیاز با استفاده از اطلاعات کتابخانهای و مقالات معتبر انجام شده است. نتایج حاصل نشان میدهد که شهر هوشمند به شاخصهایی نظیر مدیریت، انرژی، ساختمان، حملونقل، خدمات شهری و درمانی، فناوری و شهروندان هوشمند دست یافته است. زمینههای کلیدی شهر هوشمند شامل اقتصاد، مردم و حکومت، محیط و زندگی هوشمند میشوند که این موارد میتواند باعث بهرهوری بیشتر از انرژی، افزایش بازدهی، تحلیل دقیق مصرف و جمعآوری دادههای لازم شود. نتیجه، این اقدامات منجر به پیشرفت شهرها، ایجاد بینشهایی نوین که موجب ارتقاء شرایط زندگی ساکنان آن خواهد شد. تعاریف نوین موجب اطلاعرسانی به نسلهای آتی و بهکارگیری آنها در بتن شهرها، جامعه و دستیابی شهری با مفاهیم هوشمند خواهد انجامید.
ارزیابی تحققپذیری شاخصههای شهر هوشمند (نمونه موردی شهر تبریز)
دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 73-93
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725715
سحر جمشیدی، نفیسه زارع، اکبر عبدالله زاده طرف
چکیده هوشمند سازی شهرها، فقط به معنی رشد تکنولوژی و مکانیزه شدن شهرها نیست، بلکه زمانی شهری هوشمند است که در همه زمینههای اجتماعی و فرهنگی، اقتصادی، زیستمحیطی و حکمروایی نیز هوشمند و بهینه باشد. استفاده از منابع انرژی کمتر و ایجاد بیشترین بازدهی از ضرورتهای هوشمندسازی شهرها میباشد. در سالهای اخیر استفاده از تکنولوژی در جهت تسریع روند کارهای روزمره و ارتقاء کیفیت زندگی اهمیت یافته است؛ اما بهصورت جامع و یکپارچه شکل نگرفته است. این پژوهش با هدف بررسی میزان تحققپذیری شاخصههای شهر هوشمند در شهر تبریز شکل گرفته است. در مقاله پیش رو، تحققپذیری ۶ مؤلفه اساسی شهر هوشمند در زمینههای اجتماعی، سیاسی، زیستمحیطی و... موردبررسی قرار گرفته است. روش پژوهش حاضر، کتابخانهای و پرسشنامهای میباشد. با توجه به تخصصی بودن بحث هوشمندی و الزامات تحققپذیری آن، پرسشنامه مستخرج با همکاری اساتید و متخصصان این حوزه تکمیل شده است. نتایج حاصل از این پرسشنامه، در نرمافزار spss مورد تحلیل قرار گرفته است. بر اساس اعداد کرونباخ بهدستآمده میتوان گفت شهر تبریز ازلحاظ تحقق شاخصههای شهر هوشمند در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار داشته است اما بهطورکلی نمیتوان این شهر را هوشمند نامید.
بررسی تطبیقی تأثیر پنجره های دو جداره و نماهای دو پوسته بر دمای مطلوب ساختمان نمونه مورد مطالعه : ساختمان بلند مرتبه مسکونی مجتمع پردیس چمران شیراز
دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 23-35
محمد کاظمی، حامد مضطرزاده
چکیده امروزه ساخت بناهای بلند مرتبه مسکونی جزیی از ضروریات شهرسازی مدرن گردیده است . اغلب مردم ساکن در شهرهای بزرگ و پرجمعیت جهان به ناگزیر در مجتمع های آپارتمانی بزرگ که اکثریت نیز بلندمرتبه هستند سکونت دارند . از جمله مؤلفه های مهم در طراحی ساخت این ساختمان ها مبحث تنظیم دمای مطلوب داخل ساختمان و ایجاد محدوده آسایش حرارتی برای ساکنین با در نظر گرفتن محدودیت های مصرف انرژی است . در این پژوهش نمونه موردی در نظر گرفته شد که یک ساختمان بلند مرتبه مسکونی واقع در شهر شیراز است ، که با استفاده از پنجره های دو جداره سعی شده است خواسته های پیش گفته را تأمین کند . از آنجایی که روش های دیگری نیز برای تأمین این موارد وجود دارد از جمله طراحی و اجرای نماهای دو پوسته ، در ابتدا انواع پنجره های دو جداره و همچنین نماهای دو پوسته به صورت مجزا معرفی گردید . و خصوصیات هر کدام از آنها شرح داده شد . در ادامه به جهت شناسایی گزینه مطلوب هر دو ساختار مورد قیاس تطبیقی قرار گرفت و این نتیجه به دست آمد که با در نظر گرفتن مزایا و معایب هر یک از این دو ساختار در نهایت نماهای دو پوسته می تواند به لحاظ تأمین دمای مطلوب ساختمان و ایجاد محدوده آسایش حرارتی برای ساکنین و همچنین افزایش بهره وری در مصرف انرژی ساختمان گزینه مناسب تری باشد .
