راهکارهای معماری همساز با اقلیم با بهره گیری از شاخصهای آسایش حرارتی در روستای قلعه بالا (ی) بیارجمند (استان سمنان)
دوره 3، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 27-43
https://doi.org/10.22034/ats.2024.725741
حسین مرادی نسب
چکیده هماهنگی فضاهای معماری و شهری با اقلیم از اصول لازم برای پایدار ماندن بناها و از مهمترین اهداف توسعه پایدار است. استفاده از دستورالعملهای مشترک جهت طراحی بناها و عدم توجه به دادههای اقلیمی در مواجهه با شرایط مختلف اقلیمی و معماری بومی منطقه، پاسخگویی مناسب جهت ایجاد آسایش حرارتی برای بهرهوران را ندارند. بررسی دادههای محیطی موجود در یک منطقه بهمنظور شناخت رفتارهای اقلیمی به طرق مختلف همواره موردتوجه طراحان و معماران اقلیمی قرار داشته است. معماری همساز با اقلیم، تطابق سازگار معماری با محیطزیست پیرامون را باعث میشود. محل موردمطالعه روستای قلعه بالا (ی) بیارجمند از توابع شهرستان شاهرود واقع در استان سمنان است. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی-تحلیلی با رویکرد کمی است و اطلاعات کسبشده از طریق مطالعات میدانی و سایتهای اینترنتی معتبر در یک دوره 18 ساله حاصل شدهاند، همچنین با استفاده از اطلاعات هواشناسی و تجزیهوتحلیل آنها با توجه به روش الگی، اوانز، ماهانی و گیونی چارچوب کلی اصول معماری همساز با اقلیم با هدف استفاده از منابع انرژی طبیعی مشخص شد در انتها یافتههای تحقیق نشان میدهد که با توجه به اقلیم سرد و خشک روستا استفاده از بافت فشرده و متراکم، کشیدگی شرقی- غربی روستا، کاهش نسبت سطح بنا به حجم آن، بهرهگیری از مصالح سنگین با ظرفیت حرارتی بالا در جداره جنوبی، استفاده از بازشو (پنجره) های کوچک از راهبردهای نیل به معماری همساز با اقلیم در این روستا است.
مقایسۀ سامانه های رتبه بندی ساختمان های پایدار در راستای تدوین شاخصهای ارزیابی پایداری در اقلیم سرد و خشک ایران
دوره 1، شماره 2، زمستان 1400 شناسه مقاله:Dor:20.1001.1.28209818.1400.1.2.3.3
الهه نوری سقرلو، وحید قبادیان
چکیده امروزه با شاخصهای پرشمار و متنوعی در بحث پایداری برخورد میکنیم. این شاخصها پایداری را به مفاهیم دیگری مانند رفاه، سلامتی، انسجام اجتماعی و ... مرتبط میکنند و در زمان طراحی، برنامهریزی، ساختوساز و بهرهبرداری مد نظر قرار میگیرند؛ ازاینرو طراحی سامانۀ ارزیابی پایداری برای مناطق مختلف ایران امری ضروری و مفید در راستای توسعۀ پایدار این مرز و بوم است. هدف از این پژوهش نشاندادن «تعمیمناپذیری سامانههای بینالمللی برای استفاده در مناطق و اقلیمهای مختلف» و «الزام بومیسازی سامانههای ارزیابی» و همچنین تأکید بر لزوم طراحی سامانۀ ارزیابی باتوجهبه معضلات و امکانات بستر، توجه به ظرفیتهای مکانی، الگوگیری از معماری سنتی پایدار اقلیم و همچنین مطالعات بومشناسی اقلیم سرد و خشک ایران است. این پژوهش سعی دارد ابتدا با تحلیل مبنای تولید سیستمهای ارزیابی پایداری و ریشههای وزندهی سیستمهای بینالمللی، بومی و منطقهای بودن این سیستمها را اثبات کند و سپس باتوجهبه شاخصهای اساسی پایداری، ساختار و عناصر معماری اقلیم سرد و خشک و نیز شاخصهای ارزیابی ساختمانهای پایدار اقلیم سرد و خشک ایران را تدوین کند. ابتدا با مطالعۀ سیستمهای ارزیابی موجود بهعنوان مطالعۀ موردی این نتیجه به دست آمد که در تمامی سامانهها (حتی سامانههای بینالمللی) ضرایب منطقهای در وزندهی شاخصها تأثیرگذار بوده و عملا ً با بستر منطقهای طراحی شدهاند. با اتکا بر یافتههای پژوهش و باتوجهبه سامانههای ارزیابی بررسیشده، ضرایب سرفصلها و شاخصها عمدتاً بر مبنای شاخصهای منطقهای محاسبه شدهاند؛ بنابراین این سیستمها با وجود ادعای طراحی بینالمللی، قابل تعمیم به مناطق دیگر نیستند و الزام بومیسازی و طراحی جداگانۀ سیستم ارزیابی برای هر منطقه دیده میشود. با تحلیل یافتهها از نتایج تکنیک دلفی و بررسی موقعیت اجتماعی و اقلیمی محدودۀ مورد مطالعه، شاخصهای پیشنهادی برای اقلیم سرد و خشک ارائه گردیده است.
