بررسی رابطه عوامل کالبدی با حس رضایت و تعلق کاربران به سرای سالمندان (نمونه موردی: شهر اردبیل)
صفحه 7-21
سالمه قربانی، مرضیه شاهرودی کلور، حجت الله رشیدکلویر
چکیده سالمندی، دوران برخورد با محدودیتهای جسمی و روانی خاص است و توجه به نیازهای روحی، در کنار نیازهای کالبدی، از اهمیت ویژهای برخوردار است. افزایش روزافزونِ جمعیت سالمندان و تغییرات شیوه زندگی فردی و خانوادگی، باعث افزایش تعداد مؤسسات نگهداری سالمندان شده است؛ اما ازلحاظ روانی، این نوع خانهها در نظر سالمندان، سمبل انزوا و تمایل جامعه به طرد آنها تلقی میشود؛ بنابراین، آنچه مستلزم توجه است، خلق فضایی است که ضمن حمایت فیزیکی، مادی و عاطفی، با شرایط سنی و بحرانهایی که منجر به محدودیت و جدایی سالمند از جامعه عمومی گشته، مطابقت داشته باشد. این مطالعه بر آن است تا راهکارهایی جهت ارتقای سطح رضایتمندی و افزایش حس تعلق سالمندان به محیط سرای سالمندان ارائه دهد. برای این منظور، پس از بررسی متون موجود و طراحی پرسشنامهای ترکیبی از نمونههای استاندارد رضایت از زندگی و حس تعلق و محقق ساخت مربوط به عوامل کالبدی، به سنجش نظرات 123 نفر از سالمندان ساکن در مجموعه سرای سالمندان شهر اردبیل، پرداخته شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS v.24 تحلیل شدند. نتیجه آزمون همبستگی نشان میدهد که میان عوامل محیطی_کالبدی و رضایتمندی و احساس تعلق سالمندان، ارتباط مثبتی وجود دارد. همچنین، نتیجه آزمون رگرسیون نیز نشان میدهد که از میان عوامل محیطی_کالبدی، سرزندگی محیطی بیشترین تأثیر را در تأمین رضایتمندی و احساس تعلق آنان داشته و پسازآن، فضای سبز و نور مناسب، جذابیت بصری، قابلیت محیطی و آزادی عمل دارای تأثیر مثبت میباشند. نتایج همچنین نشان میدهد که با افزایش سن، میزان رضایتمندی و احساس تعلق سالمندان، کاهش مییابد.
تحلیل راهبردهای مؤثر بر توسعهی صنعت گردشگری در شهر همدان با استفاده از مدل SWOT
صفحه 23-44
ابراهیم مولوی، الناز ابراهیمی پورفر، مهسا زنده پاک
چکیده گسترش شتابان شهرها و افزایش بیرویه جمعیت موجب بروز مشکلات متعددی شده است؛ لذا گردشگری شهری بهویژه برای کشورهای درحالتوسعه از جمله ایران یک مزیت اقتصادی است تا از طریق آن بتوان فرآیند توسعه را تسریع بخشید. با عنایت به اینکه شهر همدان میتواند یکی از کانونهای جاذب گردشگران بهحساب آید، پژوهش حاضر با هدف بررسی، شناخت، تجزیه و تحلیل پارامترهای مؤثر در توسعه گردشگری شهری، تجزیهوتحلیل نقاط قوت و ضعف، فرصتها و تهدیدهای گردشگری و ارائه راهکارها و راهبردهای توسعه در جهت ارتقاء وضعیت صنعت گردشگری شهر همدان انجام شده است. روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روشهای میدانی و تحلیلی است. در فاز اول فرضیات و گویههای پژوهش در قالب پرسشنامه بین 355 نفر از گردشگران توزیع شد و همبستگی آنها با استفاده از آزمون اسپیرمن در نرمافزار SPSS تحلیل شد. روایی پرسشنامه صوری بوده و پایایی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ برای گویههای فرض اول 7/0، گویههای فرض دوم 68/0 و گویههای فرض سوم 73/0 محاسبه شده است. نتایج حاکی از آن است که بین توسعه صنعت گردشگری همدان و گویههای فرض اول رابطه معناداری وجود ندارد و همچنین فرض سوم پژوهش مبنی بر پایین بودن میزان رضایتمندی گردشگران شهری همدان از خدمات ارائهشده رد میشود؛ اما فرض دوم پژوهش مبنی بر رابطه معنادار بین یکپارچگی سازمانهای گردشگری و توسعه گردشگری شهر همدان مورد تأیید قرار میگیرد. در فاز دوم پژوهش برای ارائه راهبردهای ارتقاء وضعیت گردشگری شهر همدان از تحلیل SWOT و ماتریس عوامل داخلی و خارجی استفاده شد و در ادامه با استفاده از روش QSPM راهبردها اولویت بندی شدند. نتایج نشان می دهد جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی جهت تقویت زیرساخت های اقامتی، رفاهی و استفاده از ظرفیت های غنی تاریخی، فرهنگی و جاذبه های طبیعی از جمله مهم ترین راهبردهای ارتقاء صنعت گردشگری همدان به شمار می رود.
