واکاوی مفهوم و ابعاد پایداری اجتماعی در فضاهای شهری
دوره 5، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 43-58
https://doi.org/10.22034/ats.2025.2068676.1010
زهرا ارسیان، امیر قهرمان پوری، سپیده صداقت نیا
چکیده پایداری اجتماعی، بهعنوان یکی از ارکان اصلی توسعه پایدار، مفهومی چندبعدی، پویا و در حال تحول است که به روابط اجتماعی، انسجام جمعی، عدالت اجتماعی و مشارکت فعال شهروندان در فضاهای شهری میپردازد. این مفهوم، فراتر از تعامل میان انسانها، بر رابطهی متقابل شهروندان با محیط کالبدی و اجتماعی خود تأکید دارد و بر ضرورت پاسخگویی به نیازهای مادی، روانی، فرهنگی و اجتماعی ساکنان و تقویت حس تعلق و هویت اجتماعی در شهر تأکید میکند. درواقع، پایداری اجتماعی زمانی تحقق مییابد که تمامی گروههای اجتماعی از فرصتهای برابر برای حضور، مشارکت و بهرهمندی از منابع و خدمات شهری برخوردار باشند. در دهههای اخیر، افزایش نابرابریهای اجتماعی، گسست ارتباطات محلی و کاهش حس تعلق به مکان، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی توسعه شهری را بیشازپیش آشکار کرده است. ازاینرو، برنامهریزی و طراحی شهری باید از تمرکز صرف بر جنبههای کالبدی و اقتصادی فاصله گرفته و به ابعاد انسانی و اجتماعی توجه کند. این مقاله با بهرهگیری از روش تحقیق کیفی-توصیفی و تحلیل محتوای بیش از ۱۵۰ منبع معتبر داخلی و بینالمللی، به بررسی ابعاد مفهومی پایداری اجتماعی و شناسایی شاخصهای مرتبط با آن پرداخته است. یافتهها نشان میدهد شاخصهایی نظیر ایجاد فضاهای عمومی فراگیر و ایمن، تحقق عدالت در توزیع منابع، تقویت مشارکت مدنی، افزایش امنیت روانی، ارتقاء کیفیت زندگی و حفظ هویت فرهنگی، از مؤلفههای کلیدی پایداری اجتماعی محسوب میشوند. دستیابی به این اهداف نیازمند همکاری میان نهادهای دولتی، مدیریت شهری، طراحان فضا و مشارکت فعال شهروندان است تا شهری انسانیتر، عدالتمحورتر و پایدارتر شکل گیرد.
مطالعه تطبیقی ویژگیهای کالبدی مؤثر بر اجتماعپذیری در مراکز تجاری
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 101-112
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725745
سید امیررضا قاضی میرسعید
چکیده تهران بهعنوان پایتخت سرآغاز و نمادی از تغییرات مدرن همراه با توسعه گسترده در بخش طراحی فضاهای عمومی شناخته شده است. این بناها نقش مهمی در بهبود ارتباطات و تعاملات اجتماعی افراد داشته و بررسیها نشان میدهند که لازم است تحلیلهای اجتماعی در فرآیند طراحی موردتوجه قرار گیرد. در این خصوص، کاربری تجاری بهعنوان قلمروهای مشترک برای تعاملات اجتماعی، ارتباطات و معرفت اجتماعی بازتاب شهری مؤثری دارند. عدم توجه به این مهم ممکن است منجر به از بین رفتن زنجیره ارتباط بین انسانها و فضاهایی عمومی شود. جایگاهی که میتواند ریشه تعاملات اجتماعی را شکل دهد، امکان دارد بهمرور آثار اجتماعی نامطلوبی ازجمله انزوا، ناراحتهای روحی و روانی را در جامعه انعکاس دهد. در این موضوع، طراحی و معماری مراکز تجاری نقشی بسیار برجسته دارد و ضرورت دارد پژوهشهای بیشتری در باب اجتماعپذیری مراکز انجام شود. هدف اصلی این پژوهش تطبیقی، بررسی و مقایسه مؤلفههای تأثیرگذار بر اجتماعپذیری مبتنی بر ویژگیهای معماری در عملکرد تجاری در دو کالبد متفاوت، یعنی بازارهای سنتی و پاساژهای مدرن است. نمونههای موردی این مطالعه شامل، بازار بزرگ پانزده خرداد تهران و مرکز تجاری کوروش میباشند. این پژوهش با استفاده از مطالعات کتابخانهای، پرسشنامه و مصاحبه عمیق و مشاهده از روش تحقیق آمیخته بهصورت کمی و کیفی به بررسی موضوع میپردازد. از تحلیل نتایج میتوان بیان ساخت که مجتمعهای تجاری چند کاربردی، بهواسطه عوامل ساختاری محیطی، با ایجاد ابعادی از امنیت فراگیرتر از اجتماعپذیری بیشتری در مقایسه با بازارهای سنتی برخوردار هستند.
