کلیدواژه‌ها = معماری
مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

تحلیل مفاهیم سلامت در سند سازمان جهانی بهداشت و بازخوانی آن در معماری

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 51-64

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2085970.1027

طاها طینی، محمدرضا عطایی همدانی

چکیده مسکن به‌عنوان بنیادی‌ترین بستر زیست انسان، نقشی تعیین‌کننده در تأمین سلامت جسمی، روانی و اجتماعی ساکنان ایفا می‌کند. در سال‌های اخیر، سازمان جهانی بهداشت با انتشار سند «راهنمای مسکن و سلامت»، چارچوبی جامع برای تبیین ارتباط میان کیفیت سکونت و پیامدهای سلامت ارائه کرده است. این سند، مسکن را نه صرفاً به‌عنوان یک کالای کالبدی، بلکه به‌مثابه عاملی ساختاری در نظام سلامت عمومی معرفی می‌کند. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی، به استخراج مفاهیم بنیادین سلامت در این سند پرداخته و سپس این مفاهیم را در نسبت با ساختار معماری بازخوانی می‌کند. هدف این پژوهش، انتقال گفتمان سلامت از سطح توصیه‌های بهداشتی به سطح منطق سازمان‌دهی فضا، ساختار کالبدی، کیفیت‌های محیطی و نظام طراحی معماری است. یافته‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از مفاهیم مطرح‌شده در سند WHO، دارای ریشه‌های عمیق در اصول بنیادین معماری نظیر نورگیری، تهویه طبیعی، سلسله‌مراتب فضایی، مقیاس انسانی، ایمنی کالبدی و رعایت عدالت فضایی هستند؛ با این حال، در فرآیند طراحی و سیاست‌گذاری معماری، این پیوند به‌صورت نظام‌مند بازتعریف نشده است. مقاله در نهایت پیشنهاد می‌کند که مفهوم «مسکن سالم» باید به‌عنوان یک چارچوب طراحی و نه صرفاً یک معیار بهداشتی، در ساختار نظری و اجرایی معماری مورد بازاندیشی قرار گیرد.

سایر

تحلیل تطبیقی ساختار و محتوای دروس کارگاهی معماری بر پایه شاخص‌های کیفی و کمّی در سه دانشگاه «تهران»، «شهید بهشتی» و «علم و صنعت»

دوره 5، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 81-102

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2075346.1015

غلامرضا اکرمی، راضیه فتحی

چکیده در نظام آموزش معماری، دروس کارگاهی به‌مثابه بستر اصلی تربیت طراحان معمار شناخته می‌شود. اما ساختار، محتوای آموزشی و نحوة ارائة این دروس در دانشگاه‌های مختلف با تفاوت‌هایی اساسی همراه است. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی ساختار و محتوای دروس کارگاهی سه دانشگاه برجسته ایران؛ "دانشگاه تهران"، "دانشگاه شهید بهشتی (ملی سابق)" و "دانشگاه علم و صنعت " به دنبال پاسخ به این پرسش است که این تفاوت‌ها چگونه می‌توانند بر رویکردهای آموزشی، تربیت معمار و کیفیت خروجی‌ها تأثیرگذار باشند؟ روش تحقیق، کیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسناد رسمی، برنامه‌های مصوب آموزشی و سرفصل‌های دروس ترمی در مقطع کارشناسی معماری در سه دانشگاه مورد مطالعه است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اگر چه در نگاه کلان، اهداف آموزش طراحی معماری در این دانشگاه‌ها مشترک به نظر می‌رسند، اما در سطح برنامه و اجرا، تفاوت‌های چشم‌گیری در نحوه سازماندهی دروس، عمق و محتوای نظری، ترتیب و پیوستگی موضوعی، میزان ارتباط با فناوری و همچنین نوع مواجهه با مؤلفه‌های فرهنگی و بومی مشاهده می‌شود. "دانشگاه تهران" بر انسجام نظری- عملی، توسعه شناخت فضایی و پرورش تفکر انتقادی تأکید دارد. "دانشگاه شهید بهشتی" با تمرکز بر زمینه‌مندی فرهنگی-اجتماعی پروژه‌ها، طراحی را در تعامل با بستر و واقعیت‌های بومی پیش می‌برد و "دانشگاه علم و صنعت"، با گرایش به آموزش فناورانه (تکنولوژی روز)، ساخت‌گرا و مبتنی بر اسناد اجرایی، دانش‌آموختگان معمار خود را برای ورود به فرایند ساخت حرفه‌ای آماده می‌سازد. نتیجة پژوهش حاضر، بر این نکته تأکید دارد که بازنگری در برنامه و ساختار آموزشی معماری کشور، در جهت توجه به وحدت و انسجام محتوایی، همسویی الگوهای طراحی و انطباق با تحولات روزآمد حرفه‌ای، ضرورتی انکارناپذیر است.

معماری داخلی

تحلیل پیوند میان حیاط مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی دانش آموزان دبستانی

دوره 5، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 59-82

https://doi.org/10.22034/ats.2025.727101

محجوبه اریش، احمد میرزاکوچک خوشنویس، ندا ضیاءبخش، محمد معرفت

چکیده مدارس از دیرباز جزء مهم‌ترین محل های آموزش علوم و پرورش معنوی کودکان بوده و تأثیر محیط آن در شکل‌گیری شخصیت فرد در بزرگسالی غیر قابل انکار است. هدف از این تحقیق اثبات رابطه بین حیاط و فضای سبز مدرسه در جهت‌ ارتقای تربیت معنوی کودکان دبستانی است. بنابرین چگونگی تحلیل پیوند میان فضای سبز مدارس و اندیشه اسلامی جهت ارتقای رشد معنوی برای دانش‌آموزان دبستانی سوال این تحقیق است؟ پژوهش با یک فرضیه اصلی آغاز و بر مبنای پژوهش‌های بنیادی پیشین شکل گرفت. این پژوهش به دنبال بررسی چگونگی ارتباط بین کالبد و عناصر معماری باغ ایرانی استفاده شده در حیاط مدارس و آشنایی دانش‌آموزان با مبناء و منشأ خلقت جهت ارتقاء تربیت معنوی در کالبد فضای آموزشی دبستان ها می‌باشد. این پژوهش کاربردی در فرآیند دستیابی به پاسخ سؤالات پژوهش از رویکرد کیفی و کمّی استفاده کرده است. با توجه به رویکرد این پژوهش، در مرحله اول (کیفی)، سعی شده تا معیارها و اصول معماری ساختمان‌های آموزشی طراحی‌ شده با تلفیق حیاط مدارس قدیم استخراج شود. در مرحله دیگر با استفاده از روش تحلیلی، معیارهای به ‌دست ‌آمده در مدارس ایران بررسی، و ارزش‌ها و راهکارهای طراحی حیاط مدارس ارزیابی و تحلیل شده است. مطالعه مشاهده‌ای و در عین حال تحلیلی درباره تعدادی از مدارس نمونه انجام شد که به نتیجه‌گیری نهایی تبیین الگو کمک کرد. یافته‌ها نشان می‌دهد وجود حیاط در مدارس با شیوه باغ ایرانی و هندسه باغچه ‌ها به همراه حوض در آن می‌تواند کودکان را به سمت تربیت معنوی و ارتقاع و رشد متعالی سوق دهد.

