نقش مواد تغییرفازدهنده دربهینه سازی بازشوهای دو و سه جداره در فضای نشیمن یک ساختمان مسکونی در تبریز
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 اسفند 1404
ماهرخ قلی زاده، محمدمهدی مولایی
چکیده در حوزه ساختمان برای به حداقل رساندن تقاضای انرژی و بهبود مدیریت انرژی ساختمان ها با توسعه فناوری های کاهش انرژی مرتبط با بازشوها در سال های اخیر موورد توجه بسیار قرار گرفته است.در این پژوهش یک پنجره در فضای نشیمن یک ساختمان مسکونی در نظر گرفته شده است که با چندین تیپ از انواع شیشه های دو جداره و سه جداره و گازهای میانی متفاوت از لحاظ مدیریت انرژی حرارتی داخلی مورد بررسی قرار گرفته است.(نتایج بهینه ترین حالت) مواد تغییر فاز مبتنی بر پلیمر (PCM) برای کاربردهای ذخیرهسازی انرژی حرارتی (TES) اخیراً به دلیل پایداری بالا و انتقال فاز جامد به جامد بالقوه مورد توجه قرار گرفتهاند.در این پژوهش یک فضای نشیمن در اقلیم سرد تبریز شبیه سازی شده است که توسط یکی از پلاگین های انرژی آنالیزهای حرارتی برای بهترین حالت شیشه ها از نظر نوع و تعداد جداره ها میزان مصرف انرژی در یک اقلیم سرد را نشان میدهد.در این نمونه میزان سطح اشغال سطح شیشهWWR)) به میزان 0.6 سطح دیوار در نظر گرفته شده است و نوع مصالح انتخابی برای سقف,دیوار و کف فضا بصورت یکسان انتخاب شده است.بعضی از نتایج نشان می دهد که لزوما با افزایش تعداد جداره در پنجره ها مقاومت حرارتی حاصل نخواهد شد و در برخی از پنجره ها با تعداد جداره پایین تر اما لعاب کاراتر میزان صرفه جویی در انرژی بیشتر خواهد بود.
تحلیل نشانهشناسی نمادهای طبیعت در باغ فین کاشان بر اساس رویکرد پیرس
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2084453.1024
سارا چگینی
چکیده باغ فین کاشان بهعنوان یکی از شاخصترین نمونههای باغ ایرانی، واجد نظامی پیچیده از معناست که در تعامل میان عناصر طبیعی، سازمان فضایی و تجربه ادراکی مخاطب شکل میگیرد. با وجود مطالعات متعدد درباره فرم، هندسه و نمادپردازی باغهای ایرانی، سازوکار دقیق تولید معنا در این فضاها، بهویژه از منظر نشانهشناسی نظاممند، کمتر بهصورت روشمند مورد تحلیل قرار گرفته است. مسئله اصلی این پژوهش تبیین چگونگی عملکرد عناصر طبیعی باغ فین کاشان بهعنوان نشانه و بررسی نحوه تولید و تثبیت معنا در سازمان فضایی باغ بر اساس چارچوب سهگانه نشانهشناسی پیرس است. هدف پژوهش، تحلیل نقش آب، گیاه، زمین و کوشک بهمثابه نشانههای شمایلی، نمایهای و نمادین و واکاوی روابط دلالتی میان آنها در شکلدهی به تجربه ادراکی مخاطب است. روش تحقیق کیفی با رویکرد توصیفی–تحلیلی است و دادهها از طریق مطالعات اسنادی، تحلیل منابع نظری، برداشتهای میدانی، تصاویر و مدارک فضایی گردآوری و با کدگذاری نشانهای تحلیل شدهاند. یافتهها نشان میدهد که عناصر طبیعی باغ فین بهطور همزمان در سه سطح شمایلی، نمایهای و نمادین عمل میکنند و معنا نه بهصورت ایستا، بلکه بهعنوان فرآیندی تدریجی و پویا در حین حرکت، مشاهده و تأمل مخاطب شکل میگیرد. آب و کوشک بهعنوان نشانههای غالب، نقش محوری در تثبیت معنا دارند، درحالیکه گیاه، زمین و مسیرها بهعنوان نشانههای تقویتی، چارچوب ادراکی و فضایی معنا را فراهم میکنند. همچنین، روابط بیننشانهای و بُعد زمانی عناصر، باغ فین را به متنی زنده و چندلایه تبدیل میکند که معنا در آن پیوسته بازتولید میشود. نتایج پژوهش نشان میدهد که باغ فین کاشان نمونهای برجسته از تجلی نشانهشناسی پیرسی در معماری منظر ایرانی است.
