موضوعات = معماری بیونیک / بیومیمتیک
معماری بیونیک / بیومیمتیک

گزاره‌های پرتکرار در مفهوم دیالکتیک فضا در معماری

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 85-94

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725737

محمود اژدری

چکیده اصطلاح «دیالکتیک فضا» در معماری به تضادها و تقابل‌هایی اشاره دارد که در فضاها وجود دارد. این تضادها می‌توانند شامل مواردی مانند روشنایی و تاریکی، فشردگی و فضایی بودن، جنبه‌های متقابل مثل داخلی و خارجی و... باشند. این مفهوم در معماری، بیشتر به طراحی فضاها و نحوه تأثیرگذاری آن‌ها بر رفتار و احساسات انسان‌ها می‌پردازد. یکی از مهم‌ترین گزاره‌های پرتکرار در مفهوم دیالکتیک فضا، تعادل میان تضادها است. در طراحی فضاها، تلاش برای ایجاد تعادل بین عناصر مختلفی مانند روشنایی و تاریکی، فضای باز و بسته، فضای داخلی و خارجی و... به‌عنوان یکی از اصول اساسی در نظر گرفته می‌شود. این تعادل می‌تواند به تعادل در روحیه و احساسات افراد کمک کند و فضا را برای استفاده بهینه از آنان فراهم کند. یکی دیگر از گزاره‌های مهم دیالکتیک فضا، تداخل و تعامل بین عناصر مختلف است. فضاها با ایجاد تداخل و تعامل بین مؤلفه‌های مختلف می‌توانند جذابیت بیشتری داشته باشند. به‌عبارت‌دیگر، فضاها با تنوع و تعدد عوامل، بیشترین تأثیر را بر رفتار و احساسات افراد دارند و این تعامل‌ها می‌تواند به وجود آورنده جوانب جذاب و پویایی در فضاها باشد. یکی از دیگر گزاره‌های پرتکرار، پیوند با محیط است. فضاها باید قادر باشند با محیط اطراف خود پیوند برقرار کنند و ارتباط مثبتی با آن داشته باشند. این ارتباط می‌تواند از طریق استفاده از مناظر طبیعی، ارتباط با فضاهای مجاور یا حتی ادغام با فضاهای شهری انجام شود. با توجه به این گزاره‌های پرتکرار، طراحان معماری می‌توانند فضاهایی را ایجاد کنند که تأثیرگذاری بیشتری بر رفتار و احساسات ساکنان داشته باشند و فضاهایی دارای جذابیت و تنوع بیشتری باشند. این اصول به طراحان کمک می‌کند تا فضاهایی باکیفیت و مناسب برای زندگی و کار انسان‌ها ایجاد کنند.

معماری بیونیک / بیومیمتیک

تأثیر هندسه و سطح نورگیر بر ویژگی‌های نور روز اتاق در معماری مسکونی دوره قاجار (نمونه موردی خانه‌های سنتی واقع در محله عودلاجان شهر تهران)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 7-23

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725718

علی هاشمی، محمدرضا بمانیان

چکیده باوجود تخمین‌های مختلفی که در خصوص راهبردهای مؤثر در ایجاد روشنایی طبیعی و آسایش بصری در پیکره‌ی خانه‌های سنتی ایران بیان گردیده، ارزیابی کمی دقیق بر میزان کارایی و کیفیت آن، مشخص نشده است. در معماری دوره قاجار جهت استفاده حداکثری از نور طبیعی روز چه راهبردهایی به کار گرفته می‌شده و این مهم تا چه میزان در بناهای مسکونی سنتی شهر تهران به‌واسطه نوسان شدت تابش و امکان بروز خیرگی موردتوجه بوده است؟ این پژوهش سعی دارد تا به تدقیق و شناسایی راهبردهای مؤثر بر میزان مطلوبیت بهره‌مندی از نور طبیعی روز و آسایش بصری در خانه‌های سنتی دوره قاجار در محله عودلاجان شهر تهران بپردازد. نوشتار حاضر از پارادایم کمی و راهبرد شبیه‌سازی برخوردار بوده که برای محاسبات خود، از نرم‌افزار راینوسروس و مبتنی بر شواهد برگرفته از خوانش کالبدی ساختار فضایی خانه‌های سنتی شهر تهران در دوره قاجار به‌صورت نمونه‌گیری غیر تصادفی استفاده نموده است. نتایج به دست آمده نشان داد که آتونومی نور روز فضایی در اکثریت اتاق‌های تحت بررسی در سطح قابل قبولی (بیش از 50٪) بوده و بنابراین این اتاق‌ها به‌خوبی توسط نور طبیعی روشن شده‌اند. علاوه بر این، مقایسه داده‌های این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که نسبت به‌کاررفته در سطح نورگیرها در حدود 19.20% مساحت کف اتاق و جهت غالب نورگیری از جبهه جنوبی بوده است. همچنین، تمام اتاق‌ها ازلحاظ احتمال بروز خیرگی در سطح قابل‌قبول ذکر شده در استانداردهای نورپردازی قرار می‌گیرند.