صورتبندی انتقادی مسئلۀ حفاظت از میراث مذهبی در پرتو اسناد بینالمللی و رویکردهای معاصر
دوره 6، شماره 2، تابستان 1405، صفحه 49-68
https://doi.org/10.22034/ats.2026.2093018.1040
نسیم عسگری
چکیده میراث مذهبی در گفتمان معاصر، مفهومی با حدود ثابت و تعریفی یکدست به شمار نمیآید؛ زیرا در پیوند میان دین، فرهنگ، سیاست و میراثسازی شکل میگیرد و معنای آن با گزینش، بازنمایی و رسمیتبخشی نهادهای میراثی دگرگون میشود. مسئله اصلی از فاصله میان برداشتی پدید میآید که گروههای دینی از مکان دارند و صورتی که نظامهای حقوقی و اداری برای شناسایی، ارزیابی و مدیریت آن پدید میآورند. بدین سبب، حفاظت از این میراث تنها با تشخیص ویژگیهای تاریخی و معماری تحقق نمییابد و به شناخت منطقهایی نیاز دارد که ارزش مذهبی را به موضوعی عمومی و قابل سیاستگذاری تبدیل میکند. هدف نوشتار، تبیین تحول مبانی، گسترش قلمرو مداخله و بازشناسی چالشهای حفاظت از میراث مذهبی در اسناد بینالمللی است. مطالعه با رویکردی کیفی، ماهیتی توصیفی ـ تحلیلی و روش اسنادی صورت گرفت. پیکره تحلیل را کنوانسیونها، منشورها، بیانیهها، توصیهنامهها و متون حقوقی، نظری و مدیریتی تشکیل داد. اسناد با نمونهگیری هدفمند برگزیده شد و پس از سنجش اصالت، اعتبار، نمایایی و معناداری، گزارههای مرتبط استخراج و در دستههای زمانی و موضوعی سامان یافت. سپس روابط درونی، گسستها و مسیرهای تحول با استدلال منطقی و تفسیر تطبیقی واکاوی شد. یافتهها نشان میدهد حمایت از مکانهای مذهبی از مصونیت در مخاصمه و تضمین آزادی عبادت آغاز شد و بهتدریج ارزشهای تاریخی، معماری، فرهنگی و معنوی، همراه با بستر، منظر، مشارکت و مدیریت پایدار را دربرگرفت. با وجود این گسترش، ارزش قدسی هنوز با معیارهای عمومی میراث شناخته میشود، تفکیک امر ملموس و ناملموس پیوند زنده عناصر مکان را مختل میسازد و جایگاه گروه متولی نیز از سطح مشورت فراتر نمیرود. بر این پایه، موضوع حفاظت را باید رابطهای تاریخی و پویا میان معنای مذهبی، صورت مادی، کاربرد و تداوم اجتماعی مکان دانست. در پایان، اعتبار هر مداخله به میزان پاسداشت دلالت قدسی مکان، نظم حضور و نقش مؤثر گروه متولی وابسته است.
تحلیل شیوههای برداشت از تاریخ در معماری ایران در دورههای پهلوی اول و دوم
دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 41-63
https://doi.org/10.22034/ats.2025.725533
نسترن نصیری، مرضیه جعفری گرکانی، نسیم عسگری
چکیده معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گستردهای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبکهای مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد بهطوریکه همزمان تحت تأثیر سیاستهای ملیگرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوههای مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکلگیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینههای اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانهای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، دادههای اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافتهها نشان میدهد که شیوههای برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبکهای مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشتها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکلدهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلقشده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
