نویسنده = علی عسگری
طراحی معماری

مدل واسطه‌گری تصویری هوش مصنوعی در آموزش ترسیم دست آزاد معماری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/ats.2026.2096325.1079

علی عسگری

چکیده آموزش دست آزاد در سال نخست معماری همواره با فاصله‌ای بنیادین میان مشاهده و ترسیم روبه‌رو است؛ دانشجو فضا، حجم، خط، عمق، بافت و نور را می‌بیند، اما همواره نمی‌تواند آن‌ها را به زبان ترسیم، کروکی و راندو تبدیل کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر این مسئله، تجربه به‌کارگیری هوش مصنوعی را در آموزش دست آزاد به دانشجویان کارشناسی معماری بررسی می‌کند و هدف آن تبیین «مدل واسطه‌گری تصویری هوش مصنوعی» به‌عنوان روشی برای تقویت فهم ترسیمی دانشجویان است. این پژوهش با رویکرد پژوهش مبتنی بر طراحی آموزشی و تحلیل کیفی- توصیفی در درس‌های بیان معماری ۱ و ۲ دانشگاه شهید بهشتی در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ انجام شد. در نیمسال نخست، یک گروه ۱۶ نفره از میان ۶۲ دانشجوی ورودی ۱۴۰۴ و در نیمسال دوم، سه گروه با حدود ۳۷ دانشجو در فرایند مشاهده و مداخله آموزشی قرار گرفتند. داده‌های پژوهش شامل آثار آغازین و میان‌مرحله‌ای دانشجویان، خروجی‌های واسط تولیدشده با هوش مصنوعی، یادداشت‌های مدرس، بازخوردهای کلاسی، چارچوب‌های ارزیابی ترسیم و راندو و نظر خبرگان بود. یافته‌ها نشان داد که تصویر واسط تولیدشده با هوش مصنوعی، در صورت هدایت تحلیلی مدرس، می‌تواند به آشکارسازی منطق خطوط، جهت گریز، تفکیک پیش‌زمینه و پس‌زمینه، کنترل بافت، حفظ سفیدی صفحه و راندوی هدفمند کمک کند. نتیجه پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی در این مدل نه جایگزین دست آزاد، بلکه ابزاری برای تغییر کیفیت دیدن، تحلیل‌کردن و بازگشت آگاهانه‌تر دانشجو به ترسیم دستی است.

معماری و تکنولوژی‌های نوین

تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر

دوره 5، شماره 1، بهار 1404، صفحه 7-21

https://doi.org/10.22034/ats.2025.725531

راضیه فتحی، علی عسگری

چکیده مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان می‌پردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی به‌عنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامه‌ریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا می‌کند. شهرک اکباتان به‌عنوان یکی از نمونه‌های برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه می‌دهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویت‌های مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیط‌های انعطاف‌پذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیل‌های کمی و کیفی استفاده شده و داده‌ها از طریق پرسش‌نامه و مشاهدات میدانی جمع‌آوری گردیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمه‌عمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطاف‌پذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگی‌های جمعیت‌شناختی نظیر سن و مدت‌زمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. به‌عنوان مثال، خانواده‌های بزرگ‌تر به فضاهای انعطاف‌پذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان می‌دهند، در حالی که افراد جوان‌تر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمه‌عمومی اولویت می‌دهند. این پژوهش با ارائه تحلیل‌های چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیط‌های مسکونی متناسب با سبک‌های زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه می‌کند.

معماری

خوانش تحولات تاریخی جداره شمالی خیابان طالقانی (از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی)