معماری اقلیمی / انرژی در معماری

راهکارهای معماری همساز با اقلیم با بهره گیری از شاخصهای آسایش حرارتی در روستای قلعه بالا (ی) بیارجمند (استان سمنان)

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 27-43

https://doi.org/10.22034/ats.2024.725741

حسین مرادی نسب

چکیده هماهنگی فضاهای معماری و شهری با اقلیم از اصول لازم برای پایدار ماندن بناها و از مهم‌ترین اهداف توسعه پایدار است. استفاده از دستورالعمل‌های مشترک جهت طراحی بناها و عدم توجه به داده‌های اقلیمی در مواجهه با شرایط مختلف اقلیمی و معماری بومی منطقه، پاسخگویی مناسب جهت ایجاد آسایش حرارتی برای بهره‌وران را ندارند. بررسی داده‌های محیطی موجود در یک منطقه به‌منظور شناخت رفتارهای اقلیمی به طرق مختلف همواره موردتوجه طراحان و معماران اقلیمی قرار داشته است. معماری همساز با اقلیم، تطابق سازگار معماری با محیط‌زیست پیرامون را باعث می‌شود. محل موردمطالعه روستای قلعه بالا (ی) بیارجمند از توابع شهرستان شاهرود واقع در استان سمنان است. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است و اطلاعات کسب‌شده از طریق مطالعات میدانی و سایت‌های اینترنتی معتبر در یک دوره 18 ساله حاصل شده‌اند، همچنین با استفاده از اطلاعات هواشناسی و تجزیه‌وتحلیل آن‌ها با توجه به روش الگی، اوانز، ماهانی و گیونی چارچوب کلی اصول معماری همساز با اقلیم با هدف استفاده از منابع انرژی طبیعی مشخص شد در انتها یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که با توجه به اقلیم سرد و خشک روستا استفاده از بافت فشرده و متراکم، کشیدگی شرقی- غربی روستا، کاهش نسبت سطح بنا به حجم آن، بهره‌گیری از مصالح سنگین با ظرفیت حرارتی بالا در جداره جنوبی، استفاده از بازشو (پنجره) های کوچک از راهبردهای نیل به معماری همساز با اقلیم در این روستا است.

مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

سنجش شاخصه‌های تأثیرگذار بر منازعات و ادعا‌های پیمانکاران در شهرداری‌ تهران در سال‌های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۳

دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 63-87

https://doi.org/10.22034/ats.2024.725743

سامان صحرایی، حمیدرضا ربیع فرد

چکیده پروژه های عمرانی بخش عظیمی از اعتبارات و منابع مالی یک کشور را به خود اختصاص می‌دهند. ادعاها و در پی آن اختلافات به ویژگیهای ذاتی در پروژه های تبـدیل شـده انـد کـه بسـیاری از ذینفعـان پروژهها، آن را از مخربترین اتفاقات این صنعت میدانند. در بیشتر پروژهها بـا سیسـتم‌هـای مختلـف انجـام پروژه، امکان بروز ادعاهایی از سوی طرفین، به خصـوص پیمانکـاران وجـود دارد. اگرچـه در هـیچ پـروژه ای نمیتوان احتمال بروز این ادعاها را از میان برد، اما میتوان با شناسایی علل و منشـأ اصـلی بـروز ادعاهـا، تا حد زیادی از وقوع آنها در پروژه جلوگیری کرد. پژوهش حاضر با بررسی علل منازعات و ادعاهای پیمانکاران در شهرداری ها صورت پذیرفته است. در تحقیق حاضر با بررسی ادبیات تحقیق عوامل احتمالی موثر بر علل منازعات و ادعاهای پیمانکاران با شهرداری ها شناسایی شده و سپس در قالب پرسشنامه در اختیار 20 نفر از خبرگان و متخصصان قرار گرفته است. در گام اول احتمال وقوع این موارد بین پیمانکاران و شهرداریها، سپس میانگین احتمال تبدیل به اختلاف موارد بین پیمانکاران و شهرداری با استفاده از آزمونهای آماری سنجیده شد و در مرحله بعد با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی عوامل اختلاف زا طبقه بندی و میزان احتمال تبدیل هر گروه به اختلاف بررسی شد، در گام سوم، عوامل تاثیر گذار بر اختلاف با استفاده از روش AHP رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد شاخص های مربوط به ضعف و نواقص مشاور و ضعف و نواقص کارفرما در بروز اختلاف بین شهرداری و پیمانکاران سهم بیشتری را به خود اختصاص می دهند، در زمینه ضعف و نواقص کارفرما، دخالت کارفرما در اموری مانند طراحی و جزئیات، نحوه ی اجرا و زمان بندی پروژه باعث دو باره کاری و افت راندمان در فعالیتها می شود، همچنین تعلل در تصمیم گری توسط کارفرما مانند تاخیر در بازبینی، تصویب یا ابلاغ تغییرات و سستی در پیشرفت پروژه ها تاثیرگذار است، تعلل در پیش پرداخت برای آماده سازی یا تجهیز کارگاه نیز سبب متضرر شدن پیمانکار و ایجاد اختلاف خواهد شد، تاخیر در اخذ مجوز از سازمانها نیز برعهده کارفرما می باشد که تاخیر در آن سبب کند شدن فعالیت های پروژه می شود و ادعاهای پیمانکاران را در پی خواهد داشت.

معماری و شهرسازی (در صورت تأکید بر طراحی معماری در بستر شهری)

ارزیابی عوامل مؤثر در تغییر کاربری فضاها با رویکرد باززنده‌سازی

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 39-68

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725735

فاطمه برغش، مریم دستغیب پارسا، آتنا عبدشیخی، کیمیاالسادات طبیب‌زاده

چکیده امروزه بناهایی که دیگر قابلیت ماندگاری در نقش اولیه‌ی خود را ندارند به یکی از بحران‌های حائز اهمیت برای جوامع مختلف تبدیل شده است. یکی از راهکارهای حفاظت از بناهای بدون استفاده با هدف بهره‌برداری بهینه از منابع، توسعه پایدار، اقتصادی بودن و محافظت از میراث فرهنگی، تغییرکاربری و استفاده مجدد از آنها با رویکرد باززنده‌سازی است. هدف از این پژوهش شناسایی عواملی است که از طریق آنها با ایجاد نیرویی محرک در تغییر کاربری‌های فضایی بتوان به باززنده‌سازی فضاها در آن دست یافت. روش تحقیق پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مقایسه‌ای - تطبیقی و به‌منظور دسترسی به ادبیات موضوع، مفاهیم پایه از روش کتابخانه‌ای و پیمایشی جمع‌آوری شده‌اند. در این پژوهش نحوه مداخله و تغییر کاربری فضاها با تأکید بر باززنده‌سازی جمع‌آوری شده است و در ادامه مؤلفه‌های استخراج‌شده در 6 نمونه موردی در قالب جداول و نمودار مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که توجه به کیفیت فضایی، اجزاء و عناصر و توجه به کاربری پیشین رابطه متقابلی با تغییر کاربری بنا با تأکید بر رویکرد باززنده‌سازی دارد و در نتیجه اثری ماندگار به دست می‌آوریم و با بررسی معیارها و زیرمعیارها در نمونه‌های موردی چنین استنباط گردید که موزه آب در آب‌انبار وکیل، موزه نساجی شیراز و هاستل روبرو در تهران با معیار‌های باززنده‌سازی تطابق بیشتری دارند.

