کلیدواژه‌ها = طراحی
معماری بیونیک / بیومیمتیک

گزاره‌های پرتکرار در مفهوم دیالکتیک فضا در معماری

دوره 3، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 85-94

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725737

محمود اژدری

چکیده اصطلاح «دیالکتیک فضا» در معماری به تضادها و تقابل‌هایی اشاره دارد که در فضاها وجود دارد. این تضادها می‌توانند شامل مواردی مانند روشنایی و تاریکی، فشردگی و فضایی بودن، جنبه‌های متقابل مثل داخلی و خارجی و... باشند. این مفهوم در معماری، بیشتر به طراحی فضاها و نحوه تأثیرگذاری آن‌ها بر رفتار و احساسات انسان‌ها می‌پردازد. یکی از مهم‌ترین گزاره‌های پرتکرار در مفهوم دیالکتیک فضا، تعادل میان تضادها است. در طراحی فضاها، تلاش برای ایجاد تعادل بین عناصر مختلفی مانند روشنایی و تاریکی، فضای باز و بسته، فضای داخلی و خارجی و... به‌عنوان یکی از اصول اساسی در نظر گرفته می‌شود. این تعادل می‌تواند به تعادل در روحیه و احساسات افراد کمک کند و فضا را برای استفاده بهینه از آنان فراهم کند. یکی دیگر از گزاره‌های مهم دیالکتیک فضا، تداخل و تعامل بین عناصر مختلف است. فضاها با ایجاد تداخل و تعامل بین مؤلفه‌های مختلف می‌توانند جذابیت بیشتری داشته باشند. به‌عبارت‌دیگر، فضاها با تنوع و تعدد عوامل، بیشترین تأثیر را بر رفتار و احساسات افراد دارند و این تعامل‌ها می‌تواند به وجود آورنده جوانب جذاب و پویایی در فضاها باشد. یکی از دیگر گزاره‌های پرتکرار، پیوند با محیط است. فضاها باید قادر باشند با محیط اطراف خود پیوند برقرار کنند و ارتباط مثبتی با آن داشته باشند. این ارتباط می‌تواند از طریق استفاده از مناظر طبیعی، ارتباط با فضاهای مجاور یا حتی ادغام با فضاهای شهری انجام شود. با توجه به این گزاره‌های پرتکرار، طراحان معماری می‌توانند فضاهایی را ایجاد کنند که تأثیرگذاری بیشتری بر رفتار و احساسات ساکنان داشته باشند و فضاهایی دارای جذابیت و تنوع بیشتری باشند. این اصول به طراحان کمک می‌کند تا فضاهایی باکیفیت و مناسب برای زندگی و کار انسان‌ها ایجاد کنند.

فناوری معماری

راهکارهای مؤثر بر رشد انگیزشی کودکان کم‌توان ذهنی بر پایه روانشناسی محیطِ فضاهای آموزشی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 41-53

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725720

سارا محمدزاده اکبری، مهدی حمزه نژاد، راضیه فتحی

چکیده کودکان کم‌توان ذهنی به‌واسطه تفاوت در ویژگی‌های جسمانی، عقلانی، رفتاری و اجتماعی تمایز بسیار چشم‌گیری با سایر کودکان دارند. ازآنجایی‌که این قبیل از اختلالات، منجر به بروز مشکلات عدیده‌ای در زمینۀ رشد فردی و اجتماعی این کودکان می‌شود، در سال‌های اخیر، طراحی معماری فضاهای آموزشی به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین و تأثیرگذارترین فضاها در بهره‌وری حداکثری از توانایی این کودکان محور توجه بسیاری از معماران قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناخت و ارائه راهکارهایی در راستای بهبود کیفیت فضاهای آموزشی کودکان کم‌توان ذهنی جامعه با تکیه بر دانش روانشناسی محیط سعی در ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان دارد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در راستای شناخت و پاسخگویی به این پرسش بوده که «در فرآیند بهبود حالات و اختلالات کودکان کم‌توان ذهنی چه مؤلفه‌ها و راهکارهایی در زمینۀ روانشناسی محیطی فضاهای آموزشی می‌تواند منجر به ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان شود؟». روش تحقیق حاضر دارای ماهیت کیفی و وابسته به راهبرد توصیفی-تحلیلی است. پردازش این موضوع در ابتدا بر پایۀ مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای در راستای شناخت و تحلیل مولفه‌های محیطی مؤثر بر روان این کودکان بوده و در ادامه از بررسی‌های میدانی و مشاهده جهت تقویت روایی تحقیق بهره برده است. نتایج نشان می‌دهد که کودکان کم‌توان ذهنی به جهت برخورداری از ذهنی مضطرب‌ و آشفته‌تر نسبت به سایر کودکان حساسیت بیشتری در برخورد با محیط‌های گوناگون از خود بروز می‌دهند. در این راستا بهره‌گیری از عناصر معماری نظیر رنگ و فرم مناسب، جنس مصالح و تناسبات و همچنین ایجاد فضاهای اجتماع‌پذیر و فعالیت‌های مشارکتی در کنار بازی‌سازی‌های مطلوب در فضای آموزشی، تأثیر به‌سزایی در بهبود عملکرد ذهنی آنان داشته و منجر به افزایش آرامش ذهنی، استقلال فردی، ارتباطات اجتماعی و درنهایت ارتقاء رشد انگیزشی این کودکان در فضاهای آموزشی می‌گردد.