طراحی سایبان هوشمند برای ساختمان اداری جهت کنترل ورود نور مستقیم خورشید مبتنی بر کاهش بار سرمایشی با الگوبردای از گره-های ایرانی اسلامی
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 7-26
مهدی شیخی نشلجی، فاطمه مهدیزاده سراج
چکیده بهره برداری از ساختمان ها تقریباً به یک سوم مصرف جهانی انرژی و سهم مشابهی در انتشار گازهای گلخانه ای کمک می کند. در ایران انرژی مصرفی ساختمان ها بیش از 40% کل انرژی مصرفی کشور می باشد. امروزه محیط زیست، صرفه جویی در مصرف سوخت های فسیلی و توسعه پایدار به مباحث بسیار مهم و رایج در سطح بین المللی تبدیل شده اند و پوسته ساختمان به عنوان بیرونی ترین لایه ساختمان که بیشتر با عوامل محیطی در ارتباط است، نقش مهمی را ایفا می کند. این مقاله به طراحی و بررسی کارایی سایبان های هوشمندی می پردازد که از نفوذ ناخواسته تابش خورشید در ماه های گرم سال جلوگیری کرده و در ماه های سرد سال اجازه ورود نور را به داخل فضا می دهد و از طرفی هم زمان نگاه زیباشناسانه به این سایبان ها دارد که از هندسه ایرانی برای رسیدن به این زیبایی استفاده کرده است. شبیه سازی کامپیوتری و آنالیز توسط نرم افزار و استفاده از منابع کتابخانه ای روش استفاده شده می باشد که در این راستا یک نمونه آنالیز به ابعاد 4 متر عرض، 6 متر طول و ارتفاع 2/3 متر به عنوان یک بخش از فضای اداری برای سایبان ها طراحی شده میزان تأثیر آن در روشنایی فضای داخلی در فصل گرم سال، مورد آنالیز در نرم افزار VELUX Daylight Visualizer قرار گرفت. این سایبان ها با توجه به چرخش خورشید حرکت کرده و تغییر جهت می دهند. آنالیز نشان می دهد که در مواقع گرم سال این سایبان ها می توانند میزان روشنایی فضای داخلی را به میزان یک سوم کاهش دهند و باعث کاهش بارسرمایشی گردند و میزان شدت روشنایی (لوکس) را نزدیک به استاندارد فضای اداری (300 لوکس) نگه دارند و از طرفی در فصل سرد سال با باز شدن این سایبان ها اجازه ورود نور را به داخل می دهند.
آموزش طراحی معماری مبتنی بر هوش مصنوعی
دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 7-25
https://doi.org/10.52547/arch.1.1.7
نریمان نجاتی، سعیده کلانتری، محمدرضا بمانیان
چکیده با توسعه سریع تکنولوژیهای هوش مصنوعی (AI)و علاقه به کاربرد آنها در زمینههای آموزشی، رشد قابلتوجهی در ادبیات علمی در رابطه با کاربرد AI در آموزش بوجود آمده است. طراحی معماری فرآیند پیچیده ای است که از تجربه و خلاقیت گذشته برای تولید طرح های جدید استفاده میکند. استفاده از هوش مصنوعی برای این فرآیند نباید معطوف به یافتن راه حلی در یک فضای جستجوگر تعریف شده باشد زیرا هنوز الزامات طراحی در مرحله مفهومی به خوبی مشخص نشده است. در عوض، این فرآیند باید به عنوان کاوش در الزامات و همچنین راه حل های ممکن برای پاسخگویی به این الزامات در نظر گرفته شود. مطالعه کاربردی حاضر با هدف ارائه مدل آموزش طراحی معماری مبتنی بر هوش مصنوعی در آموزش معماری جهت ارائه یک نمای کلی از هوش مصنوعی برای توسعه و اجرای بیشتر آن سیستم آموزش طراحی کشور است. نوع این تحقیق کاربردی توسعه ای و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از لحاظ گردآوری داده ها به صورت پیمایشی است. برای جمع آوری داده های مورد نیاز این پژوهش پرسش نامه ای باز پاسخ بین کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد و..... و متخصصان این موضوع توزیع و با روش تجزیه و تحلیل محتوا این اطلاعات بررسی گردیده است. نتایج این پژوهش حاوی راهکارهایی برای ارائه مدل آموزش طراحی معماری مبتنی بر هوش مصنوعی است. با این مطالعه، با توانمندسازی اساتید و محققان برای درک وضعیت و توسعه زیرساخت های مالی و فیزیکی و سخت افزاری و نرم افزاری هوش مصنوعی آشنا شده و به افزایش اثربخشی و کارایی کمک شایانی خواهد شد. هم چنین، یافتههای بدست آمده به فعالان و مسئولین و آموزگاران و محققان در شناسایی راه کارهایی بهبود آموزش طراح کمک میکند.