طراحی معماری

بررسی مؤلفه‌های مؤثر در شکل‌گیری معماری معاصر ایران مبتنی بر تغییرات اجتماعی (نمونه موردی: بنای فرهنگسرای نیاوران‌ و موزه هنرهای معاصر تهران)

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 69-83

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725736

رضا نقدبیشی، سعید عظمتی، کیمیا جمشیدزاده

چکیده همواره جامعه تحت تأثیر عوامل مختلف در حال تغییر است و این تغییرات بر همه ابعاد زندگی ازجمله فرهنگ اثر می‌گذارد؛ بنابراین زمانی که تغییری ایجاد می‌شود نیاز به منطبق شدن و هماهنگی هست. شکل‌گیری کالبد معماری در ایران، علاوه بر سابقه طولانی با آثار قابل‌توجه، متأثر از تحولات، سریع و چندبعدی قرن بیستم بوده است. به شکلی که گاهاً تقابل میان آنچه بوده است و آن سویی که می‌خواهد برود باعث شده است تا در دوره‌هایی سردرگمی در جهت حرکت به وجود بیاید. هدف از این مقاله بررسی مؤلفه‌های مؤثر در شکل‌گیری معماری معاصر ایران مبتنی بر تغییرات اجتماعی است. روش تحقیق در این پژوهش، کیفی و بنا به هدف تحلیلی- تاریخی است. تحقیق تحلیل محتوا شامل سه مرحله است: مرحله اول آماده‌سازی و سازمان‌دهی است. مرحله دوم بررسی مواد و پیام‌ها است. این مرحله شامل رمزگذاری داده‌ها و دسته‌بندی آن‌ها است. مرحله سوم پردازش داده‌های استخراج‌شده و درنهایت نتیجه‌گیری می‌باشد. این مراحل توسط نرم‌افزار MAXQDA انجام شده است. در مرحله آخر با توجه مؤلفه‌ها پژوهش به تولید گراف‌ها پرداخته می‌شود. در این خصوص، گفی یکی از نمونه برنامه‌های قابل‌توجه است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد تغییرات اجتماعی، در طول زمان ‌بر شکل‌گیری معماری معاصر ایران بسیار مؤثر بوده است. معیارهایی چون: سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اقلیمی و محیط‌زیست در هر دوره زمانی به‌صورت مشخصی در شکل‌گیری معماری معاصر ایران نقش‌آفرینی کرده است.

معماری اسلامی / معماری ایران

بررسی تزئینات معماری با تمرکز بر کاشی‌کاری در مکاتب نگارگری

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 95-116

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725738

نگار حسنی فخرآبادی، محمدحسین حسنی فخرآبادی

چکیده مدارک تصویری، ازجمله مهم‌ترین منابع در تحقیقات تاریخ معماری ایران، محسوب می‌شوند. یکی از این مدارک نقاشی است. بااین‌حال، ظرفیت‌ها و اهمیت ویژه‌ای که این نقاشی‌ها دارند، به‌طور کافی موردتوجه قرار نگرفته و کمتر در تحقیقات معماری مورداستفاده قرار گرفته‌اند. ازاین‌رو، نیاز به بررسی و تحلیل عمیق‌تر این نقاشی‌ها و تأثیرات آن‌ها بر معماری، احساس می‌شود. مکتب هرات، به‌عنوان یکی از مکاتب مهم در تاریخ معماری ایران است. این مکتب قادر است فضاهای معماری دوره تیموری را به‌طور واقعی بازنمایی کند و این به‌طور خاص از آنجایی مهم است که معماری این دوره دارای ویژگی‌های واقع‌گرایانه و بازتابی از عناصر معماری اسلامی است. در این مقاله، به بررسی و تحلیل میزان واقع‌گرایی تزئینات کاشی‌کاری نقاشی‌های بهزاد پرداخته شده است. روش انجام پژوهش حاضر غیر پیمایشی و مبتنی بر رویکرد تفسیری - تاریخی است. درواقع در اینجا با منطق اولویت قرار دادن «امکان استخراج مستندات به‌صورت میدانی» و «برداشت نگاره‌های به‌کاررفته در مستندات» به‌عنوان شرط استنباطی و معرف، در منطق شواهد پژوهش، از نمونه‌گیری تصادفی بهره برده است. ساختار پژوهش وابسته به نگاره‌های بهزاد و مفاهیم معماری موجود در نگاره‌های وی در تحلیل و تفسیر آثار منتخب، با درآمدی از این هنرمند آغاز گردیده و در مرحله بعد به تحلیل بناهای واقعی تأثیرگذار در آن آثار می‌پردازد.

طراحی معماری

تأثیر کیفیت فضاهای پشتیبانی مجتمع‌های بلندمرتبه بر میزان سطح رضایت-مندی ساکنین (نمونه مورد مطالعه: مجتمع مسکونی پردیس چمران، شیراز)

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 25-40

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725719

محمد کاظمی، هادی کشمیری، زینب برزگری جیحونی

چکیده مسکن همان‌طور که به‌عنوان یک سرپناه مورد استفاده قرار می‌گیرد، دارای اهداف دیگری از قبیل ارائه خدمات متعدد و تأمین نیازهای افراد ساکن در آن مکان نیز است. زمانی که تصمیم به تعیین یک محل مشخص برای سکونت گرفته می‌شود، تأمین سطح قابل‌قبولی از رضایت‌مندی، دارای اهمیت ویژه‌ای است. افراد زمانی از محل سکونت خود رضایت دارند که جوابگوی نیازهای آن‌ها باشد. مردم اصلی‌ترین عامل مؤثر در معماری هستند؛ بنابراین، طراحان و معماران باید نسبت به تأمین و ارتقاء سطح رضایت‌مندی ساکنین مجموعه‌های مسکونی، نهایت سعی خود را بکار گیرند. در این مقاله، به‌منظور بررسی ارتقاء رضایت‌مندی و عوامل تأثیرگذار بر آن در مجتمع‌های مسکونی بلندمرتبه، عامل فضاهای پشتیبانی موردتوجه قرار گرفته است. روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع همبستگی و بر اساس هدف کاربردی است. روش گردآوری داده‌ها، روش کتابخانه‌ای و برای داده‌های اصلی پژوهش، روش میدانی در نظر گرفته شده است. ابزار گردآوری داده‌ها، مصاحبه با ساکنان مجتمع مسکونی پردیس چمران و استفاده از پرسش‌نامه است. اطلاعات جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار 25SPSS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفته ‌است. نتایج نشان می‌دهد اولین اولویت فضای پشتیبان مربوط به فضاهای خدماتی همچون وجود آسانسور باربر ... است، پس از آن وجود فضاهای جمع‌آوری و شوتینگ زباله‌ها در مجتمع، وجود فضای بازی با ایمنی و امنیت کامل برای کودکان و وجود فضاهای فروشگاهی در جهت تأمین نیازهای مجموعه برای ساکنین دارای اهمیت بودند.

فناوری معماری

راهکارهای مؤثر بر رشد انگیزشی کودکان کم‌توان ذهنی بر پایه روانشناسی محیطِ فضاهای آموزشی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 41-53