معماری و رسانه‌های دیجیتال

شناسایی مزایا ‌و‌ معایب و چالش‌های پیش ‌روی خانۀ‌ هوشمند از منظر کاربران در شهر تهران

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 71-88

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725722

فاطمه چشمهء، عباس حبیبی

چکیده در دنیای امروز، فناوری‏ها به حدی از پیشرفت و توسعه رسیده‏اند که در سطح زندگی روزمره نیز غیر قابل چشم‏پوشی هستند. خانۀ ‌هوشمند نمایانگر تعریف جدیدی از فضای خانگی است که با ورود هرچه بیشتر فناوری به خانه‌ها همراه می‌باشد. جایگاه هوشمندسازی در ایران، به‎عنوان یک پدیده وارداتی نیازمند مطالعه و بررسی‌های بیشتر است. هدف از این پژوهش پیدا کردن چالش‌های پیش ‌روی هوشمند‌سازی در خانه‌های ایرانی و دریافتن نوع نگرش کاربران به این موضوع است. در ادامه سعی شده است تا مزایا و معایب و نقاط قوت ‌و‌ ضعف خانۀ‌ هوشمند با تکیه بر تجربه زیسته کاربران شهر ‌تهران مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش برمبنای هدف یک تحقیق بنیادی و از حیث روش، یک مطالعه کیفی به شیوۀ مردم‏نگاریست که با انجام مصاحبه عمیق و نیمه‌ ساختار‌یافته با دو گروه کاربران بالفعل و ‌بالقوه خانۀ هوشمند در شهر تهران انجام شده ‌است. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها با استفاده از نرم‌افزار اطلس‌تی نسخه 9 مورد تحلیل موضوعی قرار گرفته است. یافته‌های این پژوهش حکایت می‌کند که مؤلفه‌های مختلفی در میزان رضایت کاربران از هوشمندسازی خانه‌ها مؤثر هستند که در گروه کاربران بالفعل عبارتند از مؤلفه‌های؛ روان‌شناختی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، زیرساخت و تکنولوژی و در گروه کاربران ‌بالقوه نیز شامل مؤلفه‌های؛ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌باشد. نتایج نشان می‌دهد که علیرغم تصورات اولیه، کاربران بالفعل غالباً از زیستن در این فضاها احساس رضایت می‌کنند و حتی در‌صورت عدم‌ رضایت کامل، مزایای هوشمند‌سازی را انکار نمی‌کنند. درواقع مهم‌ترین چالش برای پذیرش خانۀ ‌هوشمند از دیدگاه هر دو گروه، هزینه‌های بالای آن است.

