نویسنده = محمدرضا مغاره
معماری و تکنولوژی‌های نوین

بهینه‌سازی عملکرد حرارتی ساختمان‌ها با استفاده از نسل جدید مواد تغییرفاز دهنده

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 09 شهریور 1405

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2094629.1060

الهام پیشور، محمدرضا مغاره

چکیده بخش ساختمان به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان انرژی، سهم قابل‌توجهی در مصرف انرژی و انتشار آلاینده‌های زیست‌محیطی دارد؛ ازاین‌رو، ارتقای عملکرد حرارتی ساختمان‌ها و کاهش وابستگی به سامانه‌های مکانیکی گرمایش و سرمایش، از راهکارهای دستیابی به ساختمان‌های کم‌مصرف و پایدار تبدیل شده است. در این میان، مواد تغییر فازدهنده به دلیل قابلیت ذخیره‌سازی و آزادسازی انرژی گرمای نهان، به‌عنوان یکی از فناوری‌های نوین مدیریت انرژی در ساختمان مورد توجه قرار گرفته‌اند. با وجود مزایای متعدد، نسل‌های اولیه این مواد به دلیل محدودیت‌هایی مانند رسانایی حرارتی پایین، نشت ماده در فرآیند تغییر فاز و کاهش پایداری در چرخه‌های حرارتی، با چالش‌هایی در کاربردهای ساختمانی مواجه بوده‌اند. هدف این پژوهش، بررسی روند تکامل نسل‌های مختلف مواد تغییر فازدهنده، تحلیل ویژگی‌ها، مزایا و محدودیت‌های هر نسل و تبیین نقش نسل جدید این مواد در بهینه‌سازی عملکرد حرارتی ساختمان از طریق ادغام در پانل‌های ساختمانی است. نوآوری پژوهش در ارائه یک تحلیل تطبیقی از روند تکامل فناوری این مواد، مقایسه نسل‌های مختلف و بررسی قابلیت‌های آن‌ها در کاربردهای ساختمانی با تأکید بر پانل‌های ساختمانی است. این پژوهش با رویکردی مروری–تحلیلی انجام شده است. بدین منظور، مقالات فارسی و انگلیسی منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۶ از پایگاه‌های علمی Scopus، Google Scholar، MDPI و SID با استفاده از کلیدواژه‌های مرتبط با مواد تغییر فازدهنده، عملکرد حرارتی ساختمان، پانل‌های ساختمانی و ذخیره‌سازی انرژی حرارتی گردآوری شدند. پس از غربالگری بر اساس ارتباط موضوعی، دسترسی به متن کامل و تمرکز بر کاربرد مواد تغییر فازدهنده در ساختمان، 30 مقاله منتخب برای تحلیل نهایی انتخاب و بر اساس نسل مواد، فناوری ساخت و نحوه ادغام در پانل‌های ساختمانی به‌صورت تطبیقی بررسی شدند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که توسعه نسل‌های جدید مواد تغییر فازدهنده، شامل مواد تثبیت‌شده شکلی، نانوکامپوزیتی و ...، موجب بهبود رسانایی حرارتی، افزایش پایداری چرخه‌ای، کاهش نشت ماده و ارتقای سازگاری با مصالح ساختمانی شده است. این پیشرفت‌ها امکان استفاده مؤثرتر از این مواد در پانل‌های ساختمانی را فراهم کرده و ظرفیت این فناوری را برای کاهش بارهای گرمایشی و سرمایشی، افزایش بهره‌وری انرژی و ارتقای آسایش حرارتی ساختمان افزایش داده است. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که نسل‌های جدید مواد تغییر فازدهنده، در مقایسه با نسل‌های پیشین، ظرفیت بیشتری برای بهینه‌سازی عملکرد حرارتی ساختمان و توسعه ساختمان‌های کم‌مصرف و پایدار دارند. با این حال، توسعه گسترده این فناوری در صنعت ساختمان همچنان مستلزم کاهش هزینه‌های تولید، استانداردسازی روش‌های ارزیابی عملکرد و انجام مطالعات بلندمدت در شرایط واقعی بهره‌برداری است.