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725720

سارا محمدزاده اکبری، مهدی حمزه نژاد، راضیه فتحی

چکیده کودکان کم‌توان ذهنی به‌واسطه تفاوت در ویژگی‌های جسمانی، عقلانی، رفتاری و اجتماعی تمایز بسیار چشم‌گیری با سایر کودکان دارند. ازآنجایی‌که این قبیل از اختلالات، منجر به بروز مشکلات عدیده‌ای در زمینۀ رشد فردی و اجتماعی این کودکان می‌شود، در سال‌های اخیر، طراحی معماری فضاهای آموزشی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین و تأثیرگذارترین فضاها در بهره‌وری حداکثری از توانایی این کودکان محور توجه بسیاری از معماران قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناخت و ارائه راهکارهایی در راستای بهبود کیفیت فضاهای آموزشی کودکان کم‌توان ذهنی جامعه با تکیه بر دانش روانشناسی محیط سعی در ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان دارد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در راستای شناخت و پاسخگویی به این پرسش بوده که «در فرآیند بهبود حالات و اختلالات کودکان کم‌توان ذهنی چه مؤلفه‌ها و راهکارهایی در زمینۀ روانشناسی محیطی فضاهای آموزشی می‌تواند منجر به ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان شود؟». روش تحقیق حاضر دارای ماهیت کیفی و وابسته به راهبرد توصیفی-تحلیلی است. پردازش این موضوع در ابتدا بر پایۀ مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای در راستای شناخت و تحلیل مولفه‌های محیطی مؤثر بر روان این کودکان بوده و در ادامه از بررسی‌های میدانی و مشاهده جهت تقویت روایی تحقیق بهره برده است. نتایج نشان می‌دهد که کودکان کم‌توان ذهنی به جهت برخورداری از ذهنی مضطرب‌ و آشفته‌تر نسبت به سایر کودکان حساسیت بیشتری در برخورد با محیط‌های گوناگون از خود بروز می‌دهند. در این راستا بهره‌گیری از عناصر معماری نظیر رنگ و فرم مناسب، جنس مصالح و تناسبات و همچنین ایجاد فضاهای اجتماع‌پذیر و فعالیت‌های مشارکتی در کنار بازی‌سازی‌های مطلوب در فضای آموزشی، تأثیر به‌سزایی در بهبود عملکرد ذهنی آنان داشته و منجر به افزایش آرامش ذهنی، استقلال فردی، ارتباطات اجتماعی و درنهایت ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان در فضاهای آموزشی می‌گردد.

معماری و رسانه‌های دیجیتال

شناسایی مزایا ‌و‌ معایب و چالش‌های پیش ‌روی خانۀ‌ هوشمند از منظر کاربران در شهر تهران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 71-88

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725722

فاطمه چشمهء، عباس حبیبی

چکیده در دنیای امروز، فناوری‏ها به حدی از پیشرفت و توسعه رسیده‏اند که در سطح زندگی روزمره نیز غیر قابل چشم‏پوشی هستند. خانۀ ‌هوشمند نمایانگر تعریف جدیدی از فضای خانگی است که با ورود هرچه بیشتر فناوری به خانه‌ها همراه می‌باشد. جایگاه هوشمندسازی در ایران، به‎عنوان یک پدیده وارداتی نیازمند مطالعه و بررسی‌های بیشتر است. هدف از این پژوهش پیدا کردن چالش‌های پیش ‌روی هوشمند‌سازی در خانه‌های ایرانی و دریافتن نوع نگرش کاربران به این موضوع است. در ادامه سعی شده است تا مزایا و معایب و نقاط قوت ‌و‌ ضعف خانۀ‌ هوشمند با تکیه بر تجربه زیسته کاربران شهر ‌تهران مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش برمبنای هدف یک تحقیق بنیادی و از حیث روش، یک مطالعه کیفی به شیوۀ مردم‏نگاریست که با انجام مصاحبه عمیق و نیمه‌ ساختار‌یافته با دو گروه کاربران بالفعل و ‌بالقوه خانۀ هوشمند در شهر تهران انجام شده ‌است. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها با استفاده از نرم‌افزار اطلس‌تی نسخه 9 مورد تحلیل موضوعی قرار گرفته است. یافته‌های این پژوهش حکایت می‌کند که مؤلفه‌های مختلفی در میزان رضایت کاربران از هوشمندسازی خانه‌ها مؤثر هستند که در گروه کاربران بالفعل عبارتند از مؤلفه‌های؛ روان‌شناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیرساخت و تکنولوژی و در گروه کاربران ‌بالقوه نیز شامل مؤلفه‌های؛ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌باشد. نتایج نشان می‌دهد که علیرغم تصورات اولیه، کاربران بالفعل غالباً از زیستن در این فضاها احساس رضایت می‌کنند و حتی در‌صورت عدم‌ رضایت کامل، مزایای هوشمند‌سازی را انکار نمی‌کنند. درواقع مهم‌ترین چالش برای پذیرش خانۀ ‌هوشمند از دیدگاه هر دو گروه، هزینه‌های بالای آن است.

نقش مدیریت شهری در افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 89-100

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725723

اکرم محمدی، مونا باباخانی، ایلناز صادقی

چکیده از دیرباز افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی موضوعی است که از دیرباز دانش‌پژوهان علاقه‌مند به مسائل شهری را به چالش کشانده است. ازاین‌رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت شهری در افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی در سطح تهران به اجرا درآمد. این پژوهش ازنظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است. در این تحقیق اطلاعات مربوط به 373 نفر از کارکنان و مدیران شهرداری شهر تهران در سطح تهران مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته‌اند تا بر اساس آن رابطه بین متغیرها برای آزمون فرضیه‌های تحقیق بررسی شود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار‌ SmartPLS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شهرداری، شورای شهر، اتاق بازرگانی و سایر ارگان‌ها به‌عنوان ابعاد مدیریت شهری نقش اساسی در افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی دارد.

معماری تطبیقی

بررسی تطبیقی مفهوم خانه از دیدگاه کودکان دو شهر (شیراز و نوجین)

دوره 3، شماره 1، بهار 1402، صفحه 95-106

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725716

فهیمه عباسی، طاهره نصر، کیوان محمدپور

چکیده مفهوم خانه؛ مکانی فیزیکی نیست، بلکه تصویری ذهنی است. خانه پوسته‌ای است برای زندگی کردن و مکانی برای رسیدن به آرامش و آسایش است. خانه دارای دو بعد معنا و مفهوم است که این دو بعد باهم متفاوت هستند. بُعد معنای خانه؛ امری عینی و مکانی که انسان در آن زندگی می‌کند اما بعد مفهوم خانه امری ذهنی (تصور ذهنی) است؛ برای دستیابی به مفهوم خانه باید ذهن هر فرد در ارتباط با خانه را مورد تحلیل و بررسی قرارداد. در دنیای امروزی که به‌سرعت در حال تغییر است، مفهوم خانه به‌طور فزاینده‌ای برای بزرگ‌سالان و هم برای کودکان پیچیده شده است. با ظهور جهانی‌شدن، شهرنشینی و پیشرفت‌های فنّاورانه، مفهوم سنتی خانه به‌عنوان مکانی ثابت و پایدار به چالش کشیده شده است. درنتیجه، نیاز روزافزونی به انجام تحقیقات در مورد مفهوم خانه برای کودکان برای درک بهتر اهمیت و تأثیر آن بر رشد آن‌ها وجود دارد. تحقیق در مورد مفهوم خانه برای کودکان می‌تواند عواملی را که به احساس خانه کمک می‌کنند و چگونگی تأثیر آن‌ها بر رفاه و رشد کودکان روشن کند. هدف نوشتار از این پژوهش؛ سنجش تطبیقی مفهوم خانه در میان کودکان 9_10 ساله دو شهر شیراز و نوجین است. روش تحقیق، به‌صورت تحلیل محتوا با استفاده از قیاس استدلالی ربایشی و گردآوری اطلاعات به‌صورت مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی و مقالات فارسی و لاتین و تحقیقات میدانی است؛ که با تحلیل و بررسی 30 نمونه از نقاشی‌های کودکان این دو شهر، می‌توان به شباهت‌ها و تفاوت‌های تصویر ذهنی آن‌ها از مفهوم خانه دست‌یافت؛ که درنتیجه؛ از این بررسی و تحلیل شباهت‌ها و تفاوت‌ها می‌توان به تعدادی کد مفهومی دست‌یافت. از جمع‌بندی این کدهای مفهومی، می‌توان به مفهوم خانه از نظر کودکان این دو شهر، به مواردی شامل آرامش، راحتی، آسایش، امنیت و رفاه در خانه دست‌یافت.