عوامل کالبدی مؤثر بر ارتقای رضایتمندی از مکان آموزشی در جهت کیفیتبخشی به معماری مخصوص ناشنوایان
صفحه 45-56
سید امیررضا قاضی میرسعید، مریم قاسمی سیچانی
چکیده پژوهش حاضر به بررسی نقش طراحی معماری در بهبود تجربه کاربری و افزایش رضایتمندی افراد ناشنوا و کمشنوا در فضاهای آموزشی پرداخته است. فضاهای آموزشی، بهعنوان یکی از اصلیترین بسترهای رشد و یادگیری، نیازمند طراحیهایی هستند که بتوانند به نیازهای خاص کاربران پاسخ دهند و تعامل مؤثر میان فرد و محیط را ارتقا بخشند. با وجود اهمیت این موضوع، نیازهای ناشنوایان در طراحی معماری ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با تکیه بر نیازهای خاص دانشجویان ناشنوا و کمشنوا و با تمرکز بر اهمیت طراحی انسانمحور، تلاش دارد محیطهای یادگیری را به گونهای متحول کند که نه تنها رضایتمندی این گروه را افزایش دهد، بلکه نقش مؤثری در بهبود کیفیت تجربه آموزشی و تقویت تعاملات اجتماعی آنان ایفا کند. همچنین، با ارائه پیشنهادات کاربردی، به دنبال ارائه الگویی عملی برای معماران و طراحان است که تأثیری ماندگار بر آموزش و توسعه اجتماعی پایدار داشته باشد. مطالعه حاضر با بهرهگیری از چارچوب مفهومی روانشناسی محیطی و استفاده از روشهای کیفی نظیر مشاهده و مصاحبههای عمیق، به شناسایی ترجیحات کالبدی در فضاهای آموزشی مناسب برای ناشنوایان پرداخته است. دادههای گردآوریشده با نرمافزار Atlas.ti تحلیل شده و نتایج نشان میدهد که طراحی مرکزگرا، چیدمانهای مدور و دایرهای شکل، استفاده از بافتهای متنوع، رنگهای مناسب و نورپردازی هوشمندانه از عوامل کلیدی در بهبود تجربه بصری و ارتباطی ناشنوایان هستند. علاوه بر این، فراهمسازی تجهیزات ارتباطی و امکانات محیطی، تأثیر قابلتوجهی در ارتقای کیفیت یادگیری و تعاملات اجتماعی این افراد داشته است.
سنجش عوامل محرک محیطی بر ادراک حسی دانشآموزان دختر پایه دوم دبستان (مطالعه موردی: دبستان دخترانه فلاح زاده و رازی منطقه دو شهر تهران
صفحه 57-72
محمد بهزادپور، سعید عظمتی، آمنه اکبری، کیمیا جمشیدزاده
چکیده کودکان حساسترین و تأثیرپذیرترین گروه سنی جامعه را تشکیل میدهند که نقش به سزایی در تجدید حیات هر نسل دارند و بدون توجه به رشد کودک و ذهن و آموزش او، پیشرفت جامعه بشری ممکن نیست. معماران و روانشناسان، نقش نور و رنگ و بازی را در محیط ساخته شده در یادگیری و رفتارهای موفق اجتماع موردتوجه قراردادند. مطالعات، همچنین بر تأثیرات منفی سروصدای زیاد در محیطهای یادگیری تأکید میکنند. هدف پژوهش حاضر سنجش عوامل مؤثر محرکهای توسعه محیطی بر ادراک حسی کودکان بهمنظور بهرهوری بیشتر از فضا در محیطهای آموزشی پایه دوم دبستان است. با در نظر گرفتن راهبردهای مختلف، پژوهش حاضر بهصورت ترکیبی (کمی و کیفی) انجام شده است. ازاینرو در ابتدا به گردآوری و مطالعه اسنادی بر اساس، بیان تحلیل و توصیف عوامل مختلف تأثیرگذار بر توسعه محیطی پرداخته شده است. در ادامه به کمک نرمافزار دپث مپ به بررسی کلی پلان مدرسه پرداخته شد. سپس، با انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته از دانش آموزان و معلمان مقطع دوم ابتدایی اطلاعات خود را با ارجاع به عقاید ارزشها و رفتارهای دانش آموزان در بستر محیط آموزشی آنها به صورتی دستنخورده به دست آمده است. با استفاده از دادههای پرسشنامه و نرمافزار spss26 جهت بررسی دادهها و رابطه موجود بین متغیرها اقدام به تحلیل آماری شد. در ادامه با توجه به ضرایب به دست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گرافها پرداخته میشود. دیدگاه افراد از شاخصهای اثرگذار بر محرکهای توسعه محیطی بر ادراک حسی کودکان در محیطهای آموزشی نشان میدهد مهمترین شاخصهای مؤثر بر ارتقا ادراک حسی کودکان به ترتیب عبارتند از: فضای منعطف (93/14)، تنوع فضایی (32/15)، فضاهای چند عملکردی (66/14) و بازیسازی (71/14) است.