نقش مدیریت شهری در افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی

دوره 3، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 89-100

https://doi.org/10.22034/ats.2023.725723

اکرم محمدی، مونا باباخانی، ایلناز صادقی

چکیده از دیرباز افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی موضوعی است که از دیرباز دانش‌پژوهان علاقه‌مند به مسائل شهری را به چالش کشانده است. ازاین‌رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت شهری در افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی در سطح تهران به اجرا درآمد. این پژوهش ازنظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است. در این تحقیق اطلاعات مربوط به 373 نفر از کارکنان و مدیران شهرداری شهر تهران در سطح تهران مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته‌اند تا بر اساس آن رابطه بین متغیرها برای آزمون فرضیه‌های تحقیق بررسی شود. داده‌های جمع‌آوری‌شده با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار‌ SmartPLS مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد شهرداری، شورای شهر، اتاق بازرگانی و سایر ارگان‌ها به‌عنوان ابعاد مدیریت شهری نقش اساسی در افزایش کیفیت معماری ساختمان‌های مسکونی دارد.

معماری داخلی

بررسی تاثیر بکارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت

دوره 2، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 22-39

علی هاشمی، محمدحسین محمودی ساری

چکیده بیان مسئله: پروژه های حوزه ساخت اخیراً دوباره کاری ها و تغییرات ناخواسته ی قابل توجهی در مرحله اجرا تجربه کرده اند که تاثیر منفی بر عملکرد پروژه می گذارد. بررسی دوباره کاری ها در حوزه صنعت ساخت و عوامل موثر بر آنها نشان می دهد که بخش قابل توجهی از تغییرات ناخواسته و منازعات ناشی از آن در پروژه ها به دلیل عدم هماهنگی مناسب بین ذینفعان پروژه، ارتباطات ناکارآمد و یا با تاخیر بین طرف های پروژه و شکست در تشریح الزامات تحویل و به طورکلی مدیریت سطح مشترک ضعیف و عدم هماهنگی بین شرکت کنندگان مختلف پروژه می باشد که به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم بر عملکرد پروژه تاثیر می گذارند و دوباره کاری ها را ایجاد می کنند. هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی نقش بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها در پروژه های ساخت می باشد ، که برای نیل به این هدف به شناسایی علل اصلی دوباره کاری ها در این پروژه ها پرداخته شده است تا با کمک آنها بتوان تاثیر بهره گیری از مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری ها و درنتیجه بهبود عملکرد پروژه را مشخص کرد. روش پژوهش: در این مقاله به بررسی تاثیر بکارگیری مدیریت سطح مشترک بر کاهش دوباره کاری های پروژه های ساخت پرداخته شده است, بنابراین ابتدا با مرور مبانی نظری, فرضیه های پژوهش نوشته شد و سپس با استفاده از پرسش نامه, داده ها جمع آوری شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دست اندرکاران صنعت ساخت ازجمله مجموعه کارفرمایان، مشاوران و پیمانکاران است. از این جامعه آماری, 291 نمونه آماری به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. پژوهش حاضر کاربردی و روش پژوهش, توصیفی از نوع پیمایشی بوده که اطلاعات به روش میدانی جمع آوری و برای تحلیل داده ها از آزمون دوجمله ای استفاده شده است. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که شناسایی سطوح مشترک و مدیرت آنها در پروژه های ساخت می تواند با اثرگذاری بر مولفه های اصلی بروز دوباره کاری ها باعث کاهش اتلافات ناشی از آن در حوزه صنعت ساخت شود.

طراحی معماری

شناسایی مؤلفه‌های اثرگذار بر طراحی آپارتمان مسکونی معاصر در ایران جهت پاسخگویی به نیاز کودک برای تحرک (مطالعه موردی مجتمع‌های مسکونی هرمزان در تهران)

دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 7-21

احمد اخلاصی، مهدی آروم

چکیده پاسخگویی به نیاز کودک جهت تحرک و بازی هم از بعد ارتقا سلامت روانی و جسمی و هم به‌عنوان پاسخ به نیاز یکی از ساکنین آپارتمان مسکونی موضوعی حائز اهمیت است. اما باتوجه‌به محدودیت‌های موجود در ساخت مجتمع‌های مسکونی؛ در بسیاری از خانه‌ها فضای باز (حیاط) که پیش‌ازاین مناسب‌ترین فضای خصوصی جهت پاسخگویی به این نیاز زیستی کودک (تحرک) بوده است حذف و نهایتاً فضای نیمه‌باز کوچک (تراس) جایگزین آن شد. هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه‌های تأثیرگذار در طراحی کالبد آپارتمان مسکونی در ارتقا کیفیت فضا جهت پاسخگویی به تحرک کودک است. این پژوهش بر اساس روش کمی (با کمک ابزار پرسش‌نامه محقق ساخت) انجام شده است. جمع‌آوری داده‌ها با ارائه پرسش‌نامه به ساکنین مجتمع مسکونی هرمزان در تهران صورت پذیرفته و داده‌های به‌دست‌آمده به‌وسیله نرم‌افزار Spss-26 و استفاده از تحلیل عاملی، آزمون فریدمن، آزمون همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفته و نتایج استخراج و ارائه گردیده است. بر اساس تحلیل یافته‌های پژوهش، استفاده از فضای باز (حیاط در ارتفاع) یا نیمه‌باز (تراس)، فضای سبز، انعطاف‌پذیری در مبلمان و کالبد آپارتمان و استفاده از نور طبیعی مهم‌ترین مؤلفه‌هایی است که بایستی به‌عنوان معیارهای طراحی کالبد آپارتمان مسکونی جهت پاسخ به نیاز کودک برای تحرک مدنظر قرار گیرد.

معماری و تکنولوژی‌های نوین

بررسی تطبیقی تأثیر پنجره های دو جداره و نماهای دو پوسته بر دمای مطلوب ساختمان نمونه مورد مطالعه : ساختمان بلند مرتبه مسکونی مجتمع پردیس چمران شیراز

دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 23-35

محمد کاظمی، حامد مضطرزاده

چکیده امروزه ساخت بناهای بلند مرتبه مسکونی جزیی از ضروریات شهرسازی مدرن گردیده است . اغلب مردم ساکن در شهرهای بزرگ و پرجمعیت جهان به ناگزیر در مجتمع های آپارتمانی بزرگ که اکثریت نیز بلندمرتبه هستند سکونت دارند . از جمله مؤلفه های مهم در طراحی ساخت این ساختمان ها مبحث تنظیم دمای مطلوب داخل ساختمان و ایجاد محدوده آسایش حرارتی برای ساکنین با در نظر گرفتن محدودیت های مصرف انرژی است . در این پژوهش نمونه موردی در نظر گرفته شد که یک ساختمان بلند مرتبه مسکونی واقع در شهر شیراز است ، که با استفاده از پنجره های دو جداره سعی شده است خواسته های پیش گفته را تأمین کند . از آنجایی که روش های دیگری نیز برای تأمین این موارد وجود دارد از جمله طراحی و اجرای نماهای دو پوسته ، در ابتدا انواع پنجره های دو جداره و همچنین نماهای دو پوسته به صورت مجزا معرفی گردید . و خصوصیات هر کدام از آنها شرح داده شد . در ادامه به جهت شناسایی گزینه مطلوب هر دو ساختار مورد قیاس تطبیقی قرار گرفت و این نتیجه به دست آمد که با در نظر گرفتن مزایا و معایب هر یک از این دو ساختار در نهایت نماهای دو پوسته می تواند به لحاظ تأمین دمای مطلوب ساختمان و ایجاد محدوده آسایش حرارتی برای ساکنین و همچنین افزایش بهره وری در مصرف انرژی ساختمان گزینه مناسب تری باشد .

