چارچوب تصمیمگیری چندمعیاره برای بهسازی یکپارچه ساختمانهای دانشگاهی مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد طارم
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2092144.1035
الهه نوری سقرلو
چکیده بازیابی و بازسازی ساختمانهای آموزشی در سالهای اخیر به یکی از دغدغههای اصلی سیاستگذاری در ایران تبدیل شده است. بررسیهای میدانی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از ساختمانهای آموزشی کشور که عمدتاً در دهههای ۱۳۵۰ و ۱۳۷۰ ساخته شدهاند، اکنون با چالشهای متعددی روبهرو هستند. نارساییهای سازهای، آسیبپذیری در برابر زلزله و عملکرد نامطلوب انرژی از مهمترین این چالشها بهشمار میروند. این پژوهش با هدف تدوین چارچوبی برای تصمیمگیری چندمعیاره در بهسازی یکپارچه ساختمانهای دانشگاهی انجام شده است. در این چارچوب، چهار حوزهی پایداری اجتماعی-اقتصادی، ایمنی، بهرهوری انرژی و پایداری فرآیند بهصورت همزمان سنجیده میشوند. روش اصلی پژوهش، فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) است. این روش با مشارکت گروههای مختلف ذینفع و با بهکارگیری تکنیک دلفی اجرا شده است. چارچوب پیشنهادی بر روی ساختمان اصلی دانشگاه آزاد اسلامی واحد طارم در استان زنجان پیادهسازی شده است. چهار سناریوی بهسازی شامل گزینههای حداقل، معمولی، توسعهیافته و حداکثر با یکدیگر مقایسه شدهاند. یافتهها نشان میدهد که گزینهی «توسعهیافته» با امتیاز ۳۶۸/۰ بالاترین اولویت را دارد؛ اما باید توجه داشت که اختلاف امتیاز این گزینه با گزینهٔ 'حداکثر' (۳۵۵/۰) کم است (۰۱۳/۰). این گزینه شامل عایقبندی کامل پوستهی خارجی، بازطراحی فضای داخلی و ساماندهی حیاط مرکزی است. گزینهی حداکثر با امتیاز ۳۵۵/۰ در جایگاه بعدی قرار گرفته است. تحلیل حساسیت نشان میدهد که این اولویتبندی در برابر تغییرات وزن معیارها از استحکام قابلقبولی برخوردار است. نتایج این پژوهش میتواند به مدیران دانشگاهی و نهادهای برنامهریزی کشور در تخصیص بهینهی منابع و تصمیمگیری آگاهانه برای بهسازی ساختمانهای آموزشی یاری رساند.
تدوین چارچوب مفهومی معماری دادهمحور در عصر هوش مصنوعی با رویکرد پایداری زیستمحیطی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 19 مرداد 1405
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2094020.1051
مرضیه شاهرودی کلور، حجت الله رشید کلویر
چکیده تحولات سریع فناوریهای دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، موجب شکلگیری رویکردهای نوینی در معماری و مدیریت محیطهای شهری شده است. در این میان، معماری دادهمحور بهعنوان یکی از مهمترین پارادایمهای نوظهور، ظرفیت بالایی در بهینهسازی مصرف منابع، ارتقای بهرهوری انرژی و افزایش تابآوری زیستمحیطی دارد. هدف پژوهش حاضر، تدوین چارچوب مفهومی معماری دادهمحور در عصر هوش مصنوعی با رویکرد پایداری زیستمحیطی است. این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی بوده و با استفاده از مرور نظاممند ادبیات و روش تحلیل مضمون انجام شده است. دادههای پژوهش از طریق بررسی منابع علمی معتبر داخلی و بینالمللی در حوزههای معماری هوشمند، هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، دوقلوهای دیجیتال و پایداری زیستمحیطی گردآوری شد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد براون و کلارک انجام گرفت و در فرایند کدگذاری، بیش از ۱۵۰ کد اولیه استخراج و در قالب مضامین سازماندهی شد. یافتههای پژوهش نشان داد که معماری دادهمحور در عصر هوش مصنوعی بر چهار مضمون اصلی شامل «زیرساخت دادهمحور و هوشمندسازی معماری»، «تحلیل هوشمند و تصمیمگیری تطبیقی»، «پایداری و تابآوری زیستمحیطی» و «حکمرانی، تعامل و بستر اجرایی» استوار است. نتایج همچنین نشان داد که عملکرد این رویکرد بر پایه چرخهای پویا شامل جمعآوری دادههای واقعیزمان، تحلیل هوشمند، تصمیمگیری تطبیقی و یادگیری مستمر شکل میگیرد. چارچوب مفهومی ارائهشده بیانگر آن است که تلفیق فناوریهای دادهمحور و هوش مصنوعی با اصول پایداری میتواند زمینهساز توسعه ساختمانها و شهرهای هوشمند، پایدار و تابآور شود. این پژوهش ضمن توسعه ادبیات نظری معماری دادهمحور، میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و طراحی محیطهای شهری هوشمند در آینده باشد.
