بررسی نقش طراحی طبیعتمحور در آموزش معماری ایران و چالشهای پایداری محیطی
صفحه 7-18
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725569
مهرناز مهرپور گالشکلامی، کیوان محمدپور، سعید غلامپور
چکیده این مقاله به بررسی نقش طراحی طبیعتمحور در آموزش معماری ایران و چالشهای پایداری محیطی میپردازد. مسئله اصلی این است که چگونه میتوان اصول طراحی طبیعتمحور را در برنامههای آموزشی معماری ادغام کرد تا به بهبود کیفیت آموزش و افزایش آگاهی زیستمحیطی دانشجویان کمک کند. هدف پژوهش، تحلیل تأثیرات طراحی طبیعتمحور بر پایداری محیطی و ارائه راهکارهایی برای تقویت این رویکرد در آموزش معماری است. روش تحقیق شامل تحلیل کیفی و کمی از مؤلفههای کلیدی طراحی طبیعتمحور و ارزیابی تجربیات عملی در این زمینه است. یافتهها نشان میدهد که در بسیاری از موارد، جنبههای فنی و زیباییشناختی بر اصول پایداری محیطی اولویتدارند که منجر به قطع ارتباط با طبیعت میشود. این مطالعه راهکارهایی برای تقویت آموزش طراحی طبیعتمحور ارائه میدهد که میتواند به ایجاد شیوههای معماری پایدارتر و آگاهتر از محیطزیست منجر شود. نتایج این پژوهش میتواند بهعنوان مبنایی برای تدوین استراتژیهای آموزشی و طراحی معماری در راستای پایداری محیطی و ارتقای کیفیت آموزش معماری در ایران مورداستفاده قرار گیرد. این پژوهش با بهرهگیری از تحلیل نظرات متخصصان و ارزیابی تجربیات عملی، تلاش دارد تا از طریق ادغام مؤثر اصول طراحی طبیعتمحور در نظام آموزشی کشور، به توسعه محیطهای ساختهشده پایدارتر و افزایش تعامل دانشجویان با محیطزیست کمک کند. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که طراحی طبیعتمحور میتواند بهعنوان ابزاری مؤثر برای مقابله با چالشهای زیستمحیطی و ارتقای کیفیت زندگی در محیطهای ساختهشده مورداستفاده قرار گیرد.
مدرنیته و تاثیرات آن بر معماری مساجد معاصر ایران
صفحه 19-32
. .
چکیده این مقاله که در بهار سال ۱۴۰۳ در دوره چهارم، شماره یک (پیاپی ۱۱) منتشر شده بود، به دلیل اثبات انتحال (Plagiarism) به گزارش نویسنده مسئول مقاله در تاریخ ١٨ شهریور ١۴٠۴ از وبسایت نشریه حذف گردید.
نقش رون اصفهانی در روشنایی طبیعی فضاهای مجاور حیاط مرکزی: خانههای تاریخی شهر اصفهان
صفحه 33-46
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725570
ساناز رهروی پوده
چکیده یکی از عوامل مؤثر در طراحی بناها، جهتگیری مناسب آنها نسبت به جهت قرارگیری خورشید و استفاده مطلوب از نور طبیعی است. در تحقیقات انجامشده دررابطهبا بناهای ساختهشده در ایران به سه رون (جهت) اشارهشده که جهتگیری بناهای شهر، نسبت به نور خورشید، جهت باد و بهطورکلی استفاده مناسب از شرایط بهینه از ویژگیهای اقلیمی را مدنظر قرار داده است. سؤال اصلی تحقیق آن است که جهت قرارگیری خانهها چه برمبنای رون و چه برمبنای زاویه قرارگیری آنها در روشنایی نماها و به تبع آن فضاها چه نقشی داشته است؟ هدف از این تحقیق است که نقش جهت قرارگیری خانهها در روشنایی فضاها را موردمطالعه قرار دهد. روش بهکاربرده شده در این پژوهش روش تحقیق بهصورت کیفی و برای جمعآوری دادهها از روش کتابخانهای و میدانی بهره برده شده و تحلیل دادهها بر اساس روش توصیفی و تفسیری انجامشده است. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که کشیدگی خانه در محور شمالی- جنوبی در زمستان بهصورت محدود برمبنای رون اصفهان بهتر از بقیه زاویههای قرارگیری دیگر برای روشنایی تهرانی (زمستان نشین) عمل میکند. اما درمجموع و در هیچکدام از جهتها تأثیر چشمگیری در روشنایی نماها نداشتهاند. اما زاویههای قرارگیری متنوع در خانههای تاریخی که بر اساس رون اصفهان ساخته نشدهاند، وابسته به شرایط اقلیمی نبوده و بیشتر بر اساس شکل زمین و کشیدگی محوری آن ایجادشده است.