معماری داخلی

بررسی تاثیر بکارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 22-39

علی هاشمی، محمدحسین محمودی ساری

چکیده بیان مسئله: پروژه های حوزه ساخت اخیراً دوباره کاری ها و تغییرات ناخواسته ی قابل توجهی در مرحله اجرا تجربه کرده اند که تاثیر منفی بر عملکرد پروژه می گذارد. بررسی دوباره کاری ها در حوزه صنعت ساخت و عوامل موثر بر آنها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از تغییرات ناخواسته و منازعات ناشی از آن در پروژه ها به دلیل عدم هماهنگی مناسب بین ذینفعان پروژه، ارتباطات ناکارآمد و یا با تاخیر بین طرف های پروژه و شکست در تشریح الزامات تحویل و به طورکلی مدیریت سطح مشترک ضعیف و عدم هماهنگی بین شرکت کنندگان مختلف پروژه می باشد که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بر عملکرد پروژه تاثیر می گذارند و دوباره کاری ها را ایجاد می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی نقش بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت می باشد ، که برای نیل به این هدف به شناسایی علل اصلی دوباره کاری ها در این پروژه ها پرداخته شده است تا با کمک آنها بتوان تاثیر بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها و درنتیجه بهبود عملکرد پروژه را مشخص کرد. روش پژوهش: در این مقاله به بررسی تاثیر بکارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری های پروژه های ساخت پرداخته شده است, بنابراین ابتدا با مرور مبانی نظری, فرضیه های پژوهش نوشته شد و سپس با استفاده از پرسش نامه, داده ها جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دست اندرکاران صنعت ساخت ازجمله مجموعه کارفرمایان، مشاوران و پیمانکاران است. از این جامعه آماری, 291 نمونه آماری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. پژوهش حاضر کاربردی و روش پژوهش, توصیفی از نوع پیمایشی بوده که اطلاعات به روش میدانی جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون دوجمله ای استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که شناسایی سطوح مشترک و مدیرت آنها در پروژه های ساخت می تواند با اثرگذاری بر مولفه های اصلی بروز دوباره کاری ها باعث کاهش اتلافات ناشی از آن در حوزه صنعت ساخت شود.

معماری اقلیمی / انرژی در معماری

بررسی تأثیرات هوشمندسازی ساختمان بر صرفه‌جویی انرژی

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 41-56

سیده مریم مجتبوی، بهناز بنانژاد مشهدی

چکیده امروزه با پیشرفت تکنولوژی، امکان به‌روزرسانی اجزای ساختمان جهت افزایش سطح تعامل انسان و تکنولوژی، تأمین آسایش بیشتر، دست‌یابی به ایمنی، امنیت، راحتی و کنترل بهتر فضای فراهم شده است. همچنین بحران کمبود انرژی در سراسر جهان به یکی از جدی‌ترین مشکلات بشر تبدیل شده و معماری هوشمند می‌تواند با کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی، موجب کاهش مصرف برق و گاز، کاهش تولید گازهای گل‌خانه‌ای و کاهش اثرات مخرب زیست‌محیطی ‌شود، به همین دلیل ضروری است که از هوشمندسازی در معماری داخلی بهره برده شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات استفاده از تکنولوژی در ساختمان و واکاوی تأثیر عناصر هوشمندسازی در بهینه‌سازی مصرف انرژی است. روش پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. در گام نخست با مرور مبانی نظری و پیشینه تحقیق در حوزۀ هوشمندسازی و بهینه‌سازی انرژی، اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه‌ای-اسنادی جمع‌آوری و عناصر هوشمندسازی در قالب مدل مفهومی استخراج شد. در گام بعدی از طریق تحلیل محتوا به بررسی نحوۀ عملکرد مقوله‌ها و زیرمقوله‌های هوشمندسازی بر کاهش مصرف انرژی پرداخته شد. یافته‌ها نشان داد، هوشمندسازی یکی از تأثیرات مثبت تکنولوژی در فرایند ساختمان‌سازی است که از طریق «مواد و مصالح هوشمند»، «حسگرها»، «سامانۀ کنترل ایمنی، امنیت و نظارت» و «تجهیزات خدماتی» می‌تواند منجر به بهبود مؤلفه‌های اقتصادی، روانی، کالبدی و زیست‌محیطی زندگی ساکنین شود و از دو روش باسیم و بی‌سیم قابل اجرا است. یکی از مهمترین اثرات هوشمندسازی کاهش مصرف انرژی از مؤلفۀ زیست‌محیطی است که نحوۀ عملکرد مقوله‌ها و زیرمقوله‌های آن در قالب نموداری ارائه شده است.

مطالعات میان‌رشته‌ای معماری

بررسی تاثیر مولفه‌های ادراکات محیطی فضاهای آموزشی بر ارتقای یادگیری دانش‌آموزان

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 57-71

نازنین یارمحمدیان، سعید عظمتی، سارا طاهرسیما

چکیده هر کودک در مدرسه بخش مهمی از عمر خود را می‌گذراند که هدف از این حضور در مدارس آموختن و پرورش توانایی و مهارت کودک و رفتارهای فردی و اجتماعی است. طراحی نامناسب محیط مدرسه سبب نارضایتی ، خستگی و کاهش یادگیری آن‌ها می‌شود. اهمیت به ویژگی های روحی دانش‌آموزان و الگوهای رفتاری آن‌ها در طراحی محیط های آموزشی و مدارس ، می‌تواند به یادگیری آنان و شکوفایی استعدادهای آن‌ها کمک کند. درنتیجه، طراحی مدرسه و فضای آموزشی با توجه به نیازهای ویژه کودکان، از اهمیتی ویژه برخوردار است. آنچه که این مقاله به آن پرداخته جنبه های متفاوت تاثیر فضای آموزشی و مولفه‌های ادراکات محیطی این فضاها بر یادگیری کودکان با رویکرد ارتقای یادگیری دانش‌آموزان می‌باشد. پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش انجام تحقیق، تحقیق پیمایشی- تحلیلی می‌باشد. پژوهشگر به منظور سنجش دیدگاه دانش‌آموزان ، با مطالعه و دسته‌بندی پژوهش های پیشین به تدوین جدول هدف- محتوا پرداخته است و با توجه به این جدول پرسشنامه‌ای طراحی کرده است، و همچنین از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده استفاده شده است.برای بررسی روایی سازه 40 پرسشنامه بین متخصصان توزیع گردید و از تحلیل عاملی تأییدی و نرم‌افزار SPSS به‌منظور بررسی روایی سازه استفاده شده است. نتیجه حاصل از این پژوهش بیان می‌کند که مولفه‌هایی برگرفته از ادراک محیطی، نظیر: تنوع چیدمان مبلمان و مبلمان انعطاف‌پذیر و متحرک، فضاهایی با امکان تعاملات مشارکتی، ترکیب متناسب رنگ در فضا، ورودی و مسیرهای خوانا و دعوت کننده، زمین شن‌بازی، حضور آب، تراس هایی در امتداد کلاس‌ها در طبقات، پارک مشارکتی، گودال باغچه، پنجره های قدی و نورگیر و... در ارتقای یادگیری دانش‌آموزان موثر عمل می نمایند.