مقایسه مصالح آجر (سنتی) و هبلکس (جدید) در میزان مصرف انرژی و اقتصاد
دوره 2، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 23-35
سمانه فروغیان، حسن ذوالفقارزاده
چکیده صرفهجویی در انرژیهای فسیلی و استفاده از منابع پاک انرژی، موجب کاهش هزینههای بهرهبرداری، حفظ محیطزیست و سلامت انسان میشود. جدارههای ساختمان و مصالح بهکاررفته در آن، از اصلیترین منابع هدر رفت انرژی محسوب میشوند. آجر از مصالح ساختمانی است که سابقه مصرف آن به دوران باستان بازمیگردد. علت استفاده از آن، پایداری، ارزان بودن و سرعت بالای ساخت میباشد. در سالهای اخیر بنابر دلایلی مانند، افزایش جمعیت و بهطبع آن افزایش تراکم ساختمانی، عایق نبودن آجر و نیاز به نیروی انسانی زیاد، استفاده از آن کمتر مورد توجه است و مصالحی همچون هبلکس، که در آن بسیاری از نواقص آجر رفع شدهاست، کاربرد بیشتری یافتهاست، اگرچه آجر همچنان کاربرد دارد. باتوجه به اهمیت مبحث انرژی در دهههای اخیر و تأکید مقررات ملی ساختمان بر عایق بودن ساختمانها و صرفهجویی بناها در مصرف کمتر انرژی، با توجه بر اینکه هبلکس عایق بسیار مناسبی در برابر حرارت و صوت میباشد و علاوهبراین هزینه نهایی استفاده از آن در ساختمانسازی بنابر دلایلی چون، زمان ساخت کمتر و نیاز به نیروی کار کمتر، پایینتر است، در این تحقیق سعی بر این است، این دو مصالح سنتی و جدید، از منظر میزان مصرف انرژی سرمایش و گرمایش و در پی آن مصرف سوخت برق و گاز ساختمان و همینطور میزان صرفهجویی ریالی مصرف برق و گاز، با یکدیگر مقایسه شوند. نتایج این تحقیق با استفاده از نرمافزار دیزاینبیلدر بهدستآمده و مدل موردبررسی، مکعبی با ابعاد 10*10*4 در اقلیم مشهد انتخاب شدهاست. مدل موردبررسی در نرمافزار مدلسازی شدهاست و سپس میزان بار سرمایش، بار گرمایش و بار کل ساختمان در دو حالت، دیوارهای آجری و دیوار با مصالح هبلکس، استخراج شده و نتایج بهصورت درصد عنوان گردیدهاست. نتایج بهدستآمده بیانگر این است که با جایگزین کردن هبلکس با آجر تا 12/55 درصد در میزان مصرف انرژی ساختمان صرفهجویی میگردد. در ادامه باتوجه به بهای برق و گاز مصرفی و میزان صرفهجویی در بار کل ساختمان، مقدار ریالی بهای برق و گاز برای هر دو مدل موردبررسی، برآورد شدهاست و مشخص شد که با جایگزین کردن هبلکس با آجر، 5/55 درصد در اقتصاد خانوار، بابت پرداخت قبوض برق و گاز، صرفهجویی میگردد.