دوره 4، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 23-41

مرضیه اختری، علی عسگری

چکیده خیابان طالقانی تهران، یکی از محورهای مهم شهری، به دلیل موقعیت مکانی و نقش تاریخی خود، شاهد تغییرات معماری و اجتماعی متعددی بوده است. این خیابان به‌عنوان فضایی اداری و دولتی، از سبک‌های رایج و سیاست‌گذاری‌های کلان حکومتی در زمان شکل‌گیری تأثیرپذیر بوده است. بررسی تحولات نمای ساختمان‌های این خیابان، فرصتی برای تحلیل چگونگی تأثیرگذاری عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر شکل‌گیری هویت معماری شهری در طول سده گذشته فراهم می‌کند. هدف این پژوهش، بازخوانی تحولات جداره شمالی خیابان طالقانی با تأکید بر ساختمان‌های اداری و دولتی، از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر نمای این ساختمان‌ها در سه دوره تاریخی است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا علاوه بر شناسایی سبک‌های معماری رایج در هر دوره، ارتباط میان معماری و سیاست‌گذاری‌های حکومتی را نیز بررسی کند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات تاریخی و مشاهده میدانی انجام شده است. در این راستا، 8 ساختمان شاخص در جداره شمالی خیابان طالقانی به‌عنوان نمونه انتخاب و ویژگی‌های نمای آن‌ها با تأکید بر تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل شده‌اند. همچنین، داده‌های به‌دست‌آمده از منابع کتابخانه‌ای و اسناد تاریخی، با نتایج مشاهده‌های میدانی تلفیق گردیدند. نتایج تحقیق نشان می‌دهد که در دوره پهلوی اول، سیاست‌های ملی‌گرایانه منجر به ایجاد نماهایی با تأکید بر خطوط افقی و استفاده از مصالح بومی شده است. در دوره پهلوی دوم، تأثیرات غرب‌گرایانه و شرایط اقتصادی مناسب، به طراحی نماهایی با سبک بین‌الملل و استفاده از فناوری‌های مدرن انجامید. در سال‌های پس از انقلاب اسلامی، سیاست‌های ایدئولوژیک و شرایط اقتصادی دشوار، نماهایی ساده‌تر با تأکید بر مصالح بومی و کارکردگرایی را شکل داده است. یافته‌های پژوهش نشان‌دهنده آن است که نمای ساختمان‌ها در خیابان طالقانی نه‌تنها بیانگر تحولات معماری هستند، بلکه به‌عنوان رسانه‌ای برای بازتاب سیاست‌های حکومتی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی هر دوره عمل کرده‌اند.

نظریه و نقد معماری

امکان سنجی بروز مکان سوم ری اولدنبرگ در معماری داخلی کافه

دوره 1، شماره 1، پاییز 1400، صفحه 71-84

https://doi.org/10.52547/arch.1.1.71

مریم محمدی سالک، علی عسگری، راضیه فتحی

چکیده در نگاه غیر تفکیک‌پذیر بر ادبیات معاصر، مکان‌های عمومی شهر در ساختمان‌ها و عملکردهای منعطف بسط می‌یابند. بر این اساس فضاهای اجتماع‌پذیر مانند کافه‌ها به‌عنوان فضاهایی نیمه عمومی می‌توانند کیفیاتی اجتماعی را در خود زمینه‌سازی نمایند. حال ایده مکان‌های سوم اولدنبرگ که جهت تحقق یافتن به بستری خنثی برای گردهمایی و تعاملات اجتماعی نیاز دارد را می‌توان با استفاده از تدابیری در این فضا بسط داد. نگارندگان در این مقاله بر آن هستند تا ضمن شناسایی ارکان تأثیرگذار بر محتوای فیزیکی و اجتماعی مکان سوم، هر یک را جهت امکان دهی فضای کافه با ارائه راهبردهایی متناسب سازند. ازاین‌رو، این مقاله تحت پارادایم کیفی و مبتنی بر راهبرد علّی و استدلالی سعی نموده تا با ارائه مدلی مفهومی به ارتباط ویژگی‌های مشترک این دو مقوله بپردازد. درنهایت چنین استنباط گردید که تقویت انعطاف‌پذیری مبلمان و چینش آن، ارائه قوانین و استانداردهایی مطابق با هنجارهای جامعه، فراهم آوردن امکانات اولیه جهت دعوت مخاطبین با شرایط خاص، دسترسی آسان به لحاظ زمانی و مکانی، خاطره سازی فضا برای دعوت مشتریان آتی، پرهیز از تجمل‌گرایی، جو مرتبط با بستر اجتماعی پیرامون و درنهایت ایجاد محیطی صمیمی به‌مانند خانه، می‌تواند در این هم‌آوایی مشارکت نماید.