فناوری معماری

بررسی تأثیر نمای دو پوسته و هندسه آن بر کنترل نور روز در فضاهای اداری (مدل‌سازی و تحلیل نور روز به‌وسیله نرم‌افزار دیوا)

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 73-94

نوید جلائیان قانع، سجاد آئینی

چکیده نور روز علاوه بر بهینه کردن مصرف انرژی بر کیفیت سلامت فضاهای داخلی، تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا مؤثر است. استفاده از یک سامانه کنترل نور روز، علاوه بر افزایش کیفیت روشنایی طبیعی فضا، مصرف انرژی الکتریکی ساختمان را به‌طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد. مسئله این پژوهش تلاش برای پاسخ به میزان و نحوه تأثیر کیفیت بازشوهای جداره‌های ساختمان بر کیفیت نور روز دریافتی است. به همین جهت به بررسی تأثیر میزان بازشو گره ایرانی طراحی شده بر کارایی روشنایی طبیعی در فضای اداری بر اساس استاندارد‌های بین‌المللی، با استفاده از نرم‌افزارهای شبیه‌سازی نور روز و آنالیزهای سالانه منطبق بر اطلاعات آب و هوایی شهر مشهد، در ساعات اشغال فضا می‌پردازد. در گام نخست تلاش شده است تا مفاهیم اساسی پژوهش مورد مطالعه قرار گیرد. در گام دوم با ابزار تحلیلی دست به مورد پژوهی زده شده است و نحوه تأثیر کیفیت بازشو‌ها بر کیفیت دریافت نور مورد واکاوی قرار گرفته است و در گام آخر با استدلال منطقی و مبتنی بر ابزار تحلیلی نتیجه نهایی صورت‌بندی شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که ضریب بازشو در توزیع روشنایی طبیعی و آسایش بصری در جهت‌گیری‌های مختلف به‌خصوص در جبهه جنوبی تأثیر بسیاری دارد. اهمیت نور روز در بهینه کردن مقدار مصرف انرژی، کیفیت سلامت فضاهای داخلی و همین‌طور تقابل معماری با رفتارهای اجتماعی و سلامت افراد در فضا از طریق طراحی نظام‌مند که قابلیت کنترل نور روز را با توجه به نیازها و ضروریات فضای زیست داشته باشد مؤثر می‌گردد.

معماری اسلامی / معماری ایران

تلفیق معماری و هنر با الهام از طبیعت، مطالعه موردی: معماری دوران اسلامی استان کردستان

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 97-115

آمینه رشیدی، غلامرضا طوسیان شاندیز

چکیده با وجود تلاش‌های فراوانی که در دهه‌های اخیر برای بهبود فرایند طراحی معماری انجام گرفته است، به‌ندرت راه‌حل‌هایی روشن برای به‌کارگیری هنر در معماری با الهام از طبیعت تدوین شده است. ازاین‌رو تحلیل، مقایسه و بررسی نمونه‌ های موجود و آثار معماران بزرگ معاصر برای پاسخگویی به چگونگی استخراج راهکارهای طراحی آنان در مواجه با طبیعت و الهام از آن و دستیابی به سرنخ هایی به‌منظور برانگیختن قوه تخیل طراحان در بهره-گیری از آن ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش سعی بر آن است مؤلفه‌ های تأثیرگذار هنر الهام گرفته از طبیعت با تأکید بر معماری اسلامی استخراج و دسته بندی گردد. همچنین کوشش مى‌شود، بنیادها و اصولی را که به صورتى عام و چشمگیر در فضاهاى معمارى اسلامی با الهام از طبیعت قابل‌رؤیت و دریافت است، در قالب موضوع‌هاى مختلف تبیین نمود تا دریچه‌اى به ادراک بهتر این معمارى گشوده شود. بر همین اساس هدف از این پژوهش آگاهی از تداعیات ذهنی هنرمندان در فرآیند طراحی، مبتنی بر الگوگیری از طبیعت در جهت بهبود تفکر معماری اسلامی است. نوع این پژوهش توصیفی – تحلیلی است و از مبنای هدف کاربردی است. داده های مورد نیاز برای شکل‌گیری نظری موضوع با روش کتابخانه ای و تحلیل هایی که برای هر اثر آورده شده با روش مطالعات میدانی جمع‌آوری شده است. در این پژوهش مؤلفه ها و راهکارهایی برای بهره گیری بهتر از هنر و طبیعت جهت انگیزش تخیل و استفاده طراحان از آن‌ها پیشنهاد می گردد. دستاوردهای پژوهش نشان دهنده آن است که طبیعت به‌صورت کلی تأثیر قابل توجهی بر معماری اسلامی دارد و در بسیاری از راهبردهای منتهی به خلاقیت معماری اثرگذار است. هنر طبیعت همیشه در همه‌جا حاضر و طبقه‌بندی‌ناپذیر و به مثابه ابزاری بسیار قدرتمند برای الهام‌بخشی است. موضوعی که در بناهای شاخص و نمونه‌های مطروحه از اهمیت بیشتری برخوردار است. همچنین معماری اسلامی بیش از آنکه در پی شکل و فرم مشخصی باشد، در خدمت انسان مسلمان برای رسیدن به کمال به کمک طبیعت بوده و هدف غایی از خلقت انسان را که همانا عبادت الهی است را پیگیری می‌کند. لذا برداشت‌های فرم‌گرایانه و ظاهری از طبیعت به‌تنهایی کافی نخواهد بود و حضور روح طبیعت در معماری است که به ارتقا و تجلی آن خواهد انجامید. همچنین قابل استنباط است که مسائل اقلیمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی هر منطقه و ناحیه به‌شدت می‌تواند بر معماری و کارکردهای آن تأثیرگذار باشد، لذا فرهنگ خاص اسلامی نیز فرم‌ها و کارکردهای خاص خود را به وجود می‌آورد و همین نکته است که سبب تفاوت معماری اسلامی با سایر بناها می‌ شود.

طراحی معماری

شناسایی مؤلفه‌های اثرگذار بر طراحی آپارتمان مسکونی معاصر در ایران جهت پاسخگویی به نیاز کودک برای تحرک (مطالعه موردی مجتمع‌های مسکونی هرمزان در تهران)

دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 7-21

احمد اخلاصی، مهدی آروم

چکیده پاسخگویی به نیاز کودک جهت تحرک و بازی هم از بعد ارتقا سلامت روانی و جسمی و هم به‌عنوان پاسخ به نیاز یکی از ساکنین آپارتمان مسکونی موضوعی حائز اهمیت است. اما باتوجه‌به محدودیت‌های موجود در ساخت مجتمع‌های مسکونی؛ در بسیاری از خانه‌ها فضای باز (حیاط) که پیش‌ازاین مناسب‌ترین فضای خصوصی جهت پاسخگویی به این نیاز زیستی کودک (تحرک) بوده است حذف و نهایتاً فضای نیمه‌باز کوچک (تراس) جایگزین آن شد. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه‌های تأثیرگذار در طراحی کالبد آپارتمان مسکونی در ارتقا کیفیت فضا جهت پاسخگویی به تحرک کودک است. این پژوهش بر اساس روش کمی (با کمک ابزار پرسش‌نامه محقق ساخت) انجام شده است. جمع‌آوری داده‌ها با ارائه پرسش‌نامه به ساکنین مجتمع مسکونی هرمزان در تهران صورت پذیرفته و داده‌های به‌دست‌آمده به‌وسیله نرم‌افزار Spss-26 و استفاده از تحلیل عاملی، آزمون فریدمن، آزمون همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفته و نتایج استخراج و ارائه گردیده است. بر اساس تحلیل یافته‌های پژوهش، استفاده از فضای باز (حیاط در ارتفاع) یا نیمه‌باز (تراس)، فضای سبز، انعطاف‌پذیری در مبلمان و کالبد آپارتمان و استفاده از نور طبیعی مهم‌ترین مؤلفه‌هایی است که بایستی به‌عنوان معیارهای طراحی کالبد آپارتمان مسکونی جهت پاسخ به نیاز کودک برای تحرک مدنظر قرار گیرد.