مرمت

بازشناسی اصول مؤلفه‌های سازنده مساجد دوره ایلخانی نمونه موردی: شهر تبریز

دوره 2، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 37-46

رضا عبدالمحمدی، سعیده فیضی

چکیده شهرسازی دوره ایلخانی بنا بر شرایط سیاسی، اجتماعی، مذهبی و فرهنگی به وجود آمده طی حملات مغولان، یکی از تأثیرگذارترین نمونه‌های تاریخ شهرسازی ایران را شامل می‌شود. در این بازه زمانی همچنین شاهد تغییرات گسترده کالبدی و غیر کالبدی در معماری مساجد در دوره ایلخانی بودیم. مسجد مهم‌ترین نهاد تمدن ساز در اسلام و روحی بزرگ در کالبد مکان است و جدا کردن این روح از آن کالبد کاری ناصواب است. دوره‌ی ایلخانی ابتدا با ویرانی‌های شدید شروع شد ولی با ورود وزیران لایق ایرانی و همچنین به اسلام گرویدن شاهان ایلخانی پیشرفت پیش از پیش در معماری مساجد رخ داد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی انجام‌گرفته که از طریق مطالعه‌ی کتابخانه‌ای، یافته‌های میدانی و عکس‌برداری از مساجد ایلخانی تبریز انجام‌شده است. ابتدا تاریخچه مختصری از تحولات تاریخی دوره ایلخانی ذکرشده و سپس به بررسی مساجد این دوره در شهر تبریز پرداخته‌شده و محتـوای کالبـدی بناها ازجمله آرایه‌ها و تزئینات ایوان‌ها، سردر، گنبد، سال ساخت و پلان مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته است. با توجه به بررسی‌های که در مورد ۵ مسجد دوره ایلخانی تبریز ازلحاظ مؤلفه‌های اصلی سازنده مساجد به‌طور کامل انجام‌گرفته و در قالب جداول و نمودارهایی در مقاله تحلیل و بررسی‌شده و به‌طور مجزا در مورد هرکدام از مؤلفه‌ها برای تک‌تک مساجد درنتیجه گیری بیان گردیده است. در کل می‌توان گفت ایلخانیان سعی کردند تا با در نظر گرفتن شرایط اقلیمی و اجتماعی شهر تبریز مساجد ایلخانی را مطابق با شرایط موجود در آن زمان بنا کنند.

معماری

ارائه مدل کاربردی طراحی فضاهای شهری زیست‌پذیر شاد با رویکرد ارتقای کیفیت زندگی در محله تجریش

دوره 1، شماره 2، زمستان 1400 شناسه مقاله:Dor:20.1001.1.28209818.1400.1.2.4.4

هما رمضانی، کیانوش حسنی

چکیده امروزه در اکثر کشورهای توسعه‌یافته زیست پذیری به‌عنوان یک اصل در چهارچوب پایداری موردبحث قرار می‌گیرد. همچنین استدلال می‌شود که ارزیابی زیست‌پذیری، می‌تواند با ارائه یک روش قابل توصیف، برای ارزیابی محیط‌های شهری و کیفیت آن‌ها، با رویکردهای گوناگون به اجرای برخی از برنامه‌های جدید شهری کمک کرد. ﮐﯿﻔﯿﺖ ﯾﮑﯽ از ﻣﻔﺎﻫﯿﻢ ﻣﺤﻮری ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی ﺑﻮده که از اﻫﻤﯿﺖ ﻧﻈﺮی و عملی ﻓﺮاواﻧﯽ ﺑﺮﺧﻮردار است در ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ باهدف ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ ﺑﺮ تحقق‌پذیری ﺷﻬﺮ ﺷﺎد و ﺗﺒﯿﯿﻦ اﻟﮕﻮی دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ آن‌ که دارای ماهیت توسعه‌ای-کاربردی است، تلاش بر این بود با تجزیه‌وتحلیل فضای مکانی یعنی محدوده تجریش و قرار دادن خط‌مشی برای ایجاد محیط‌های شاد به تدوین یک چهارچوب نظری جهت تبیین مفهوم شادی در محیط پرداخته و با معرفی و بازشناسی مؤلفه‌های سازنده آن مدلی ارائه گردد تا به‌واسطه از آن راهکارهایی با عنوان سیاست‌های طراحی استخراج شود. لذا پس از مرور شاخص‌های کیفیت و از طریق معیارهای برگزیده مرتبط با شادی، به بررسی شاخصه‌ها در چهار بعد تأثیرگذار پرداخته‌شده است که با تکیه‌بر فن تهران (فنون چشم‌انداز سازی) به‌صورت قرار دادن چکیده‌ای از مطالعات، در چهارچوب مفهومی پیشنهادی فن مذکور، ساماندهی شده و پس از سنجش وضعیت استخراج‌شده نتایج حاکی از آن بود که علاوه بر سه مرحله اصلی شناخت وضعیت موجود، شناخت آینده پیش رو، اتصال میان گذشته و آینده که در فرهنگ شهرسازی با عنوان زیست پذیری یاد می‌شود، فاز پنجم تحلیل با سه مؤلفه اصلی، هویت، ساختار و معنا به میان آمده که پاسخگو به سیاست‌های چهار بعد اصلی خواهد بود.