تبیین معیارهای طراحی فضاهای آموزشی-درمانی ویژه کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با تأکید بر تأثیر محیط بر یادگیری و درمان (مطالعه موردی: شهر تبریز)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2094404.1055
علی زینالی عظیم، صالح باباپور
چکیده تأثیر محیطهای آموزشی و درمانی ویژه برای کودکان اوتیستیک بهطور قابلتوجهی بر فرآیندهای یادگیری و درمان آنها مؤثر است و طراحی فضاهای آموزشی با در نظر گرفتن نیازهای خاص این کودکان میتواند به بهبود وضعیت آنها کمک کند. در این تحقیق، به بررسی تأثیر محیطهای آموزشی ویژه کودکان اوتیستیک بر فرآیندهای یادگیری و درمان در شهر تبریز پرداخته شده است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر معیارهای طراحی فضاهای آموزشی بر بهبود یادگیری و درمان کودکان اوتیستیک از طریق تحلیل دادههای کیفی و کمی بوده است. برای جمعآوری دادههای کیفی، از ۲۰ نفر خبرگان در زمینه طراحی فضاهای آموزشی برای کودکان اوتیستیک استفاده شد که با آنها مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام گرفت. در بخش کمی، ۳۰۰ نفر از والدین و کادر فضاهای آموزشی کودکان اوتیستیک بهعنوان نمونه انتخاب شدند تا پرسشنامههای مرتبط با تأثیر محیط بر یادگیری و درمان را تکمیل کنند. نتایج نشان داد که کاهش محرکهای حسی با ضریب رگرسیون ۰٫۷۸ بیشترین تأثیر را بر یادگیری و درمان کودکان اوتیستیک دارد. همچنین فضاهای آرامشبخش با ضریب رگرسیون ۰٫۴۵ و آزادی حرکت بدون موانع با ضریب رگرسیون ۰٫۶۵ تأثیرات معناداری بر فرآیند یادگیری و درمان داشتهاند. مدل تحقیق توانست ۷۲ درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین کند که نشاندهنده برازش بالای مدل است. بنابراین، طراحی فضاهای آموزشی ویژه برای کودکان اوتیستیک باید با اولویتبندی فاکتورهایی مانند کاهش محرکهای حسی، فضاهای آرامشبخش و آزادی حرکت صورت گیرد تا تأثیرات مثبتی بر یادگیری و درمان کودکان داشته باشد.
شناسایی محدوده مکانی جزایر حرارتی در بافت های ساحلی با توجه به محدوده آسایش حرارتی (نمونه مورد مطالعه شهر بندرعباس)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2093601.1047
حجت قائدی، سید جواد خسروی دورانسری
چکیده توسعه شهری و تخریب بافت های بومی اثرات مخربی بر محیط زیست شهری به دنبال دارد. از جمله این اثرات افزایش دمای شهرها است. این افزایش دما تبعاتی از قبیل تهدید سلامت شهروندان به دلیل افزایش تنش حرارتی و آلودگی گرفته تا بازتاب اقتصادی به دلیل افزایش نیاز به انرژی را دربر می گیرد ولی شاید مهمترین آن کاهش محدوده آسایش حرارتی زیست و فعالیت مردم باشد. مردم خطه جنوب ایران به فعالیت های جمعی بسیار اهمیت می دهند و با افزایش محدوده جزایر حرارتی منطقه فعالیت های جمعی آنها نیز کاهش پیدا می کند. هدف این پژوهش پیدا کردن محدوده جزایر حرارتی در مقیاس محلی در کرانه های ساحلی است. دادههای دما و سرعت باد از طریق اندازهگیریهای میدانی در ایستگاههای منتخب برداشت و روند تغییرات مکانی آنها با استفاده از تحلیل روند، آزمون ناپارامتریک Mann–Kendall، شاخص شیب Sen و تحلیل آستانه مورد ارزیابی قرار گرفت. پژوهش در دوره گرم تابستان، مرداد 1404، در دو گونه بافت جدید و بومی صورت پذیرفت تا تاثیر بافت ساحلی بر دمای هوا مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که روند کاهش سرعت باد در هر دو بافت از نظر آماری معنیدار است، در حالی که رفتار حرارتی دو بافت متفاوت بوده و بافت بومی پایداری بیشتری در برابر کاهش تهویه طبیعی از خود نشان میدهد. محدوده بحرانی دما (جزیره حرارتی) در بافت بومی در ۳/۱ انتهایی بافت و در بافت جدید در ابتدا و انتهای بافت قرار دارد.
ارزیابی عوامل مؤثر در تغییر کاربری فضاها با رویکرد باززندهسازی
دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 39-68
https://doi.org/10.22034/ats.2023.725735
فاطمه برغش، مریم دستغیب پارسا، آتنا عبدشیخی، کیمیاالسادات طبیبزاده
چکیده امروزه بناهایی که دیگر قابلیت ماندگاری در نقش اولیهی خود را ندارند به یکی از بحرانهای حائز اهمیت برای جوامع مختلف تبدیل شده است. یکی از راهکارهای حفاظت از بناهای بدون استفاده با هدف بهرهبرداری بهینه از منابع، توسعه پایدار، اقتصادی بودن و محافظت از میراث فرهنگی، تغییرکاربری و استفاده مجدد از آنها با رویکرد باززندهسازی است. هدف از این پژوهش شناسایی عواملی است که از طریق آنها با ایجاد نیرویی محرک در تغییر کاربریهای فضایی بتوان به باززندهسازی فضاها در آن دست یافت. روش تحقیق پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مقایسهای - تطبیقی و بهمنظور دسترسی به ادبیات موضوع، مفاهیم پایه از روش کتابخانهای و پیمایشی جمعآوری شدهاند. در این پژوهش نحوه مداخله و تغییر کاربری فضاها با تأکید بر باززندهسازی جمعآوری شده است و در ادامه مؤلفههای استخراجشده در 6 نمونه موردی در قالب جداول و نمودار مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که توجه به کیفیت فضایی، اجزاء و عناصر و توجه به کاربری پیشین رابطه متقابلی با تغییر کاربری بنا با تأکید بر رویکرد باززندهسازی دارد و در نتیجه اثری ماندگار به دست میآوریم و با بررسی معیارها و زیرمعیارها در نمونههای موردی چنین استنباط گردید که موزه آب در آبانبار وکیل، موزه نساجی شیراز و هاستل روبرو در تهران با معیارهای باززندهسازی تطابق بیشتری دارند.
