دوره و شماره: دوره 5، شماره 3 - شماره پیاپی 17، پاییز 1404، صفحه 7-102 
مقاله پژوهشی مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) در معماری

هوشمندسازی مدیریت ساخت با تلفیق BIM و IoT برای کاهش هدررفت مصالح و بهینه‌سازی هزینه پروژه‌های عمرانی

صفحه 7-22

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2074645.1014

امیر اسگندری، مهدی صادقزاده تبریزی، بهنام حیدری پارام

چکیده در دهه‌های اخیر، فناوری‌های نوین دیجیتال، همچون مدل‌سازی اطلاعات ساختمان (BIM) و اینترنت اشیا (IoT)، به‌عنوان ابزارهای کلیدی در افزایش بهره‌وری و کاهش هدررفت منابع در پروژه‌های ساخت مطرح شده‌اند. این پژوهش با رویکردی میان‌رشته‌ای، به تحلیل اثرات هم‌زمان بهره‌گیری از BIM و حسگرهای IoT بر کارایی پروژه‌های ساختمانی می‌پردازد. هدف اصلی مطالعه، شناسایی نقاط قوت و محدودیت‌های پیاده‌سازی این فناوری‌ها در فرآیندهای طراحی، ساخت و نگهداری ساختمان‌های نوین و ارائه چارچوبی برای بهینه‌سازی منابع انسانی، مالی و مصالح است. روش تحقیق شامل مرور نظام‌مند ادبیات موضوعی، شبیه‌سازی پروژه‌های نمونه با ابزارهای BIM و تحلیل داده‌های لحظه‌ای جمع‌آوری‌شده از حسگرهای IoT است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ادغام این فناوری‌ها موجب افزایش دقت زمان‌بندی، کاهش خطاهای ساخت، مدیریت بهینه مصرف انرژی و ارتقای کیفیت نهایی پروژه می‌گردد. همچنین، تحلیل اقتصادی-عملیاتی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری اولیه در زیرساخت‌های دیجیتال، با کاهش هزینه‌های اجرایی و نگهداری، بازدهی مناسبی برای مالکان و پیمانکاران فراهم می‌آورد. نتایج این مطالعه می‌تواند به‌عنوان الگویی برای طراحی و مدیریت پروژه‌های معماری نوین با تأکید بر بهره‌وری و پایداری ارائه شود.

مقاله مروری نظریه و نقد معماری

ادراک زمان در قلمرو فضا و مکان(بر مبنای مطالعه تطبیقی اندیشه‌های نظریه‌پردازان فلسفه زمان)

صفحه 23-42

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2080182.1022

امیرداود مصلحت جو، سینا رزاقی اصل

چکیده زمان، یکی از ویژگی‌های اساسی فرآیندهای رفتاری و تفسیر الگوهای شنیداری یا دیداری است. به گونه‌ای که درک فرآیند زمان‌بندی می‌تواند آگاهی ما را از دیگر پدیده‌های رفتاری افزایش دهد. پیشرفت در توضیح روابط تجربی و توسعه نظریه‌های زمان‌بندی رفتاری، بیان‌گر اهمیت تأثیرات زمان در قلمرو معماری است. مطالعات یافته‌های زمان تحت تأثیر احساسات، بر مبنای ادراک زمان در مدت گذر محدود قرار گرفته است. داده‌ها در ادبیات ادراک زمان، ماهیت ذهنی و متضاد یافته‌های مختلف را نشان می‌دهند. توجه به درک فواصل منفصل و مستمر، اثرات محرک، نگرش و شرایط فیزیولوژیکی، نشان می‌دهد که چگونه تحریک و غلبه هیجانی بر ایجاد تمرکز در تقاطع زمان و احساسات تعامل می‌کنند، بر قضاوت زمان تأثیر می‌گذارند، در حافظه محرک ثبت می‌گردند و عناصر متمایز ادراک زمان را در یک تجربه زمانی در تفاوت بین فضاهای پر و خالی پدیـد می‌آورند. این پژوهش، با هدف بازخوانی تطبیقی اندیشه‌های متفکرین مؤلفه زمان و شناخت نقاط مشترک نظریات آنان، ضمن مطالعه مروری ادبیات تحقیق به روش هدفمند و با گردآوری داده‌ها به صورت کیفی و از طریق مشاهدات و دسته‌بندی و بازنمایی پیشینه تحقیق بر اساس مطالعات صرف کتابخانه‌ای و مستندات اسنادی و استنادی و با تمرکز بر پرسش اولیه تحقیق و اتخاذ پیش‌فرض‌های مبتنی بر اطلاعات زمینه‌ای و توصیف و تطبیق راهکارها با نتایج به‌دست‌آمده، با بررسی مقایسه‌ای به روش توصیفی، به دنبال پاسخ این پرسش است که ادراک و احساس، چگونه تصویر ما را از زمان رنگ می‌کند؟ به نظر می‌رسد تغییرات، در تخمین و بازتولید فواصل و بر گذر زمان در رویکرد ذهنی جریان زمان، از زمانی به زمان دیگر رخ می‌دهد و آن‌چه محل اختلاف نظر است، در احساس ذهنی از زمان است؛ و نه در درک آن.