بررسی و تحلیل معماری مورفینگ بر شکلگیری آثار رم کولهاس (مطالعه موردی: خانه موسیقی پورتو)
صفحه 75-87
بهار رضائیان خواه، سارا دشت گرد
چکیده از دیرباز تا کنون مفاهیم معماری در حال نقد و بررسی است. فرم از مفاهیم اولیه و پایه معماری است که همواره تأثیر مستقیمی بر طراحی معماران دارد. فرم بیانکننده نظام ارزشی است و از مسائل بنیادین معماری به شمار میآید واژه مورفینگ برگرفته از کلمه فرم است. مورفینگ به معنای تغییر فرم از یک شکل به شکل دیگر است بهگونهای که فرم پیوستگی خود را حفظ کند و حالت جدیدی به خود بگیرد. در حقیقت مورفینگ به معنای انتقال اشکال هندسی است. بنای خانه موسیقی پورتو اثر رم کولهاس بهعنوان نمونه موردی برای بررسی سبک مورفینگ در نظر گرفته شده است. کولهاس ازجمله معمارانی است که از ناممکنها استقبال میکند و بناهای متفاوت با سبکهای مختلف را طراحی و اجرا میکند. خانه موسیقی پورتو موفقترین اثر این معمار است؛ که در این پژوهش مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. بررسی این موضوع که چگونه خدمات آموزشی شیوه تعامل مخاطبان با مؤسسات فرهنگی و بهطور گستردهتر، با عملکرد هنری و خلاقیت را دوباره ابداع میکنند، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی معماری مورفینگ و مؤلفههای اثرگذار بر شکلگیری خانه موسیقی پورتو اثر رم کولهاس شکل گرفته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تلفیقی از تحقیق «کمی» از نظریه به نمونه موردی، «کیفی» از نمونه مطالعه به نظریه مفاهیم بازشکافت خواهند شد. تحلیل و بررسیهای انجام شده بین مؤلفههای مورفینگ و خانه موسیقی پورتو نشان میدهد طراحی کاسادا موزیک از نوع معماری مورفینگ بوده و مؤلفههای این سبک بهطور واضح و آشکار در این بنا دیده میشود. طبق بررسیها عواملی چون: تغییر حالت، پیوستگی، پیچیدگی و یکپارچگی تماماً در خانه موسیقی پورتو قابل مشاهده است.
تحلیل پیکرهبندی فضایی خانه ایرانی بر مبنای مشخصههای فرهنگی منبعث از الگوهای رفتاری (نمونه موردی: خانه امینیها واقع در شهر قزوین)
صفحه 89-104
فاطمه حسنعلی، حافظه پوردهقان
چکیده خانههای سنتی ایران به لحاظ لایههای فرهنگی، از پیچیدگیهای خاصی برخوردار است؛ فرهنگ و الگوهای رفتاری خانواده عامل اصلی شکلدهی فضا در خانه ایرانی است. پیکرهبندی فضایی خانه با زندگی چند خانوادهی خویشاوند برکنار یکدیگر صورت میپذیرفته است. فرهنگ و الگوهای رفتاری؛ ساختار فضایی مطالعه تطبیقی در نمونه مورد مطالعه تأثیرگذار بوده است. هدف پژوهش، تحلیل الگوهای رفتاری منبعث از فرهنگ در شکلدهی به الگوی فضایی یک نمونه خانه ایرانی (بهطور خاص خانه امینیها) است. بر این اساس پرسش اصلی این پژوهش بر آن است که مشخصههای فرهنگی تعیینکننده در ساختار فضایی خانه ایرانی چیست و نحوه اثربخشی هرکدام در پیکرهبندی فضایی خانهها به چه نحوی است؟ روش تحقیق بهصورت، تحلیل محتوا و تشریحی تبیین شده است؛ بدین ترتیب که با روش تفسیری – تحلیل تاریخی و مصداق یابی روابط فرهنگی در این عمارت قاجاری و عوامل مؤثر بر ایجاد الگوهای نظام خانوادهی سنتی ایرانی بررسی و سپس با روش تشریحی از میان منابع موجود، به تبیین مصداق این الگوها در نظامهای فعالیتی و فضایی این خانه سنتی پرداخته شده است. مصاحبه و مشاهدات عمیقی نیز با اعضای خاندان امینی قزوین انجام پذیرفته که تأثیرات روابط خویشاوندی الگوهای رفتاری و فرهنگ میان اعضا بر نظامهای فعالیتی و فضای خانهی امینی تدقیق شده است. نتایج نشان میدهد که پیکرهبندی فضایی ارتباط مستقیمی با مشخصههای فرهنگی و الگوهای رفتاری دارد که منتج از یک نظام فرهنگی مشخص و دقیق در ساختار فضایی خانه است.