تحقق منظر پایدار با برقراری ارتباط دوباره انسان و طبیعت
دوره 2، شماره 1، بهار 1401، صفحه 61-72
مرضیه طهماسبی، خسرو دانشجو
چکیده طبیعت مهم ترین متغیر محیطی است که زندگی انسان را از ابتدای تاریخ تحت تأثیر قرار داده، انسان در برابر طبیعت، هم به عنوان استفاده کننده و هم مشارکت کننده در حفظ آن ایفای نقش می کند. بنابراین همواره ارتباطی دو سویه بین انسان و طبیعت برقرار است. اگرچه در سالهای اخیر، به واسطه علل مختلف، به ویژه افزایش شهرنشینی، جدایی زیادی بین انسان و محیط طبیعی رخ داده است که این موضوع پیامدهای بسیاری را به همراه داشته است. بنابراین به واسطه تحقیقات جدید در علوم پایداری، مطالبات جوامع برای ایجاد ارتباط مجدد با طبیعت افزایش یافته است. بدیهی است که ارتباط مجدد مردم با طبیعت میتواند نقش مفیدی در پاسخ به بسیاری از چالشهای زیست محیطی و درنتیجه پایداری داشته باشد. هدف این پژوهش ایجاد چارچوبی مفهومی برای درک بهتر چگونگی ارتباط انسان و طبیعت به منظور ترسیم راهکارهایی که از طریق آن ها بتوان این ارتباط را تقویت کرد. روش پژوهش باتوجه به ماهیت بیانیه های مطرح شده و رویکرد کیفی آن، تحلیل محتوا و تفسیر یافته هاست. در این مطالعه سعی بر آن است تا بتوان با بررسی دیدگاه ها و رویکردهایی که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در رابطه با ارتباط انسان و طبیعت وجود دارد، با درک محتوای نظری و انطباق آن ها با مفاهیم پایداری، به استخراج و تبیین اصولی بنیادین به منظور ارتقای ارتباط انسان و طبیعت پرداخت. در این نوشتار، دادههای مورد نظر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و با کلیدواژه ارتباط انسان ـ طبیعت، جمع آوری و پس از تلخیص و دسته بندی، به شیوه توصیفی و تفسیری مورد تحلیل قرار گرفته اند. بررسی های این پژوهش نشان میدهد برای پیشبرد معنادار و تقویت ارتباط بین انسان و طبیعت، می بایست اقدامات همه جانبه چه در سطح انفرادی و چه در سطح اجتماع و مداخلات سیاستی به سمت تغییرات خاص هدایت شوند که در نهایت این تقویت ارتباطات فردی و اجتماعی انسان با طبیعت میتواند در جهت نیل به اهداف پایداری مؤثر واقع شود.
مقایسۀ سامانه های رتبه بندی ساختمان های پایدار در راستای تدوین شاخصهای ارزیابی پایداری در اقلیم سرد و خشک ایران
دوره 1، شماره 2، زمستان 1400 شناسه مقاله:Dor:20.1001.1.28209818.1400.1.2.3.3
الهه نوری سقرلو، وحید قبادیان
چکیده امروزه با شاخصهای پرشمار و متنوعی در بحث پایداری برخورد میکنیم. این شاخصها پایداری را به مفاهیم دیگری مانند رفاه، سلامتی، انسجام اجتماعی و ... مرتبط میکنند و در زمان طراحی، برنامهریزی، ساختوساز و بهرهبرداری مد نظر قرار میگیرند؛ ازاینرو طراحی سامانۀ ارزیابی پایداری برای مناطق مختلف ایران امری ضروری و مفید در راستای توسعۀ پایدار این مرز و بوم است. هدف از این پژوهش نشاندادن «تعمیمناپذیری سامانههای بینالمللی برای استفاده در مناطق و اقلیمهای مختلف» و «الزام بومیسازی سامانههای ارزیابی» و همچنین تأکید بر لزوم طراحی سامانۀ ارزیابی باتوجهبه معضلات و امکانات بستر، توجه به ظرفیتهای مکانی، الگوگیری از معماری سنتی پایدار اقلیم و همچنین مطالعات بومشناسی اقلیم سرد و خشک ایران است. این پژوهش سعی دارد ابتدا با تحلیل مبنای تولید سیستمهای ارزیابی پایداری و ریشههای وزندهی سیستمهای بینالمللی، بومی و منطقهای بودن این سیستمها را اثبات کند و سپس باتوجهبه شاخصهای اساسی پایداری، ساختار و عناصر معماری اقلیم سرد و خشک و نیز شاخصهای ارزیابی ساختمانهای پایدار اقلیم سرد و خشک ایران را تدوین کند. ابتدا با مطالعۀ سیستمهای ارزیابی موجود بهعنوان مطالعۀ موردی این نتیجه به دست آمد که در تمامی سامانهها (حتی سامانههای بینالمللی) ضرایب منطقهای در وزندهی شاخصها تأثیرگذار بوده و عملا ً با بستر منطقهای طراحی شدهاند. با اتکا بر یافتههای پژوهش و باتوجهبه سامانههای ارزیابی بررسیشده، ضرایب سرفصلها و شاخصها عمدتاً بر مبنای شاخصهای منطقهای محاسبه شدهاند؛ بنابراین این سیستمها با وجود ادعای طراحی بینالمللی، قابل تعمیم به مناطق دیگر نیستند و الزام بومیسازی و طراحی جداگانۀ سیستم ارزیابی برای هر منطقه دیده میشود. با تحلیل یافتهها از نتایج تکنیک دلفی و بررسی موقعیت اجتماعی و اقلیمی محدودۀ مورد مطالعه، شاخصهای پیشنهادی برای اقلیم سرد و خشک ارائه گردیده است.