مقاله مروری طراحی معماری

واکاوی مفهوم و ابعاد پایداری اجتماعی در فضاهای شهری

صفحه 43-58

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2068676.1010

زهرا ارسیان، امیر قهرمان پوری، سپیده صداقت نیا

چکیده پایداری اجتماعی، به‌عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، مفهومی چندبعدی، پویا و در حال تحول است که به روابط اجتماعی، انسجام جمعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان در فضاهای شهری می‌پردازد. این مفهوم، فراتر از تعامل میان انسان‌ها، بر رابطه‌ی متقابل شهروندان با محیط کالبدی و اجتماعی خود تأکید دارد و بر ضرورت پاسخ‌گویی به نیازهای مادی، روانی، فرهنگی و اجتماعی ساکنان و تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی در شهر تأکید می‌کند. درواقع، پایداری اجتماعی زمانی تحقق می‌یابد که تمامی گروه‌های اجتماعی از فرصت‌های برابر برای حضور، مشارکت و بهره‌مندی از منابع و خدمات شهری برخوردار باشند. در دهه‌های اخیر، افزایش نابرابری‌های اجتماعی، گسست ارتباطات محلی و کاهش حس تعلق به مکان، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی توسعه شهری را بیش‌ازپیش آشکار کرده است. ازاین‌رو، برنامه‌ریزی و طراحی شهری باید از تمرکز صرف بر جنبه‌های کالبدی و اقتصادی فاصله گرفته و به ابعاد انسانی و اجتماعی توجه کند. این مقاله با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی-توصیفی و تحلیل محتوای بیش از ۱۵۰ منبع معتبر داخلی و بین‌المللی، به بررسی ابعاد مفهومی پایداری اجتماعی و شناسایی شاخص‌های مرتبط با آن پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد شاخص‌هایی نظیر ایجاد فضاهای عمومی فراگیر و ایمن، تحقق عدالت در توزیع منابع، تقویت مشارکت مدنی، افزایش امنیت روانی، ارتقاء کیفیت زندگی و حفظ هویت فرهنگی، از مؤلفه‌های کلیدی پایداری اجتماعی محسوب می‌شوند. دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری میان نهادهای دولتی، مدیریت شهری، طراحان فضا و مشارکت فعال شهروندان است تا شهری انسانی‌تر، عدالت‌محورتر و پایدارتر شکل گیرد.