مرمت و احیای بناهای تاریخی

بازشناسی اصول مؤلفه‌های سازنده مساجد دوره ایلخانی نمونه موردی: شهر تبریز

دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 37-46

رضا عبدالمحمدی، سعیده فیضی

چکیده شهرسازی دوره ایلخانی بنا بر شرایط سیاسی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی به وجود آمده طی حملات مغولان، یکی از تأثیرگذارترین نمونه‌های تاریخ شهرسازی ایران را شامل می‌شود. در این بازه زمانی همچنین شاهد تغییرات گسترده کالبدی و غیر کالبدی در معماری مساجد در دوره ایلخانی بودیم. مسجد مهم‌ترین نهاد تمدن ساز در اسلام و روحی بزرگ در کالبد مکان است و جدا کردن این روح از آن کالبد کاری ناصواب است. دوره‌ی ایلخانی ابتدا با ویرانی‌های شدید شروع شد ولی با ورود وزیران لایق ایرانی و همچنین به اسلام گرویدن شاهان ایلخانی پیشرفت پیش از پیش در معماری مساجد رخ داد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی انجام‌گرفته که از طریق مطالعه‌ی کتابخانه‌ای، یافته‌های میدانی و عکس‌برداری از مساجد ایلخانی تبریز انجام‌شده است. ابتدا تاریخچه مختصری از تحولات تاریخی دوره ایلخانی ذکرشده و سپس به بررسی مساجد این دوره در شهر تبریز پرداخته‌شده و محتـوای کالبـدی بناها ازجمله آرایه‌ها و تزئینات ایوان‌ها، سردر، گنبد، سال ساخت و پلان مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. با توجه به بررسی‌های که در مورد ۵ مسجد دوره ایلخانی تبریز ازلحاظ مؤلفه‌های اصلی سازنده مساجد به‌طور کامل انجام‌گرفته و در قالب جداول و نمودارهایی در مقاله تحلیل و بررسی‌شده و به‌طور مجزا در مورد هرکدام از مؤلفه‌ها برای تک‌تک مساجد درنتیجه گیری بیان گردیده است. در کل می‌توان گفت ایلخانیان سعی کردند تا با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و اجتماعی شهر تبریز مساجد ایلخانی را مطابق با شرایط موجود در آن زمان بنا کنند.

معماری داخلی

بررسی نقش عوامل اقتصادی- اجتماعی در چگونگی شکل‌گیری معماریِ مسکن ارزان‌قیمت در دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران

دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 65-82

نیلوفر صباح، رضا پرویزی

چکیده این تحقیق به بررسی و مطالعه‌ی نقش عوامل اقتصادی- اجتماعی در چگونگی شکل‌گیری معماریِ مسکن ارزان‌قیمت در دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران می‌پردازد. عواملی که بر شکل‌گیری معماری مسکن ارزان‌قیمت مؤثر می‌باشد هم در بعد اقتصادی و هم در بعد اجتماعی بررسی و مطالعه خواهد شد. همچنین در این مقاله رابطه‌ی میان کنش مؤلفه‌های اجتماعی- اقتصادی را با سندروم مسکن ملکی، در قالب الگوی مسکن ارزان‌قیمت تبیین شد. نمونه موردی موردمطالعه، معماری مسکونی معاصر در دوران بعد از انقلاب اسلامی ایران بود که به علت اثرگذاری مسائل اجتماعی و اقتصادی و چالش‌های عمده این دوره بررسی می‌شوند، و با تبیین مؤلفه‌های اقتصادی – اجتماعی و تدقیق نسبت‌های آن‌ها باهم و سایر مؤلفه‌های جانبی به مدل شکل‌گیری مسکن ارزان‌قیمت و ارائه اصول طراحی بهتر برای معماران در جهت استفاده مطلوب فضا دست‌یافت. نشان داده می‌شود که تغییر شرایط مسکن از مهم‌ترین عرصه‌های تحولات ناشی از گسترش شهرنشینی بوده است. گروه هدف می‌تواند قشر عمومی جامعه، کارگران، کارمندان، بازنشستگان، زنان سرپرست خانوار، خانوارهای دارای سرپرست جوان و ... باشد. برای تأمین مسکن امن و سالم و در استطاعت مالی خانوار می‌توان هدفهای برنامه‌ای افزایش توان خانوارها در تأمین مسکن و مقاوم‌سازی مساکن موجود را به کمک برنامه‌های اجرایی مختلف در نظر خواهیم گرفت. درنهایت راهکارهای واقعی برای کاهش قیمت مسکن پیشنهاد و ارائه می‌گردد.

معماری اسلامی / معماری ایران

ریخت‌شناسی هندسی صحن مساجد اسلامی ایران (نمونه تطبیقی: 9 مسجد از دوره تیموری، صفوی و قاجار)

دوره 2، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 7-21

نازنین نسترن پور، محسن طبسی

چکیده مکان‌های عبادی به‌ویژه مساجد که یکی از غنی‌ترین بسترهای تکامل و تعالی‌بخش روح بشر به شمار می‌روند، از اهمیت و توجه زیادی برخوردارند. هندسه این ابنیه یکی از وجوه مشترک و قاعده‌مند به شمار می‌رود که از تناسبات و قواعد خاصی برخوردار بوده و باعث پیدایش هویتی میراثیِ ناملموس اما قابل تدبر برای دوره معاصر گشته است. شناخت و بازخوانی این تناسبات می‌تواند در مرمت و برداشت مجدد از بناهای تاریخی و به‌کارگیری آن‌ها در معماری آینده نقش بسزایی ایفا نموده و موجب اعتلای معماری جدیدتر گردد. این پژوهش درصدد است تا بازشناسی قواعد و تحلیل تناسبات آن‌ها از طریق تحلیل‌های هندسی، تفاوت‌ها و مشابهت‌های موجود با این مسئله را در بستر فرهنگی دوران تیموری تا صفوی شناسایی نماید. جهت شناسایی روابط ریاضی کالبد معماری صحن مساجد و فهم تناسبات هندسی آن‌ها، این پژوهش از روش ترکیبی تفسیری تاریخی، مستند بر قرائن معتبر و استدلال منطقی از نوع ریاضی بهره جسته است. بر این اساس اضلاع و تناسبات صحن‌ها و اجزای تشکیل‌دهنده‌ی 9 مسجد تیموری، صفوی و قاجاری، مورد تحلیل‌های عددی با مبنای محاسبات طولی - اقلیدسی و مقیاس نسبت‌های موجود در پلان صحن مساجد قرارگرفته است. یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد، هندسه صحن و اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن در مساجد موردبحث از تناسبات طلایی بهره گرفته و مهتابی‌ها الحاق شده به صحن مساجد از دوره صفوی، در دوره قاجاری با همین قاعده تداول یافته‌اند.