بررسی مؤلفههای بهکارگیری پایداری میراث معماری صنعتی ساختمان البرز
صفحه 47-64
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725572
شیرین ستوده
چکیده پایداری یکی از جنبه مهم در کشورهای درحالتوسعه است که روزبهروز توجه به آن توسط گروههای سازنده به خاطر حفظ حیات کره زمین بیشتر شده است. پایداری دارای مؤلفههایی که در هریک از بناها نیاز به تدقیق سازی دارد که برای باززنده سازی آنها نیاز است اولویتبندی گردد و تمرکز توجه به ترتیب سهمبندی آنها به وجود آید. این پژوهش با هدف تدقیق سازی مؤلفههای پایداری منطبق بر نمونه موردی و بیان اولویتبندی آنها در باز زنده سازی ساختمان صنعتی البرز شکل گرفته است. روش تحقیق ترکیبی تودرتو کیفی در کمی است که در مرحله کیفی ابتدا مرور نظاممند نسبت به مقالات گذشته و تحقیقات درجهیک سعی میشود، مؤلفههای موجود در پایداری تدقیق سازی شود و در مرحله بعد دلفی آیندهپژوهی با سه فاز طوفان فکری، تحدید و انتخاب برای تدقیق سازی متغیری صورت میگیرد، سپس پرسشنامهای با طیف لیکرت تدوین و در اختیار افراد بازدیدکننده متخصص قرار میگیرد در این مرحله برای تحلیل آمارهای استنباطی اولویت مؤلفهها از نرمافزار JMP بهره گرفته میشود نتایج نشان میدهد که بهکارگیری مجدد این بناها در 4 رکن اصلی توسعه پایدار و 9 محور اصلی قرار دارد. همبستگی بین ابعاد موجود در پیامدهای پایداری بهکارگیری میراث معماری صنعتی نشان میدهد بیشترین همبستگی بین بعد اجتماعی و محیطی با مقدار(655/0) و کمترین مربوط به اقتصادی و فرهنگی با مقدار(199/0) است. درواقع میتوان با تقویت بعد اجتماعی و محیطی، عمر مفید ساختمان را افزایش داد. درنتیجه توجه صرف به افزایش سرمایه نمیتواند یک ساختمان را پایدار کند.