مقاله پژوهشی مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

بازخوانی نقش نقاشی در معماری معاصر: از زیبایی‌شناسی بصری تا هویت فضایی

صفحه 59-70

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2078293.1020

محمد حسین خوشوقتی، حمیدرضا مختاریان

چکیده نقاشی در معماری معاصر صرفاً به‌عنوان عنصری تزئینی به‌کار نمی‌رود، بلکه در بسیاری از نمونه‌ها به بخشی از منطق شکل‌گیری فضا و تجربه ادراکی آن تبدیل شده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش نقاشی در شکل‌دهی به هویت فضایی معماری معاصر انجام شده و تلاش دارد جایگاه آن را فراتر از کارکردهای زیبایی‌شناختی متداول تحلیل کند. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل کیفی و مطالعه نمونه‌های منتخب از آثار معماری معاصر است که در آن‌ها عناصر نقاشانه به‌صورت آگاهانه در سازمان‌دهی فضا، سطوح و تجربه بصری به‌کار گرفته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از خط، رنگ و فرم‌های نقاشانه می‌تواند به ایجاد لایه‌های معنایی، تقویت خوانایی فضا و شکل‌گیری ارتباط حسی عمیق‌تر میان انسان و محیط منجر شود. در این چارچوب، نقاشی نه به‌عنوان عنصری الحاقی، بلکه به‌مثابه بخشی از زبان طراحی معماری عمل می‌کند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادغام هدفمند نقاشی در معماری معاصر می‌تواند به خلق فضاهایی با هویت متمایز و کیفیت ادراکی بالاتر بینجامد و مرز میان هنرهای تجسمی و طراحی فضایی را بازتعریف کند.

مقاله پژوهشی معماری (عمومی)

سنجش اثربخشی آموزش سازنده‌گرایی بر انگیزه تحصیلی دانشجویان رشته‌ی معماری

صفحه 71-82

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2067205.1008

مهسا حقانی، سحر مجیدی هتکه لویی، مریم فلاح

چکیده انگیزه تحصیلی به‌عنوان یکی از عوامل مهم در فرآیند یادگیری دانشجویان، می‌تواند بر ابعاد مختلف عملکردی دانشجویان در فضاهای آموزشی اثرگذار بوده و موفقیت تحصیلی آنان را مورد تأثیر قرار دهد. از این‌رو مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش سازنده گرایی برانگیزه‌ی تحصیلی دانشجویان رشته‌ی مهندسی حرفه‌ای معماری آموزشکده ملی مهارت دختران ساری انجام گرفت. این مطالعه از نوع پیمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جامعه‌ی آماری در این مطالعه، دانشجویان رشته‌ی مهندسی حرفه‌ای معماری مقطع کارشناسی‌پیوسته و رشته‌ی معماری مقطع کاردانی بودند که طرح پیش‌آزمون و پس‌آزمون روی دو گروه آزمایش (۲۱ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) اجرا گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه انگیزش تحصیلی والرند (۱۹۹۲) بود. یافته‌ها حاکی از آن است که، روش سازنده‌گرایی به‌طور معناداری انگیزه درونی را افزایش و بی‌انگیزگی را کاهش می‌دهد. این نتایج بر کارایی رویکردهای فعال در آموزش معماری تأکید می‌کند و پیشنهاد می‌گردد سیاست‌گذاران آموزشی، بسترهای لازم برای اجرای گسترده‌تر این روش را فراهم نمایند.

مقاله پژوهشی معماری (عمومی)

تحلیل مؤلفه‌های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ‌های تاریخی ایران(مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

صفحه 83-102

https://doi.org/10.22034/ats.2025.2073935.1013

سارا چگینی

چکیده با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه‌های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ‌های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه‌ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه‌ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان‌محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه‌های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده‌های حاصل از پرسشنامه‌ی پنج‌درجه‌ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که مؤلفه‌های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به‌صورت هم‌افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه‌اندازها نقش محوری در تجربه‌ی مستقیم از طبیعت ایفا می‌کنند، درحالی‌که هندسه‌ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه‌ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می‌نمایند. ساختار سلسله‌مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه‌ی انسان‌محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می‌دهد. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که تلفیق سه‌گانه‌ی تجربه‌های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل‌گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به‌طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می‌توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به‌عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان‌محور و پایدار بهره گرفت.