مقایسه مصالح آجر (سنتی) و هبلکس (جدید) در میزان مصرف انرژی و اقتصاد

دوره 2، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 23-35

سمانه فروغیان، حسن ذوالفقارزاده

چکیده صرفه‌جویی در انرژی‌های فسیلی و استفاده از منابع پاک انرژی، موجب کاهش هزینه‌های بهره‌برداری، حفظ محیط‌زیست و سلامت انسان می‌شود. جداره‌های ساختمان و مصالح به‌کاررفته در آن، از اصلی‌ترین منابع هدر رفت انرژی محسوب می‌شوند. آجر از مصالح ساختمانی است که سابقه مصرف آن به دوران باستان بازمی‌گردد. علت استفاده از آن، پایداری، ارزان بودن و سرعت بالای ساخت می‌باشد. در سال‌های اخیر بنابر دلایلی مانند، افزایش جمعیت و به‌طبع آن افزایش تراکم ساختمانی، عایق نبودن آجر و نیاز به نیروی انسانی زیاد، استفاده از آن کمتر مورد توجه است و مصالحی همچون هبلکس، که در آن بسیاری از نواقص آجر رفع شده‌است، کاربرد بیشتری یافته‌است، اگرچه آجر همچنان کاربرد دارد. باتوجه به اهمیت مبحث انرژی در دهه‌های اخیر و تأکید مقررات ملی ساختمان بر عایق بودن ساختمان‌ها و صرفه‌جویی بناها در مصرف کمتر انرژی، با توجه بر این‌که هبلکس عایق بسیار مناسبی در برابر حرارت و صوت می‌باشد و علاوه‌براین هزینه نهایی استفاده از آن در ساختمان‌سازی بنابر دلایلی چون، زمان ساخت کمتر و نیاز به نیروی کار کمتر، پایین‌تر است، در این تحقیق سعی بر این است، این دو مصالح سنتی و جدید، از منظر میزان مصرف انرژی سرمایش و گرمایش و در پی آن مصرف سوخت برق و گاز ساختمان و همین‌طور میزان صرفه‌جویی ریالی مصرف برق و گاز، با یکدیگر مقایسه شوند. نتایج این تحقیق با استفاده از نرم‌افزار دیزاین‌بیلدر به‌دست‌آمده و مدل موردبررسی، مکعبی با ابعاد 10*10*4 در اقلیم مشهد انتخاب شده‌است. مدل موردبررسی در نرم‌افزار مدل‌سازی شده‌است و سپس میزان بار سرمایش، بار گرمایش و بار کل ساختمان در دو حالت، دیوارهای آجری و دیوار با مصالح هبلکس، استخراج شده و نتایج به‌صورت درصد عنوان گردیده‌است. نتایج به‌دست‌آمده بیانگر این است که با جایگزین کردن هبلکس با آجر تا 12/55 درصد در میزان مصرف انرژی ساختمان صرفه‌جویی می‌گردد. در ادامه باتوجه به بهای برق و گاز مصرفی و میزان صرفه‌جویی در بار کل ساختمان، مقدار ریالی بهای برق و گاز برای هر دو مدل موردبررسی، برآورد شده‌است و مشخص شد که با جایگزین کردن هبلکس با آجر، 5/55 درصد در اقتصاد خانوار، بابت پرداخت قبوض برق و گاز، صرفه‌جویی می‌گردد.

گونه‌شناسی کالبد خانه‌های مسکونی دارای حیاط مرکزی در دوره پهلوی اول

دوره 2، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 37-48

یاسین طالبی قرالر، مجید شهبازی

چکیده حیاط مرکزی به‌منزله دستگاهی کارآمد و پاسخ‌ده، وظیفه خود را در حفاظت ساکنین از شرایط زیست‌محیطی، اجتماعی و فرهنگی در مناطق مختلف ایران به‌خوبی انجام داده است. گونه شناسی کالبدی حیاط مرکزی در مناطق مختلف کشور به‌خصوص بناهای مربوط به دوره پهلوی اول مبحثی است که این پژوهش در پی پاسخ به آن است. بدین منظور خانه‌های سنتی حیاط دار از شهرهای مختلف کشور به‌عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شده است. این پژوهش قصد آن دارد که با بررسی ساختار کالبدی، الگوها و گونه‌های متنوع حیاط مرکزی در مساکن سنتی، به گونه شناسی این خانه‌ها بپردازد. به‌منظور اجرای پژوهش بیش از 60 نمونه از خانه‌های سنتی در محدوده تاریخی شهرهای مختلف ایران شناسایی و تعداد 23 خانه که واجد اطلاعات و مدارک کامل بودند جهت گونه‌بندی، برگزیده شدند. داده‌های پژوهش با توجه به ماهیت آن‌ها از طریق مراجعه به منابع کتابخانه‌ای و برداشت‌های میدانی گردآوری شده است. نتایج حاصل از گونه‌بندی موقعیت قرارگیری حیاط در بنا نشان می‌دهد که یک جبهه ساخت (با توده ساختمانی در وجه شمالی حیاط) دارای بیشترین و بناهایی با دو حیاط در دو طرف ساختمان دارای کمترین میزان فراوانی در میان نمونه‌های موردمطالعه هستند همچنین در گونه‌بندی طولی، 15.1 - 25 دارای بیشترین فراوانی می‌باشد این در حالی است که در گونه‌بندی عرضی، بیشینه فروانی متعلق به 15.1 - 20 می‌باشد. حیاط‌های با مساحت 100 الی 400 مترمربع دارای بیشترین میزان فراوانی در بین نمونه های موردمطالعه هستند. در گونه‌بندی تناسبات، بیشترین فراوانی مربوط به تناسبات 1.1 می‌باشد و کمترین میزان مربوط به 1.5 است که نشان‌دهنده کشیدگی حیاط‌ها به سمت مربع می‌باشد. پس از دسته‌بندی و مقایسه صورت گرفته خانه طوسی زاده به‌عنوان نماینده گونه‌های با بیشترین فراوانی و خانه گنجعلی زاده به‌عنوان نماینده گونه‌های با کمترین فراوانی در بافت مطالعاتی برگزیده شده است.

بررسی ادراکات طبیعت در باغ تاج‌آباد نطنز از منظر اکولوژیک ادراک

دوره 2، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 49-63

پرنیان قلی پور، محمدرضا عطایی همدانی، سارا تقوی اردکان، راضیه فتحی

چکیده باغ ایرانی را می‌توان یکی از شاخص‌ترین و بهترین‌ الگوهای منظرسازی در ایران دانست که حاصل تعامل میان انسان در مواجهه با طبیعت می‌باشد؛ زیرا که تعامل شکل‌گرفته بین انسان و طبیعت منجر به تأثیر متقابل این دو بر یکدیگر می‌گردد. هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط بین تحریک حواس، ادراکات و هندسۀ باغ ایرانی می‌باشد. در حقیقت سه عامل اساسی انسان، محیط و روابط بین انسان و محیط موردبررسی قرار می‌گیرد تا چگونگی کنش و واکنش و تأثیرگذاری هریک را بر دیگری مشخص کند. روش‌شناسی در پژوهش حاضر به‌صورت کیفی و با رویکردی قیاسی به ارائه‌ی ساختار کلی از یک نمونۀ جز که همان باغ تاج‌آباد نطنز است، به بیان مبانی نظری کلی برآمده از ادراکات محیط و روان‌شناسی مربوط به آن می‌پردازد. روش گردآوری اطلاعات نیز به‌صورت مشاهدۀ میدانی و استفاده از اسناد کتابخانه‌ای می‌باشد. نتیجه‌ی حاصل گردیده بیان‌گر این موضوع است که باغ ایرانی به‌مثابه یک کل، محصول پیوستگی مؤلفه‌هایی است که هریک به‌تنهایی معنا و مفهوم خاصی را به مخاطب القا نمی‌کنند و هم‌نشینی این عناصر و مؤلفه‌ها در کنار یکدیگر مفهوم باغ ایرانی را شکل می‌دهد. ازاین‌رو در بازآفرینی باغ ایرانی در محیط کالبدی زندگی ازجمله در شهرهای معاصر باید توجه فزاینده‌ای به فرآیند ادراکی آن توسط انسان امروزی گردد، زیرا در این صورت می‌توان به نیازهای انسان معاصر پاسخ مناسبی داد که در گام نخست موجب ارتقاء بهداشت روان جامعه گردد و در گام بعدی به پیوند حیطه معنا بیانجامد و اسباب خودشکوفایی فردی را فراهم آورد.