نقش مدیریت شهری در افزایش کیفیت نگهداشت بناهای تاریخی
صفحه 65-78
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725573
ایلناز صادقی، معصومه چهارمحال، اکرم محمدی
چکیده در دنیای امروز، مدیریت شهری فراتر از وظایف سنتی خود عمل میکند و به عنوان یک مسئولیت استراتژیک با پیامدهای عملیاتی متعدد، با حوزههای قدرت، سیاست، اجتماع و اقتصاد شهری تعاملات ناگسستنی برقرار میسازد. در این راستا، حفظ و نگهداری میراث فرهنگی، به ویژه بناهای تاریخی، به عنوان هویتساز و معرف فرهنگ و تمدن، نقشی کلیدی در توسعه پایدار شهری ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مدیریت شهری در ارتقای کیفیت نگهداری بناهای تاریخی در کلانشهر تهران به انجام رسید. این پژوهش از نوع همبستگی بوده و با گردآوری اطلاعات از 373 نفر از کارکنان و مدیران شهرداری تهران، به بررسی رابطه بین متغیرهای مرتبط با مدیریت شهری و کیفیت نگهداری بناهای تاریخی پرداخته است. دادهها با استفاده از پرسشنامه جمعآوری و با روش معادلات ساختاری و نرمافزار SmartPLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین متغیرهای شهرداری، شورای شهر، اتاق بازرگانی و سایر ارگانها با کیفیت نگهداری بناهای تاریخی، همبستگی معنیداری وجود دارد. این یافتهها حاکی از آن است که مدیریت شهری در سطوح مختلف سازمانی و در تعامل با سایر ذینفعان، نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت نگهداری این میراث ارزشمند ایفا میکند مدیریت شهری در حفظ و ارتقای کیفیت بناهای تاریخی به عنوان نماد هویت و فرهنگ شهری، نقشی اساسی بر عهده دارد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که تعامل سازنده بین سطوح مختلف سازمانی شهرداری، شورای شهر، اتاق بازرگانی و سایر ذینفعان، در کنار برنامهریزی و اجرای سیاستهای کارآمد، میتواند به ارتقای کیفیت نگهداری بناهای تاریخی و حفظ این میراث ارزشمند برای نسلهای آینده کمک کند.
فرهنگ مصرفی در مجتمع های تجاری کلان شهرهای ایران
صفحه 79-91
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725574
مهدی فلاحی، هانا یزدانفر
چکیده پژوهش حاضر به بررسی فرهنگ مصرفی در مجتمعهای تجاری کلانشهرهای ایران پرداخته است. در دو دهه اخیر، کلانشهرهای ایران شاهد تحولات عمدهای در ساخت و ساز مجتمعهای تجاری بودهاند که این فضاها بهعنوان نمادهای اجتماعی و فرهنگی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. هدف این تحقیق تحلیل عوامل مؤثر بر شکلگیری فرهنگ مصرفی در این مجتمعها و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی آنها است. مسئله اصلی این مقاله بررسی نحوه تأثیرگذاری تحولات اقتصادی، جهانیشدن، تغییرات اجتماعی، و فناوریهای نوین بر فرهنگ مصرفی در مجتمعهای تجاری کلانشهرها است. از این رو سؤال تحقیق بهطور خاص به این موضوع میپردازد که چگونه این عوامل باعث تغییر در الگوی مصرف و رفتارهای خرید افراد شده و چه تأثیراتی بر تعاملات اجتماعی و هویت فرهنگی دارند. روش تحقیق شامل تحلیل و بررسی متون موجود، مصاحبه با متخصصان، و ارزیابی دادههای میدانی از مجتمعهای تجاری مختلف است. این روش به بررسی تغییرات اقتصادی و اجتماعی و نحوه تأثیر آنها بر الگوی مصرف مردم میپردازد و تأثیرات فناوری و جهانیشدن بر ذائقه مصرفی را نیز تحلیل مینماید. نتایج تحقیق نشان میدهد که مجتمعهای تجاری نه تنها بهعنوان مراکز خرید، بلکه بهعنوان فضاهای اجتماعی و فرهنگی مهمی در جامعه ایفای نقش مینمایند. از طرفی تحولات اقتصادی و افزایش درآمد خانوارها منجر به افزایش تقاضا برای کالاهای لوکس شده، این در حالیست که جهانیشدن و فناوریهای نوین به تغییر ذائقه مصرفی افراد در این حیطه دامن میزند. در این راستا این مجتمعها ضمن فراهم آوردن فرصت هایی جهت برقراری تعاملات اجتماعی و فرهنگی به توسعه اقتصادی شهرها نیز کمک شایانی مینماید.
