واکاوی تطبیقی نقش مرزبندی فضایی بر میزان حفظ خلوت در ساختمانهای مسکونی (مطالعه موردی: منطقه یک شهر تهران)
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 141-163
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2093937.1050
علی مشهدی
چکیده تنظیم حریم روانی و تحقق کیفیت خلوت در معماری مسکونی، به شکلی بنیادین با ساختار و سنخیت ملموس مرزبندیهای کالبدی گره خورده است. چرا که کیفیت افراز فضا مستقیماً بر چگونگی کنترل محرکهای محیطی و تفکیک قلمروهای عمومی و خصوصی اثر میگذارد. با این حال، در دگرگونیهای کالبدی مسکن معاصر، غلبه مفرط شفافیت یا چیدمان نامنتظم مرزها، فرآیند پایش اطلاعات بصری و صوتی را با چالش مواجه ساخته و الگوهای سنتی محرمیت را دستخوش تغییر کرده است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی تطبیقی نقش مکانیسمهای مرزبندی فضایی و درجات صلبیت کالبدی بر میزان و کیفیت حفظ خلوت در تیپولوژیهای پرتکرار ساختمانهای مسکونی منطقه یک شهر تهران است. این پژوهش از نوع تحقیق کیفی بوده و با روش توصیفی-تحلیلی و استدلال منطقی به نگارش درآمده است. به طوری که ابتدا شاخصههای سنجش محصوریت و تنظیم حریم از طریق مطالعات کتابخانهای استخراج گردید و سپس متغیرهای پژوهش بر روی سلولهای فضایی منتخبی از نمونههای موردی این منطقه، به صورت منفرد و تطبیقی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که یک رابطه مستقیم و سلسلهمراتبی میان ضریب صلبیت جدارهها و درجه خلوتپذیری فضاها برقرار است. به گونهای که فضاهای عمیق مانند اتاق خواب اصلی به واسطه اتکاء بر مرزهای صلب، بیشترین شاخص خلوت را کسب کردهاند و عرصههای عمومی و مشاع نظیر پارکینگ در پایینترین سطح قرار دارند. همچنین یافتهها نشان میدهد که علاوه بر درجه صلبیت، انتظام هندسی مرزها نقشی حیاتی در مهار محرکها دارد. چنانچه استقرار مرزهای محو یا بازشوها فاقد نظم و قاعده مشخص باشد، فضا دچار عارضه ازدحام بصری و صوتی شده و شاخص خلوت افت میکند. در حالی که افزایش مساحت فضاها در تلاقی با کوچکسازی عرض درگاهها، ضریب محصوریت کالبدی را تقویت میکند. همچنین، بهرهگیری از عناصر نیمهصلب مدرن در آستانهها، بدون ایجاد انقباض فضایی، پایداری حریم و کیفیت خلوت را به طور چشمگیری ارتقاء میبخشد.
